قطعنامۀ هم یاران                                                            مهدی شهرتی
                                                                                                    
                                                                                                                                                                    

 فلسفۀ علمی یا ماتریالیسم                                                                  وقتی که علم موضع می گیرد !                                                                       دهریون 
             عشق صفحۀ اول بدون ترجمه اعلامیه حزب توده ایران اخبار روز : صدای مردم مانیفست کمونیسم سایت فارسی و خارجی فیسبوک

mehdi.shohrati@asrehamyaran.com

نوشته ها :
  درمورد این سایت 

هدف چیست؟ 

مسئله چیست ؟ 

چه باید کرد ؟

تفکر علمی یا تفکر منطقی

 فلسفه

علم 

 دیالکتیک

 متافیزیک

استثمار

تاریخ استثمار

  پول، مالکیت و مبادله

  بدون پول!؟ چطور؟

دمکراسی

 حکومت، دولت

  همبستگی، هم یاری،
همکاری،اتحاد


حکومت مدنی یا قانونی، یا عدالت اجتماعی

  طبقه بندی علمی جامعه  

شناخت و آگاهی

جامعۀ هم یاران
      یا          
کمونیسم


  بحران و رونق
 
 فتشیسم کالا

سازمان
 
 دزد  

حقوق طبیعی

  مرغ  یا  تخم مرغ

   چه حکومتی در ایران

   نبرد کیهانی اهریمن
و
اهورامزدا


 "یار دبستانی من"

 جنگ  و  صلح

  زمین و زمان از آن شما
نیست


زمان
  
پیش بسوی برابری

 همۀ ما محکوم شدگان همین زمینیم

       آزادی       

در هر آفریده ای- آفریننده ای نهفته است

     بیداد

    رفقای حزب توده ایران   

  پرویز شهریاری

     خانواده  

   ادب و بی ادب 

     نبرد با استثمار    

نامه های ارسال شده

نامه های دریافت شده

مقاله های ترجمه شده :

یهودیان

تبلیغات ضد اکراین و تک تیراندازها

سرزمین موش ها

    توتال، برندۀ بزرگ در جنگ با لیبی.
    فرانسه چک بانکهای سویس را رد کرد.
آژانسهای تنبیه کننده.

     اژدهای جدید بازاریان در بانک    مرکزی اروپا مستقر می شوند.  
    گولدمن ساکسGoldman Sachs و یونان : بحثی خون آشام

 
  با ضرب و دستک و دنبک  بر علیه ایران در حرکتند.

     ساخت آمریکا

تولید کردن "حکومت های ناتوان"

مقاله های مهم دیگران :

  آش تازۀ غرب و آمریکا 

 بزرگداشت استالین 2014

خواب شوم آمریکا برای آیندۀ ایران

تقسیم ایران

    کودتای نظامی در آمریکا

   حرامزادگان جهانی 

 

از بین بردن کشورها تا بتوان «حکومتهای ناتوان» تولید کرد: - استراتژی آمریکا، معرفی شده از طرف استاد Ed Hermann

ساخت ایالات متحده

MADE BY USA

تولید کردن «حکومتهای ناتوان»

از ادوارد  س. هرمان Edward S. Herman

ترجمه از مهدی شهرتی 

               واشنگتن در هنر ضعیف کردن هدفهایش، برای بوجود آوردن تروریسم داخلی شان از استادی هم گذشته است تا بعد به آنها تحمت آدمکش بزند که خود کرده است. چنین روشی هم به او اجازه می دهد تا دخالت نظامی را توجیح کند و همچنین بدون ریسک آنرا ادامه دهد. ادوارد س. هرمان می نویسد که طراحی بسیار جالبی است و امروز در سوریه عملی می شود.

         

                    یک عضو القاعده با افسران غربی که به سوریه آمده است. دستور و عمل هایی که خوب کار می کنند عوض نمی شوند.

