قطعنامۀ هم یاران                                                            مهدی شهرتی
                                                                                                    
                                                                                                                                                                    

 فلسفۀ علمی یا ماتریالیسم                                                                  وقتی که علم موضع می گیرد !                                                                       دهریون 
             عشق صفحۀ اول بدون ترجمه اعلامیه حزب توده ایران اخبار روز : صدای مردم مانیفست کمونیسم سایت فارسی و خارجی فیسبوک

mehdi.shohrati@asrehamyaran.com

نوشته ها :
  درمورد این سایت 

هدف چیست؟ 

مسئله چیست ؟ 

چه باید کرد ؟

تفکر علمی یا تفکر منطقی

 فلسفه

علم 

 دیالکتیک

 متافیزیک

استثمار

تاریخ استثمار

  پول، مالکیت و مبادله

  بدون پول!؟ چطور؟

دمکراسی

 حکومت، دولت

  همبستگی، هم یاری،
همکاری،اتحاد


حکومت مدنی یا قانونی، یا عدالت اجتماعی

  طبقه بندی علمی جامعه  

شناخت و آگاهی

جامعۀ هم یاران
      یا          
کمونیسم


  بحران و رونق
 
 فتشیسم کالا

سازمان
 
 دزد  

حقوق طبیعی

  مرغ  یا  تخم مرغ

   چه حکومتی در ایران

   نبرد کیهانی اهریمن
و
اهورامزدا


 "یار دبستانی من"

 جنگ  و  صلح

  زمین و زمان از آن شما
نیست


زمان
  
پیش بسوی برابری

 همۀ ما محکوم شدگان همین زمینیم

       آزادی       

در هر آفریده ای- آفریننده ای نهفته است

     بیداد

    رفقای حزب توده ایران   

  پرویز شهریاری

     خانواده  

   ادب و بی ادب 

     نبرد با استثمار    

نامه های ارسال شده

نامه های دریافت شده

مقاله های ترجمه شده :

یهودیان

تبلیغات ضد اکراین و تک تیراندازها

سرزمین موش ها

    توتال، برندۀ بزرگ در جنگ با لیبی.
    فرانسه چک بانکهای سویس را رد کرد.
آژانسهای تنبیه کننده.

     اژدهای جدید بازاریان در بانک    مرکزی اروپا مستقر می شوند.  
    گولدمن ساکسGoldman Sachs و یونان : بحثی خون آشام

 
  با ضرب و دستک و دنبک  بر علیه ایران در حرکتند.

     ساخت آمریکا

تولید کردن "حکومت های ناتوان"

مقاله های مهم دیگران :

  آش تازۀ غرب و آمریکا 

 بزرگداشت استالین 2014

خواب شوم آمریکا برای آیندۀ ایران

تقسیم ایران

    کودتای نظامی در آمریکا

   حرامزادگان جهانی 

 

 

رفقای حزب توده ایران :

بحث ما در این سایت سازندگی است. این سایت  خود را به حزب توده ایران بیش از حد نزدیک می داند و به همین خاطر است که این نامه را برایتان ارسال می کنیم و معتقدیم که حزب اشتباه بزرگ ساختاری می کند، با وجود اینکه خود را توده ای می دانیم. البته مقصر هم نیست چونکه همان مشکل هم جهانی است و گریبان همه را گرفته است آنهم بخاطر اینکه در مسائل علمی نه صبورند و نه بر اساس و اصول علمی عمل می کنند که یکی از قوانین آن هم طبقه بندی و مرتب و منظم کردن داده ها و به شکل تاریخی- منطقی است. عصر طبقه بندی علمی علم و طبقه بندی علمی جامعه است. عصر ما مشکل پایه ای (کمبود قوانین و مقولات علمی) دارد بخاطر اینکه علمی عمل نمی کند و نمی خواهد بکند. خود خواهی ها، خود محوری ها، قدرت، پول، مالکیت و مبادله باعث مشکلات می شوند.

معتقدیم که مسائل مطرح شده از طرف حزب توده ایران در کنگره ششم احتیاج شدید به جمع بندی و مرتب و منظم کردن داده ها دارد و بخصوص کمبود قوانین، مقولات، اسلوب و اصول علمی در آن ها مشاهده می شود. معتقدیم که حزب تودۀ ایران می تواند نقش واقعی خود را در تاریخ بخوبی بازی کند.

ما (برای اینکه نگویم من) در این سایت قوانین و مقولات علمی عرضه کرده و در این چارچوب حرکت می کنیم. 

