قطعنامۀ هم یاران                                                              مهدی شهرتی
     هکرها شدیداً به این سایت حمله کرده اند. ضبط کنید. نسخه بردارید.                                                                                        
                                                                                                                                                                    

 فلسفۀ علمی یا ماتریالیسم                                                                  وقتی که علم موضع می گیرد !                                                                            دهریون 
                                                      

mehdi.shohrati@asrehamyaran.com

نوشته ها :
  درمورد این سایت 

هدف چیست؟ 

مسئله چیست ؟ 

چه باید کرد ؟

  
تفکر علمی یا تفکر منطقی

 فلسفه

علم 

 دیالکتیک

دیالکتیک چیست؟ از احسان طبری.

 متافیزیک

استثمار

تاریخ استثمار

  پول، مالکیت و مبادله

دمکراسی

 حکومت، دولت

  همبستگی، هم یاری،
همکاری،اتحاد


حکومت مدنی یا قانونی، یا عدالت اجتماعی

  طبقه بندی علمی جامعه  

شناخت و آگاهی

جامعۀ هم یاران
      یا          
کمونیسم


  بحران و رونق
 
 فتشیسم کالا

سازمان
 
 دزد  

حقوق طبیعی

  مرغ  یا  تخم مرغ

   چه حکومتی در ایران

   نبرد کیهانی اهریمن
و
اهورامزدا


 "یار دبستانی من"

 جنگ  و  صلح

  زمین و زمان از آن شما
نیست


زمان
  
پیش بسوی برابری

بدون پول!؟ چطور؟

 همۀ ما محکوم شدگان همین زمینیم

       آزادی       

در هر آفریده ای- آفریننده ای نهفته است

     بیداد

    رفقای حزب توده ایران   

  پرویز شهریاری

  عشق

   خانواده  

   ادب و بی ادب 

        نبرد با استثمار نبردی کیهانی

اعلامیهٔ کمیته مرکزی حزب توده ایران    

نامه های ارسال شده

نامه های دریافت شده





 

  

نقش راکفلر و کمیسیون سه جانبه در ریاست جمهوری آمریکا و جنگ علیه ایران

     ترجمه مهدی شهرتی     

 
خانوادۀ راکفلر، که ثروت خود را از نفت به دست آورده بودند، مستقیماً در انتخابات روئسای جمهور و انتصاب اعضای دولت های متوالی برای خدمت به منافع جهانی خود نقش داشتند. این نفوذ عمدتاً از طریق کمیسیون سه جانبه اعمال می‌شد که در جهت ایجاد حاکمیت جهانی توسط شرکت های چند ملیتی و منافع خصوصی در چارچوب سیاست «تجارت آزاد» فعالیت می کرد.
ترجمۀ نامۀ جان راپورت Jon Rapport در سال 26 ژوئن 2025، نویسنده و روزنامه‌نگار تحقیقاتی به مدت 30 سال
 

نیکسون و واترگیت

ماجرا با ریچارد نیکسون و ماجرای واترگیت در سال 1972 آغاز  می شود.

 کمر بند هایتان را ببندید

 دلیل اصلی برکناری  نیکسون از مقام ریاست جمهوری، واترگیت نبود؛ آن توطئۀ مجرمانه و خاص برای حفظ قدرت حزب جمهوری خواه هم نبود.

ناگهان، نیکسون شروع به وضع تعرفه های گمرکی بر کالاهای صادراتی کشور ها به آمریکا کرد.

این عمل، خیانتی بزرگ در حق مردی بود که حرفه سیاسی نیکسون را نجات داده بود؛ آن هم پس از آنکه نیکسون در انتخابات ریاست جمهوری سال 1960 و رقابت فرمانداری کالیفورنیا در سال 1962 شکست‌خورده و در حالی که ورشکسته و افسرده بود، به انزوا در کالیفورنیا در پیلۀ خود پناه برده بود.