 

               موقع جنگ ویتنام، بر روی در ورودی یک مقر ایالات متحده، می شد چنین چیزی را خواند: « « Killing Is Our Business, and Business Is Good » کشتن کارمان است و کارمان پر درامد است». درواقع درویتنام (همانطورکه در کامبوج، لائوس ویا در کره) جایی که تعداد کشته شدگان شهروندان سر از میلیونها می زدند، حسابی پر درآمد بوده است. به عبارت دیگر بعد از جنگ ویتنام هم مستحکمتر شدند. کشتارها در تمام قاره ها چه بطور مستقیم و یا از طریق مداخله  (پروکسیس« proxies » )[1(پایین مراجعه شود)] در هرجایی که «امنیت ملی» ایالات متحده احتیاج به پایگاه، پادگان، کشتارها، تهاجمات، بمباران های ممتد یا حمایت و کمک از رژیم های کشنده و شبکه های معتبر و برنامه های تروریستی فراملی برای مقابله با «تحدید تروریستی» که همش جلوی این بدبخت «غول بد و اسفناک» [2] علم کرده است، داشته باشد، بخوبی ادامه یافت. ژان نیپرز بلکJan Knippers Black  سالهاست که از مداخلات ایالات متحده در برزیل[3] در کتاب بسیار جالب خود نشان می داده که به چه اندازه بکاربردن مفهوم کشدار«امنیت ملی» می تواند به شکل ملیت، طبقۀ اجتماعی و یا موسسه، کسترش و باز شود وآنها را بتواند بپوشاند. بطور مشخص « ثروت و قدرت درواقع می بایستی تضمین امنیت کند که به عبارتی پارانویاک ترین هستند و اینکه برای مطمئن کردن امنیتشان از طرف عملکردهای افراطی که خود، باعث خود تخریبی(جمعی) می شوند» (در اثرش ریسک پیدایش دمکراسی اجتماعی را در برزیل سالهای 1960 مطرح کرده و حذفش از طریق همکاری ایالات متحده با ضد انقلابیون و استقرار دیکتاتوری نظامی بوده است). و این را هم به آن اضافه کنید که احتیاج تاجرانی که با انحصارات نظامی صنعتی در رابطه هستند تا بتوانند کارشان را توجیح کنند و بودجۀ نظامی بیشتری دریافت کنند و همکاری کامل مراکز خبری و اطلاعاتی مردمی را از کارشان داشته باشند این چنین است که  یک سناریوی وحشتناک و واقعی بدست می آورید.

               در واقع همانطور که به وی، گندۀ به غلط پارانویاک خطاب می شد بصورت یک شیطان زیبا برای تولید کردن مثلاً مثل تحدیدات تقریباً معتبر، بخصوص از مقطع سرنگونی «امپراطور شیطانی»(بلوک شرق، مترجم) که این کشور همیشه ادعا می کرده که  «درخود دارد» فعالیت سخت کرده است. خوشبختانه بعد از تلاشهای پراکنده برای جهت دادن توجه، روی تروریسم-مخدر، بعد روی سلاح های کشتارجمعی صدام حسین، برحق که تروریسم اسلامی از آسمان افتاد تا بتواند جای گزین این تحدید مرده شود که طبیعتاٌ خصومت های عربها به آزادیهای ایالات متحده را به جریان می اندازد و مخالفتش را از اجازه دادن به اسرائیل برای مذاکرۀ صلح و حل و فصل صلح آمیز اختلافاتشان با فلستینیان عملی کند.

               و اینکه کشتار و فروش سلاح در آن جریان را مطلوبتر کند، ایالات متحده اولین تولید کنندۀ حکومتهای ناتوان همچنین "بالفعل" در مقیاس صنعتی شده است. حکومت ناتوان[4]، فکر می کنم حکومتی است که بعد از سرنگون کردن، از طریق نظامی و یا باعث غیر قابل مدیریت کردن از طریق یک بی ثباتی اقتصادی و یا سیاسی بوجود می آید که تولید هرج و مرج می کند، تقریباً برای همیشه ظرفیت (یا حقوق) خودسازی و انتظارات مشروع شهروندان رااز دست داده است. البته چنین ظرفیت تولیدی ایالات متحده مال دیروز نیست- همانطور که تاریخ هایتی، جمهوری دومینیکن، سالوادور، گواتمالا یا ایالات هندوچین جاهایی که کشتن رونق بسیار خوبی داشت، نشان می دهد-. همچنین اخیراً متوجه شده ایم که یک تجدید حیات فوق العاده از این تولیدات حکومتهای ناتوان، بخصوص بدون کشتار، به عنوان مثال کشورهای قبلی جمهوری شوروی و یک رشته از کشورهای اروپای شرقی، جایی که پایین بودن درآمد و رشد سرسام آور مرگ و میر که مستقیماً از " شوک درمانی " بوجود آمده اند و غارت و چپاول عمومی و نصفه قانونی اقتصاد و منابع، بوسیلۀ نخبگان هدایت شده از غرب و همچنین تقریباً سازمان داده شده و حمایت شده در محل (خصوصی کردن تمام بخش ها در شرایط فساد مطلوب) است.

