|
با ضرب و دستک و دنبک بر علیه ایران در حرکتند. ولی خوب کیه که
داره می زنه ؟
تری جونز
Terry
Jones
Réseau Voltaire | 10 décembre 2011
ترجمه از مهدی شهرتی
برای تری جونز، انحصارات نظامی- صنعتی با تبلیغات کنونی علیه ایران
غریبه نیستند. از نظر این هنرمند انگلیسی، دقیقاً در شرایطی مثل
مالیات دهندگان قرون وسطای شهرهای ایتالیا هستیم، و می بینیم که
چطور پول هایمان به نفع یک دستگاه نظامی بی ثبات ناپدید می شوند.
اریک پرنس، موسس و سهامدار شرکت خصوصی نظامی
Xe
(زنون) است که اکثریت آنرا دارد، که قبلاً به اسم بلاکواتر
Blackwater
شناخته شده بود و از نظر سیاسی به گری بوئر
Gary Bauerو
ریگانیان
Reaganiensنزدیک
است. البته قانوناً
کاتولیک را پذیرفته و مدیریت و مبلغ مذهب انجیل
Christian Freedom International
(مسیحی های آزاد بین المللی) هم هست.
قرن چهاردهم دو تا از بزرگترین بیماری های واگیر داشته است. یکی
بیماری طاعون سیاه و دیگری تجاری کردن جنگ بوده.
همیشه مزدور وجود داشته است، اما در مقطع سلطنت ادوارد3
Edward
IIIبه
ستون ارتش انگلستان در جریان بیست سال اول، چیزی که به اسم جنگ صد
ساله پدید آمد، تبدیل شد. وقتی که ادوارد قرارداد بروتینی
Traité de Brétignyدر
سال 1360 را امضاء کرد و به سربازان خود قطع جنگ داد و گفنت به
خانه های خود برگردند خ���لی از آنها ج��یی برای رفتن نداشتند. به جنگ
عادت کرده بودند و اینطوری زندگی خود را می گذراندند. و به این شکل
ارتشی مستقل به اسم مناسب "ارتش آزاد" بوجود آوردند و شروع به خراب
کردن، غارت و تجاوز کردن فرانسه کردند. یکی از همین ارتشها "شرکت
بزرگ"La
Grande Compagnie
نام داشته است. به گفتۀ
یک نظری، مجموعاً 16000سرباز بودند که در آن موقع بیشتر از همۀ
ارتش ملی بوده اند. به پاپ در اوینیون
Avignon
یکی از شهر های فرانسه حمله کردند و اورا به گروگان گرفتند. پاپ به
اشتباه به مزدوران پول زیادی پرداخت چیزی که باعث گسترش بیشتر غارت
شد. آنها را همچنین به ایتالیا جایی که بزرگترین دشمنش(دشمن پاپ،
مترجم)، ویسکونتی ها
Viscontiدر
رآس میلان بودند فرستاد. آنها
زیر پرچم مارکیز مونفراتو
Marquis de Monferratoکه
اینجا هم از طرف پاپ پول می گرفتند عمل کردند.
کابوس شروع شد. فقط طاعون که مصیبت بار تر از این بزرگترین ارتش
راهزنان که در اروپا دست به هر کاری می زدند بود. مثل این بود که
نابغه از بطری بیرون می آمد و اینکه از این به بعد غیر ممکن است تا
بتوان آنرا به داخل برگرداند. جنگ به یک کار پر درآمد تبدیل شد.
همزمان که پول شهروندان به "شرکت های آزاد"«
compagnies libres »
داده می شد شهرهای دولت
ایتالیا ضعیف تر می شدند و همین کسانی که زندگیشان را از جنگ تعمین
می کردند تمایل به ادامۀ آن داشتند بطوری که آخرش را نمی توان دید.
حالا 650 سال بعد را ببینیم. ایالات متحده، در مقطع ژورژ بوش،
تصمیم گرفتند تا تهاجم به عراق را به شرکتهای خصوصی مثل بلاکواتر
Blackwater
واگذار کنند که از این به بعد با نام
Xe Services
(خدمات زنون) تغییر پیدا می کند. در سال 2003، بلاکواتر بدون رقابت
یک قرارداد27میلیونی برای حفاظت پول برمر
Paul Bremer
بدست آورد، که این شخص در رأس این ارگان
Autorité Coalition Provisoire
(مقامات
ائتلاف موقت)
بوده است و از سال 2004 برای حفاظت کارمندان در مناطق درگیری، شرکت
بلاکواتر 320میلیون دلار دریافت کرد و امسال دولت اوباما تصمیم
گرفته به
Xe Services
(خدمات زنون) 250میلیون دلار برای محافظت افغانستان بپردازد و این
تازه یکی از شرکتهایی است که منافعشان را از طریق جنگ بدست می
آورند.
در سال 2000میلادی،
Project for the New American Century
(پروژه برای سدۀ نوین آمریکایی) گذارشی را انتشار داد بنام
Rebuilding America’s Defenses,
(بازسازی
سیستم دفاعی در امریکا)
که هدف، گسترش هزینه های دفاعی را از 3% به 3،5% و یا 3،8% تولید
ناخالص داخلی آمریکا برساند. درواقع، از این به بعد 4،7% تولید
ناخالص داخلی شده است. در انگلستان، تقریباً 57میلیارد دلار در سال
یا 2،5% تولید ناخالص داخلی را خرج دفاع می کنیم.