مردی بود که به نیکسون شغلی داد و در سال 1968 او را وارد کاخ سفید کرد. آن مرد، دیوید راکفلر بود.

دیوید، مانند تمام همتایانش، طرفدار سر سخت تجارت آزاد بود. تجارت آزاد به ثروت‌های عظیم  و شرکت های بزرگ اجازه می‌دهد تا در سرتاسر جهان پرسه بزنند و بدون کوچکترین محدودیتی، به هر شکلی که می‌خواهند آزاد تجارت کنند.

اجازه دادن به شرکت های بزرگ آمریکایی برای ترک آمریکا، رها کردن کارمندانشان در خیابان، راه اندازی فروشگاه در کشورهای خارجی با نیروی کار ارزان، تولید کالاهایشان و صادرات آن‌ها به ایالات متحده – این فرمول غارتگرانه جهانی تجارت آزاد است.

از نیکسون به عنوان رئیس جمهور انتظار می‌رفت که کاملاً از این مدل راکفلر حمایت کند. اما نیکسون می‌خواست خودش دست به کار شود و به شکل خودش پرواز کند. بنا بر این، مجبور به رفتن شد.

دیوید و خانوادۀ راکفلر از دوستان بسیار نزدیک کاترین گراهام، مالک واشنگتن پست بودند که با استفاده از دو خبرنگار تازه کار، پرونده علیه نیکسون را برای گیر انداختنش جور کرد. به نظر می‌رسد که آن‌ها تمام تلاش خود را برای خلاص شدن از شر او انجام دادند.

کمیسیون سه جانبه برای کنترل روسای جمهور و ترویج سرمایه داردی غارتگرانه

 جرالد فورد، معاون رئیس جمهور، دفتر بیضی شکل را به دست گرفت و بطور تصادفی، برادر دیوید، نلسون راکفلر، را به عنوان معاون رئیس جمهور جدید منصوب کرد.

دیوید به اروپا سفر کرد و در آنجا سخنرانیی برای بزرگان مالی ایراد کرد و به آن‌ها اطمینان داد که نظم در واشنگتن بر قرار شده و تجارت آزاد دوباره در مسیر خودقرار گرفته است.

  اما دیوید بیشتر می خواست. او خواهان کنترل  بیشتر بر ریاست جمهوری بود. دیوید تا حدودی در پاسخ به شورش نیکسون در مورد تجارت آزاد، گروه جدیدی به نام کمیسیون سه جانبه تشکیل داد.

او می‌خواست رئیس جمهور بعدی را انتخاب کند و دولت خود را با اعضای سه جانبه پر کند.

او متوجه کشاورز نسبتاً گمنامی شد که فرماندار جورجیا بود، یعنی جیمی کارتد،  و از او به عنوان کسی که می‌تواند التیام بخش زخم های ملی (به ویژه رسوایی نیکسون) باشد، حمایت کرد؛ و گویی با یک چوب دستی جادویی، جیمی کارتر خود را در مقام رئیس جمهوری ایالات متحده یافت.

اندکی پس از پیروزی کارتر در انتخابات ریاست جمهوری، دستیارش همیلتون جردن   اعلام کرد که اگر سای ونس و زبیگنیف برژنسکی  پس از مراسم تحلیف به سمت های وزیر امور خارجه و مشاور امنیت ملی منصوب شوند، «ما بازنده خواهیم بود و من استعفا خواهم داد.» دلیل  این «باخت» آن بود که هر دونفر از اعضای بانفوذ «کمیسیون سه جانبه» بودند و انتصاب آن‌ها به پست های کلیدی، عملاً به معنای واگذاری کنترل کاخ سفید به آن‌ها بود.

همانطور که جردن بیم داشت، ونس و برژینسکی واقعاً به سمت های وزیر امور خارجه و مشاور امنیت ملی منصوب شدند. با این حال، او استعفا نداد؛ بلکه به عنوان رئیس دفتر کارتر مشغول به کار شد..