               سراشیب دیگری از حکومت های ناتوان بوسیلۀ، به عبارتی«مداخلات بشر دوستانه» و تغییر رژیم، هدایت شده از طرف ناتو و ایالات متحده، منتهی شده و آنهم وحشی تر از گذشته بخصوص بعد از سقوط اتحاد جماهیر شوروی (یعنی بعد از ازبین رفتن « نیروی مهار» با وجود محدودیت زیاد که بسیار مهم بوده است). اینجا، مداخلات بشر دوستانه در یوگوسلاوی مدل شده بود. بوسنی، صربستان و کوزوو به حکومتهای نا توان تغییر کرده بودند، بعضی های شان بطور بی ثباتی (ضعیف، لرزان) موفق شدند، همه نوکر غرب و زیر تسلط آن، همراه با یک پایگاه نظامی، بنایی غول پیکر برای ایالات متحده در کوزوو، همۀ اینها بر روی خرابی کشوری که در گذشته به عنوان یک حکومت سوسیال دمکرات مستقل علم شده است. چنین نمایش زیبا و قابل تحسین از مداخلۀ امپریالیستی، تولید یک سری جدیدی از حکومت های نا توان را افتتاح خواهد کرد؛ افغانستان، پاکستان، سومالی، عراق، جمهوری دمکراتیک کونگو، لیبی- همراه با یک برنامۀ مشابه در سوریه که امروز بسیار جلو برده شده است و یکی دیگر که بطور واضح در رهبری بقول معروف «تحدید ایرانی» در جریان است تا با عصر خوب شاه دیکتاتور، همکار غرب، دوباره رابطه بر قرار کند.

              این شکست های برنامه ریزی شده کلاً مشخصۀ لکه هایی از سیاست امپریالیستی که با جهش قدرتمند امپراتوری همراه است. اینچنین به عنوان مثال ظهور و همچنین مشروعیت (یا به رسمیت شناختن قانونی) ازیک شورشگر قومی مسلح شده که خود را قربانی میداند و بر ضد دولت کشورش عملیات تروریستی انجام می دهد و در مواقعی جهت تحریک کردنی که یک واکنش شدید از  طرف نیروهای حکومتی را می طلبد و اینکه بطور ممتد از نیروهای امپراتوری تقاضا کند که به دادش برسند. مزدوران خارجی را کلاً برا ی کمک به شورشیان بهمراه آوردند؛ شورشیان محلی و مزدوران بطور کلی مسلح و آموزش دیده و با کمک های لوجستیکی بوسیلۀ قدرتهای امپراتوری. این آخری ها (قدرتهای امپریالیستی) البته برای تشویق و کمک به شورشیان عجله دارند تا هر موقع که فکر کنند بتوانند بی ثباتی، بمباران کردنهای ممتد و بلاخره سرنگونی رژیم مورد هدف را توجیح کنند.   

               این روش در تمام دوران تجزیۀ یوگوسلاوی و در تولید حکومتهای ناتوان که از آن بوجود آمد واضح بود. توانایی های ناتو برای منفجر کردن یوگوسلاوی مورد هدف بود و همچنین از بین بردن عضو بسیار مهم و مستقل آن یعنی صربستان، عنصرهای ملی گرای افراطی دیگر جمهوری های فدراسیون را تشویق به شورش کردند که کمک و یا استفادۀ نظامی ناتو در منطقه به راحتی بدست آید. درگیری بسیار طولانی شد و به پاکسازی قومی کشانده شد اما برای چیزی که تجزیۀ یوگوسلاوی مطرح است و تولید حکومت ناتوان یک موفقیت بود[5]. به اندازۀ کافی، پشتیبانی و همکاری حکومت کلینتون و ایران که در بین مزدوران هم عناصری از القاعده را در بوسنی و بعد کوزوو وارد کردند کنجکاوانه است تا بر علیه کشور مورد هدف یعنی جمهوری صرب [6][7] مبارزه کنند. همچنین القاعده در بین صف "مبارزان آزادی" که در کارزار  لیبی فعالیت می کرده اند حساب می شده اند و تازه یک عضو شناخته شده (حتی نیویورک تایمز هم از این به بعد ولی کمی با تاخیر تائیدش کرد) در تغییر رژیم سوریه که برنامه ریزی شده، فعالیت می کند [8]. البته  القاعده قبلاً هم عنصر تعیین کنندۀ تغییر رژیم [از 1996] [9] در افغانستان بود، و اینکه یکی از عناصر کلیدی تغییر شرایط از مقطع 11- سپتامبر است (بن لادن، سعودی و در أس رهبر شورشیان، حمایت شده در درجۀ اول بوسیلۀ ایالات متحده و رها شده از طرف حمایت کنندگانش که قبل از اینکه اورا نفرین کنند و از بین ببرند بر علیه شان عمل کرد).   

