|
مقاله ها
صفحۀ 1
2
3
4
5
-
-

-

-

-

-

-

-
 
-

-
-
از ژولیان آسانژ: بیل گیتس: هویت دیجیتال بر تکتک حرکات شما کنترل
خواهد داشت؛ وضعیت بدن، پول، غذا و واکسنهایتان
تعیینکننده این خواهد بود که آیا «مجوز زندگی» دریافت میکنید یا
اینکه فعالیتتان متوقف (و دسترسیتان قطع) میشود!
گیتس از ادغام هویت دیجیتالِ مبتنی بر دادههای بیومتریک، حسابهای
بانکی، سامانههای پرداخت، سوابق پزشکی و دادههای کشاورزی در قالب
یک شبکه عظیم و جهانیِ نظارت و پایش، تمجید میکند.
اسکن عنبیه چشم شما.
ضربان قلب شما.
تراکنشهای مالی شما.
انتخابهای پزشکی شما — بهویژه در مورد واکسنها.
آنچه میکارید، آنچه میخورید و آنچه میخرید. همه چیز رصد،
امتیازدهی و کنترل میشود.
از تزریق واکسن سر باز میزنید؟ سیستم را زیر سوال میبرید؟ هویت
دیجیتال شما، شما را به عنوان فردی مسئلهدار علامتگذاری میکند.
حسابهایتان مسدود میشود.
سهمیه غذایتان قطع میشود.
دسترسی به خدمات درمانی سلب میشود.
دیگر خبری از «مجوز زندگی» نیست؛ شما را از کار میاندازند.
این مسئله ربطی به سلامت ندارد. ربطی به اقلیم هم ندارد.
این «سلطه مطلق» است.
بدن شما دیگر متعلق به خودتان نیست.
پول شما قابل برنامهریزی است.
غذای شما توسط نخبگان سهمیهبندی میشود.
آزادی شما در امور پزشکی از بین رفته است.
آنها همین حالا در حال ساخت زندان دیجیتال هستند و نامش را
«پیشرفت» میگذارند.
بیل گیتس و متحدان جهانیگرای او میخواهند شما را در شبکه کنترلی
خود محصور کنند؛ جایی که هر نفس، هر خرید و هر انتخابی رصد و تایید
میشود.
مقاومت کنید. تن به خواسته آنها ندهید.
-
طبقهبندیشده: گروه تبهکار NWO نظم جدید جهانی، وابستگی گسترده
جهانی به دولت - واکسنهای میکروچیپدار برای تسلط کامل
بر بشریت ایجاد کرده است.
ادعای طبقهبندیشدهای که در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶ در میان هواداران
ترامپ و خوانندگان Q دست به دست میشود، این است که یک گروه تبهکار
NWO جهانی به طور اتفاقی به رفاه عمومی، واکسنهای اورژانسی و
هویتهای دیجیتال دست نیافته است. او آنها را به صورت یک سیستمی
واحد و یکپارچه طراحی کرده است. ابتدا وابستگی به دولت. سپس یک
محصول پزشکی امکان ردیابیشده. سپس یک سیستم پولی که تصمیم میگیرد
آیا یک فرد میتواند غذا، سوخت یا دارو بخرد یا نه.
هشدار اولیه، که اکنون به عنوان هشدار واقعی خوانده میشود، فکر
میشد که این وابستگی، دولتها را از نظر اقتصادی نابود خواهد کرد.
پس از این نابودی، همان معماران اعلام خواهندکرد که سیستم قدیمی
دیگر قابل زیست نیست. یک سیستم جایگزینی در پی آن خواهد آمد بدون
آن که آزادی را باز گرداند. این جایگزینی به مافیای [سیاستمداران
تبهکار] قدرت سد حق خرید و فروش را میدهد. میهنپرستان این رابطه
را بر روی ارز دیجیتال، امتیازهای اعتباری اجتماعی و گذرنامههای
واکسن که هرگز به طور کامل از بین نرفتند، ترسیم میکنند.