در دوران ریاست جمهوری کارتر، اعضای کمیسیون سه جانبه سیاست‌های داخلی و خارجی ایالات متحده را شکل می دادند.   

تغییر  رژیم در ایران

یکی از این سیاست‌ها مربوط به ایران بود، جایی که «دانشجویان شورشی» 52 نفر از کارکنان سفارت آمریکا را گروگان گرفته بودند و آن‌ها را به مدت 444 روز در اسارت نگه داشته بودند.

رهبر ملت در آن زمان، شاه ایران، به خود آمد و تصمیم گرفته بود کشورش را به یک قدرت صنعتی کاملاً مدرن تبدیل کند (تحت فشار مردم و نخست وزیرش ، محمد مصدق). با این حال، این یکی با دستورکار جهانی گرایان در صحنه بین‌المللی همسو نبود.

یک «مردی بلند قد» برای حل و فصل اوضاع به ایران اعزام شد، ژنرال الکساندر هیگ، عضو کمیسیون سه جانبه بود.

هیگ به طور خصوصی با فرمانده هان نظامی شاه ملاقات کرد و به آنهادستور داد که عقب نشینی کنند و هیچ اقدامی علیه جنبش های شورشی رو به رشد در کشور انجام ندهند.

جای تعجب نیست که «شورشیان در نهایت پیروز شدند»، شاه برکنار شد و کمیسیون سه جانبه و سازمان سیا مرد جدیدی را به قدرت رساندند: آیت الله خمینی.

وظیفه او، که کاملاً مناسب او بود، بازگرداندن ایران به عصر حجر، ایجاد یک حکومت دینی اسلامی و ایجاد نسخه جدیدی از درگیری دیرنه بین اسلام و غرب، از جمله در اسرائیل بود. زیرا جهانی گرایان جنگ را به عنوان وسیله‌ای برای گسترس هرج و مرج و ایجاد نظم نوین جهانی را به عنوان راه حلی برای آن هرج و مرج ترجیح می دهند.

و بنا بر این، در طول سال‌ها، سرنگونی شاه در سال 1979 تا به امروز، این در گیری بین ایران و غرب، با برجسته کردن اسرائیل، بارها و بارها در افکار ریشه دوانده و تشدید شده است.

و ما اکنون اینجا هستیم، با جنگ فعلی بین ایران و اسرائیل.

با تشدید نقش ایالات متحده

از ریجارد نیکسون تا به امروز، خط ارتباطی بسیار مستقیم تری از آنچه مردم تصور می کنند، وجود دارد.

با احترام ازاجازۀ دیوید راکفلر و کمیسیون سه جانبه.

«برخی حتی معتقدند که فامیل ما بخشی از یک گروه کابال مخفی هستیم که علیه منافع ایالات متحده فعالیت می‌کنند. و من و خانواده‌ام را به عنوان «جهانگرا» توصیف می کنند که با دیگرشرکا در سراسر جهان برای ایجاد یک ساختار جهانی که از نظر سیاسی و اقتصادی یکپارچه تر باشد، به عبارت دیگر، یک جهانی واحد، توطئه می کنیم. اگر این اتهام باشد، من گناهکار هستم و به آن افتخار می کنم.»  دیویدراکفلر (خاطرات، 2011، صفحۀ 368)      

 

 

 

 

 زنده باد آزادی    زنده باد برابری    زنده باد همبستگی و هم یاری

  برای باز کردن قطعنامۀ هم یاران بصورت پ. د. ف. اینجا کلیک کنید.

PDF,1

این کتاب به زبان فراسه با این نام  (Le défi est lancé!Manifeste du Communisme) و به وسیلۀ (Edition Baudelaire) و نوشتۀ (Mehdi Shohrati) چاپ و منتشر شده است. این کتاب را می توان مجانی از آدرس زیر بصورت پ. د. ف. بدست آورد. 

   PDF,2