               چنین برنامه هایی در اکثر مواقع احتیاج به یک مدریت با مهارت در جنایات شده، دارند، که اجازه می دهد تا بتوان به حکومتی که حمله شده تحمت زد که به خشونتهای سنگین بر علیه شورشیان و حامیانشان مرتکب شده است و همچنین اورا عملاً اهریمن جلوه داد تا بتوان یک مداخلۀ گسترده را توجیح کرد. چنین روشی نقش کلیدی را در جنگ تجزیۀ یوگوسلاوی و احتمالاً بیشتر از آن در کارزار لیبیایی و همچنین در سوریه بازی کرده است. او خود را شدیداً باید مدیون همکاری و بسیج سازمانهای بین المللی بداند که شرکت فعال در این اهریمن سازی کرده اند، با نشان دادن جنایاتی که به رهبران مورد هدف و مورد تعقیب و محکومیت جنایی شده اند، سند رو کنند. در مورد یوگوسلاوی، دادگاه جنایی بین المللی برای یوگوسلاوی (TPIY)، که بوسیلۀ سازمان ملل مستقر شده، که با دستان مستقیم قدرتهای ناتو انجام شده بود تا بتواند اطمینان حاصل نماید که تنها تهمت زدن به رهبران صرب کافیست تا همۀ عملکردهایی که ایالات متحده و ناتو تصمیم می گیرند را توجیح کند. چه تصویر بسیار زیبایی از این تکنیک که کیفرخواست میلوزوویچ بوسیلۀ رئیس دادگاه جنایی بین المللی TPIY درست موقعی که (در ماه مه 1999) ناتو تصمیم گرفت زیرساخت های غیر نظامی شهر صرب را برای تسلیم کردن سریع او عمداً بمباران کند. - در صورتیکه همین بمبارانها هم بطور مشخص جنایات جنگی است که با نقض کامل منشور سازمان ملل همراه است -. دادگاهی میلوزوویچ بطور مشخص به رسانه ها اجازه داد تا توجه عمومی را از سوء استفادۀ توهین آمیز و غیر شرعی ناتو به انحراف بکشانند.

               همچنین شب قبل از تجاوز به لیبی بوسیلۀ ناتو، رئیس دادگاه جنایی بین المللی (CPI) با عجله برای به دادگاهی کشاندن قذافی اقدام کرد بدون اینکه اصلاً تقاضای تحقیقات مستقل کند در صورتیکه برای همه روشن بود که دادگاه بین المللی جنایی CPI هرگز تا حالا شخصی را بجز رئسای حکومت های آفریقایی که در یک خط با غرب نیستند به دادگاهی نکشانده بود. چنین متد عجیبی «مدیریت قانونی» یکی از امکانات فوق العاده گرانبهایی برای قدرتهای امپراتوری است و به نظر می آید که در آینده، تغییر یک رژیم مثلا در تولید حکومت های ناتوان خیلی مفید آید. (حکومتهای ناتوان را سرکوب کنند تا حکومتهای نا توان دیگری بخورد خلق دهند، مترجم )

               سازمانهای مدافع بشری یا « ترویج دموکراسی »، به اصطلاح مستقل، هم مداخله می کنند، مانند Human Rights Watch(دیده بان حقوق بشر)، International Crisis Group(گروه بحران بین المللی) یاOpen Society Institute(موسسۀ جامعۀ گسترده)، که بطور منظم به صف امپراتورها ملحق می شوند و تنها جنایات ممکن به رژیم مورد هدف، همراه با فهرست علم کنند و به رهبران آنها بچسبانند، بخصوص با عث می شود که جهت گیری رسانه ها را قابل پذیرش کند. همه باهم با عث تولید یک جو معنوی برای مداخلۀ شدیدتر به نام دفاع از قربانیان می شوند.