واکسنهای میکروچیپدار در مرکز این طرح قرار دارند. در چنین
شرایطی، تزریق هرگز فقط یک سوزن نبوده است. این نقطه ورود برای
شناسایی، مکانی و بعدها تحمیل رعایت مقررات است. شبکه های اطلاعاتی
دگر اندشان، شناسههای تزریقی را به عنوان سختافزاری برای یک شبکه
کنترل، آزمایش شده در روند سالها تحمیل بهداشتی/سلامتی در نظر
میگیرند. آنها استدلال میکنند که هدف، سلامت عمومی نیست. این
تسلط همزمان بر بدن و کیف پول است.
تسلط کامل در هر حوزهای است. برای این مخاطب، این حوزهها
بیولوژیکی، مالی، اطلاعاتی و معنوی هستند. قرنطینهها به مردم
آموخت که منتظر دولت بمانند و در اختیار دولت قرار دهند. رسانهها
به آنها آموختند که از همسایهای که امتناع کرده بترسند. بانکها
به آنها آموختند که کارتها، برنامهها و کدها را به طور عادی
بپذیرند. وقتی که پول نقد از بین برود و ببیند حسابش به دلیل پست
مجازی نامناسب و یا وضعیت واکسن مسدود شده است، عمل خرید دیگر از
کنترل شهروند خارج می شود.
برای جنبش ترامپ، فرجام کار درست عکس آن تسویه حساب مبتنی بر
پشتوانۀ طلا که میهنپرستان انتظارش را دارند است. پول قابل
برنامهریزی، گروه تبهکاران را در خود حبس میکند و خروجی نخواهد
داشت. به همین دلیل است که این نظر تا اواخر سال 2026 مطرح خواهد
بود. اگر حکومت ها عمداً ورشکسته شوند، سیستم جدید راه نجات را
تشکیل نمی دهد. یعنی انتقال آخرین تکه های استقلال ملی، حق خرید و
فروش بدون اجازه، است.
از سازمانها و بنیادهایی که بودجه این طرح و یا جو را تأمین
کردهاند، هیچ اعترافی انتظار نباید داشت. به گفتۀ خوانندگان Q که
می گویند که نشانه های این ماجرا را می توان در نابودی طبقۀ متوسط،
تلاش برای تحمیل شناسه دیجیتالی و خود داری از دنبال کردن نکردن
واکسیناسیون مشاهده کرد.اتهام ساده است. این گروهک تبهکار، بستگی
به دولت، سرنگ و کلید قطع و وصل را بوجود آورده است. محصول بطور
مشخص سلطه کامل بوده است. بشریت موجودی انباری بوده است.
-

-

-
زیر نویس میتواند فارسی شود.
دیوید آیک در سال ۱۹۹۸ با آریزونا وایلدر ملاقات کرد.
او بازماندهی یک برنامهی گستردهی کنترل ذهن است که طی چندین دهه
بر روی صدها نفر اعمال شده است. وایلدر در روایتی دو ساعته، ضمن
شرح زندگی و تجربیات خود، جزئیاتی از مراسم شیطانیای را فاش
میکند که در آنها حضور داشته است؛ مراسمی که طی آنها بارها شاهد
تغییر شکل موجوداتی (ظاهراً) انسانی به موجوداتی خزنده بوده است.
آریزونا وایلدر همچنین دربارهی مرگ پرنسس دایانا، برنامهی کنترل
ذهن، معنای واقعی مناسبتهایی همچون کریسمس و هالووین، تاریخچهی
«ایلومیناتی»، نقش یوزف منگله، مکانهای برگزاری مراسم آیینی و
موضوعات دیگر سخن میگوید. او مکرراً از چهرههای بسیار مشهوری نام
میبرد که در این مراسم مشارکت داشته و به «بزرگترین راز» (The
Biggest Secret) راه یافتهاند.
حق نشر: دیوید آیک
davidicke.com
|