همه چیز مثل شهروندان شهرهای ایتالیا در قرون وسطی، می بینیم که
پولهایمان در کسب و کار جنگی ریخته می شود. هر شرکت مسئولی باید
برای سهامدارانش تولید سود کند. در قرن چهاردهم میلادی، سهامداران
"شرکت آزاد" خود جزو سربازان بودند. اگر این شرکت از طرفی برای جنگ
با دیگری اقدام نمی کرد، سهامداران اجباراً خود را از سود سهام
کنار می کشیدند. در این حالت اجباراً به دنبال بوجود آوردن بازار
دیگری به دست خود می شدند.
"شرکت سفید"
« White Company »
آقای جان هاوکوود
Sir John Hawkwood
پیشنهادات تجاری خود را به پاپ و یا به شهر فلورانس می داده است.
اگر هر دوتا پیشنهادش را رد می کردند، هاوکوود به راحتی به دشمنان
آنها پیشنهاد می داده است. مثل فرانسیس ستونورد ساندرز
Francis Stonor Saunders
که در کتاب بسیار جالبش در
Hawkwood – Diabolical Englishman
(شیطان انگلیس، هاوکوود) نوشته است
: «ارزش این شرکتها خالصاً منفی بوده است، و تازه سعی می
کردند که تعادل بین نیروهای نظامی دو شهر برقرار باشد» دقیقاً همان
رویدادی که در جریان جنگ سرد رخ داد.
تقریباً بیست سال قبل، چشمم به یک مجلۀ داخلی صنعت نظامی افتاد.
یادداشت سردبیره «تشکر از خدا برای صدام» بود. نوشته بود که از
مقطع سرنگونی
کمونیسم و پایان جنگ سرد، دفترچۀ سفارش
صنعت نظامی خالی بود. ولی از این به بعد دشمن جدیدی بوجود
آمده و اینکه این صنعت می توانست از پیدا شدنش(ثروت جدید) خوشحال
شود. حمله به عراق روی یک دروغ بر پا شد : صدام سلاح نابودی جمعی
نداشته است، ولی صنایع دفاع احتیاج به یک دشمن داشته اند و
سیاستمداران یکی را به آنها تحویل دادند.
و حالا، با همان ضرب و دنبک جنگ، که با حمله به سفارت
انگلستان در تهران هفتۀ قبل تشویق شده است برای یک حمله به
ایران طنین انداز شده اند. سیمور هرش
Seymour Hersh
در نیویورکر
New Yorker
نوشت : «اکنون حساب دقیق همۀ اورانیوم کم غنی شده در ایران را در
دست داریم». گزارش اخیر آژانس بین المللی انرژی اتمی که بر علیه
جاه طلبی ایران غوغا بپا کرده است، ادامه می دهد، «چیزی وجود ندارد
که نشان دهد ایران در حال تولید سلاح های اتمی است».
در قرن چهاردم میلادی این کلیسا بود که با نظامیان بطور همزیستی
زندگی می کردند. از این به بعد این سیاست مداران هستند. حکومت
ایالات متحده سال 2010 با یک عدد نجومی 687میلیارد دلار برای "دفاع
نظامی" خرج کرده است. تصور کنید چه کارهایی می توان با چنین پولی
کرد اگر به بیمارستانها، مدارس و یا بازپرداخت وام مسکن ها داده می
شد و اینطوری جلوی بیرون کردن از خانه گرفته می شد.
رئیس جمهور آمریکا ایزنهاور
Dwight D Eisenhower
در جریان سخنرانی مشهورش
برای خدا حافظی با ملت در سال 1961، موقعیت را مناسب دید و به
شهروندان خود در مقابل خطر اجازۀ رابطۀ بسیار نزدیک بین
سیاستمداران با صنعت دفاع هشدار داد. او می گفت :
«در این شرایط موسسه های بزرگ نظامی و صنعت عظیم سلاح یک حرکت
جدیدی در آمریکا است. در میان مشاوران دولت، باید مواظب هر نفوظ
غیر توجیح بود، حتی اگر بوسیلۀ انحصارات نظامی صنعتی در خواست شود
و یا نشود. خطر بالقوۀ از گسترش فاجعه یک قدرت غیر قانونی وجود
دارد و ادامه خواهد داشت.»
و هنوز وجود دارد. نابغه از بطری خود دوباره بیرون آمده است.
تیری جونز
منبع
Terry Jones
The Guardian (Royaume-Uni)
نوشته های او را می توان به زبان انگلیسی در اینجا گیر آورد.
Scénariste,
acteur et réalisateur,
Terry Jones
est membre des
Monty Python.
سناریست، هنرپیشه و رئالیزاتور، تری جونز عضو مونتی پیتون است.

« Un tsunami provoqué par l’hommeیک
تسونامی که بدست انسان تولید شده
»
« Ca ne fera pas trop mal
خیلی بد نخواهد شد»
« La guerre des mots
جنگ لغات»
« Tony doit travailler davantageتونی
باید بیشتر کار کند
»
Les
articles de cet auteurمقاله های دیگر
|