               اضافه شود که در واقع در کشورهای غربی، لو دادن و یا اتهام به جنایت های شده عمیقاً یک بخش جالبی از آزادی خواهان و چپ را تحت تأثیر قرارمی دهد (که باعث تقویت تصویر زنان بیوۀ داغدیده و پناهندگان بی بضاعت، شواهدی که از خشونت های  نفرت انگیز به ظاهر واقعی و ظهور یک توافق روی «مسئول حفظ کردن» توده های صدمه دیده در درگیری می شود). تعدادی از آنها با روباهان هم فریا می شوند و آنها هم همچنین به رژیم مورد هدف حمله ور می شوند تا تقاضای مداخلات بشر دوستانه کنند. بقیه هم بطور کلی سکوت را اتخاذ می کنند، بهت زده می شوند، خوب، اما، ترس از این دارند تا خود را در شرایطی بینند که به «هم کاری با دیکتاتورها» متهم شوند. استدلال مداخله کنندگان این است که این امکان وجود دارد که به نظر آید دفاع از گسترش امپریالیسم است، باید استثناء قائل شد موقعی که بخصوص چیزهای مهمی اتفاق می افتد و اینکه همه در کشورشان خشم گرایانه فریاد می زنند و تقاضای مداخله  دارند. اما باید خود را اصیل و چپ هم نشان داد، تا اقدام به یک مداخلۀ مدیریت- کوچک برای قبول حملۀ امپریالیسم کند (به عنوان مثال تقاضای ممنوع کردن پرواز بر فراز لیبی)[10] .

               اما ایالات متحده خود هم در تولید کشورهای ناتوان کم موفق نبوده اند. روشن است که هیچ قدرت خارجی آنها را به طور نظامی شکست نداده است، ولی توده های خود برای سیستم  جنگ دائمی اش عوارض بسیار سنگینی پرداخته اند. اینجا، نخبۀ نظامی و همچنین متحدانشان در دنیا صنعت، سیاست، مالی، رسانه ها و روشنفکران در گسترش هرچه بیشتر فقر و ترس عمومی، در متلاشی کردن خدمات عمومی و فقیر کردن کشور و با نگه داشتن جناح رهبری، فلج و موافق، در نبود یک ارادۀ درست برای احتیاجات و انتظارات شهروندان عادی خود، با وجود گسترش یکنواخت تولید سرانۀ ناخالص ملی بطور گسترده شرکت کرده اند. مازادی که بطور کامل در آنجا از سیستم جنگ دائمی بدست آمده و مصرف و غنی سازی یک اقلیتی کوچکی که برای اینکه بتواند شکارش (غارتش، مترجم) را بیشتر از انحصار طلبی مازاد، تا انتقال مستقیم درآمدها، ملک ها و حقوق عمومی اکثر بیشتر شهروندان(که در تکاپوهستند) کند، بشدت مبارزه می کند (چیزی که استوان پینکر Steven Pinker  در Better Angels of Our Nature  یک دورۀ «recivilisation»[11] را مطرح می کند). به عنوان یک حکومت ناتوان، ایالات متحده، مثل خیلی از عرصه های دیگر قطعاً یک حکومت مخصوصی است!

 

                                                                                  ادوارد س. هرمن         Edward S. Herman

                                                                              

1-      پروکسئی Proxies، گروه های شبه نظامی یا مزدوران تعلیم دیده، مسلح شده، کمک مادی شده، حمایت شده و یا هدایت شده بوسیلۀ یک و یا چندین قدرت بزرگ برای تضعیف یک کشور مورد هدف است. درگیری هایی که در عمل اینچنین به نام «شدت ضعیف» یا «بی نواخت» گفته می شود، غیر مستقیم آنها را «proxy wars » می نامند با اینکه اکثراً به proxy war  معرفی شده که همه چیز هست جز یک جنگ شهری.

2-      در رسانه ها و سینمای آمریکایی، ایالات متحده اکثراً مثل یک بدبخت «غول بی رحم»، زمخت و بی دست و پا معرفی شده است. این شیوه باعث دست کم گرفتن جنایات جنگی و جنایات علیه بشر که عمداً و آگاهانه بوسیلۀ این کشور انجام شده و باعث می شود اورا به عنوان خطاکار و فقدان مهارت و کاملاً بی اراده معرفی کند. ترم «casualties » (غفلت) نشان دهندۀ به عنوان مثال جنایات شهری است از طریق سوء استفاده های نظامی موقعی که از طرف ایالات متحده و هم پیمانانش عملی می شده.

3-        United States Penetration of Brazil,  بوسیلۀ ژان نیپرز بلک Jan Knippers Black، صفحۀ Pennsylvania University Press, 1977, 313.

 

4-       حکومت ناتوان (failed states) ترم دیپلماسی انترناسیونال که به حکومتهایی الحاق می شود که نمی توانند به رشد و یا حتی ثابت نگه داشتن یک اقتصاد سالم کمک کنند که آنها را « rogue states  » (حکومتهای اراذل و اوباش) صدا می زنند و به « smart states » (حکومتهای مکار، شرور: آنهایی که، به شیوۀ ایالات متحده، اجتناب می کنند تا جنگ رسمی و هدایت شده بوجود آورند که به نفع شان است) (به فرانسه États rates  که می توان لغاتی هم مثل حکومت ورشکسته، عوضی، بدبخت و یا محکوم شده بکار برد که من ناتوان را بکار بردم، ترجمۀ این مقالۀ مهم به زبان فرانسه از طرف Réseau Voltaire زیاد خوب  نیست و برای شناخت بیشتر به نگلیسی آن مراجعه شود. مترجم).

5-      Cf. “The Dismantling of Yugoslavia (تجزیۀ یوگوسلاوی)، بوسیلۀ ادوارد س. هرمان Edward S. Herman و دوید پترسون David Peterson, Monthly Review, octobre 2007.

6-       “Unholy Terror”  (ترور بی اعتقادی یا بعید و یا ضد طبیعت، قبول نامقدس Unholyبشکل گسترده)، از  ژان شیندلر John Schindler، مقاله ای بویژه نمایشی روی این سوژه و اینکه، عملاً، در هیچ جایی دیگر دیده نمی شود، جز در Z-Magazine ! مراجعه شود به Safari Journalism : Schindler’s Unholy Terror versus the Sarajevo Safari’s Mythical Multi-Ethnic Project”, Z Magazine, avril 2008

7-      در مورد همان سوژه  رجوع شود همچنین Comment le Djihad est arrivé en Europe, par Jürgen Elsässer, Xenia éd.

8-       Al Qaeda Taking Deadly New Role in Syria Conflict”, از York Times, 24 juillet 2012. Rod Nordland,New  

9-      افغانستان:  سرنگونی سلطنت در 1978 مداخلۀ روسیه برای کمک به رژیم جدید 1979-1989 جنگ داخلی موافق/ مخالف اسلام 1990-1996 کودتا و گرفتن دولت بدست طالبان 1996 شروع دخالت بن لادن در درگیری 1984 آفرینش القاعده 1987.

10-   Cf. Gilbert Achcar, “A legitimate and necessary debate from an anti-imperialist perspective,”  (بحث مشروع و لازم با دید ضد امپریالیسی) ZNet, 25 mars 2011 ;  و جواب من درGilbert Achcar’s Defense of Humanitarian Intervention,”  ( ژیلبرت اشکر Gilbert Achar از یک مداخلۀ بشر دوستانه دفاع کرد) MRZine, 8 avril 2011, concernant « les finasseries de la gauche impérialiste ».

11-    (این لغت « recivilisation » نه فرانسوی و نه انگلیسی است. ولی در انگلیسی یک نمایشی به این اسم وجود دارد و شاید به اشتباه برای تغییر شکل شهروندان بکار برده باشد، مترجم مقاله).   

 

http://www.voltairenet.org/Produire-des-Etats-rates     

RÉSEAU VOLTAIRE | 17 SEPTEMBRE 2012            

 Edward S. Herman           

 

                                                                                و یا در اینجا

               از بین بردن کشورها برای تولید کردن «حکومتهای ناتوان». یک استراتژیک آمریکا که PR Ed Hermann اثبات می کند.

http://www.internationalnews.fr/article-produire-des-etats-rates-by-pr-ed-hermann-une-strategie-americaine-eprouvee-110256945.html

http://www.voltairenet.org/article175893.html

http://sitebach.free.fr/index.php/dossiers-internationaux/1249-produire-des-etats-rates-failed-states.html

 

 

 

 زنده باد آزادی    زنده باد برابری    زنده باد همبستگی و هم یاری

  برای باز کردن قطعنامۀ هم یاران بصورت پ. د. ف. اینجا کلیک کنید.

PDF,1

این کتاب به زبان فراسه با این نام  (Le défi est lancé!Manifeste du Communisme) و به وسیلۀ (Edition Baudelaire) و نوشتۀ (Mehdi Shohrati) چاپ و منتشر شده است. این کتاب را می توان مجانی از آدرس زیر بصورت پ. د. ف. بدست آورد. 

   PDF,2