همانطور که اگر در "قطعنامه هم یاران" دیده باشید، فلسفه علمی و یا فلسفه ماتریالسم و دیالکتیک را مشخص تر کرده ایم. مفاهیم و معانی لغات و مقولات راحتتر و مشخص تر شده اند و به هر لغت مفهوم خالص تر عرضه شده بطوریکه محتوای گذشته خود را نه تنها دارند بلکه گسترده تر شده اند. یک سری قوانین و مقولات دیگری هم پیدا شدند که چارچوب فلسفه علمی را گسترده تر ، عظیم تر، ساده تر و مشخص تر کرده است و از علم آن چیزی روشن شد که حقا بوده است. طبقه بندی علمی علم و جامعه مشخص شده اند و در مجموع عصر دیگری در شناخت علمی ایجاد کرده که همه چیز بدون استثناء را تحت تاثیر قرار می دهد. چارچوب علم را بهتر از گذشته، ساده تر و مشخص تر کرده است. جالب تر از همه جنبش اجتماعی را علمی بیان کرده و تاثیر شدید در این جنبش وارد می کند. متضادین را از متقابلین جدا کرده و قوانین و مقولات  آنها را مشخص کرده که موجب شد دریچه دیگری از شناخت واقعی بر روی انسان باز شود تا بتواند بلاجبار عصر نوینی را ابلاغ کند.

این پنجره باعث می شود که مسائل اجتماعی، علمی، طبیعی، طبقاتی، حکومت، هنر و غیره را بهتر فهمیده و موضع منطقی و علمی گرفت.

تا اینجا معرفی "قطعنامه هم یاران" بود که بدون شناخت از آن توضیح های پایین امکان پذیر نیستند.

تاریخ نشان داده است که استثمار(پول، مالکیت و مبادله) و یا سیستم استثماری قابل کنترل نیست و تازه بوسیله چه کسانی، جایی که دولت خود تجارت می کند و بدون تجارت و استثمار هم از بین می رود. وقتی که برای پول، مالکیت و مبادله (استثمار) فعالیت شود انسان، انسانیت و طبیعت تحت شعاع قرار می گیرند. رشد اقتصادی(اقتصاد = تغییر و تحول پول، مالکیت و مبادله) و یا رونق اقتصادی به معنای رشد انسانی، حقوق طبیعی، امنیت فردی، سلامتی فردی و یا حقوق فردی نیست و نبوده است، بلکه به معنای آن است که عده دیگری پولدارتر شده اند و مقداری هم به انسانهای دیگری رسیده است اگر نه رشد اقتصادی(رشد و یا رونق اقتصادی = رشد و یا رونق پول، مالکیت و مبادله است) همیشه مصادف با نابودی طبیعت و بعد انسان بوده است. رشد و یا رونق اقتصادی هیچگاه حل علمی جامعه نبوده و نیست. استثمارگران به هر اندازه که می خواهند باشند و در هر کجایی و به هر شکلی، یا چه داخلی و یا خارجی که می خواهند باشند عین هم عمل می کنند چونکه استثمارگراند (یعنی برای پول، مالکیت و مبادله می جنگند و وحشیانه عمل می کنند و باید بکنند). نمی توان موافق این و یا آن استثمار و یا استثمارگر بود. خیلی کم ذهنی است که سعی شود استثمارگران داخلی را به جان استثمارگران خارجی انداخت و یا خوبش را از بدش جدا کرد. برای خلق هر دو دزدند، غارتگرند، استثمارگرند، آدمکشند، خون آشامند و به جان هم هم می افتند و به جان همه هم می افتند با وجود اینکه هر انسانی که به نفع حقوق طبیعی انسانها، محرومان و زحمتکشان فعالیت می کند، برایش احترام قائلیم.

انحصارات قابل کنتر نیستند. این را تاریخ نشان داده و هر روز نشان می دهد. عظمت انحصارات به تصور نمی گنجد ولی در مقابل چه چیزی وجود دارد؟ با رویا و آرمان و ذهنیات گول زدن دیگران است.

شرکتهای غول پیکر مالی، نظامی، صنعتی، قابل کنترل نیستند بخصوص وقتی که بیش از حد قوی هستند و تازه خود را بیش از پیش غیر قابل نفوذ و پر امنیت می کنند. با پول، مالکیت و مبادله (منظور سیستم اقتصادی است) نمی توان بر علیه امپراتورهای بزرگ مالی، نظامی و صنعتی (البته انحصارات بزرگ مخدری، دارویی، خریدو فروش انسانی، سکس، الکل، بیمه و ... هستند که ما در این سه خلاصه کرده ایم) مبازه کرد آنهم به این خاطر که هستی آنها به پول، مالکیت و مبادله وابسته است. در صورتیکه تنها راه، از بین بردن همین رابطۀ پولی، ملکی و مبادله ایست که آنها را ناتوان و غیر قابل تحرک می کند. نمی توان با تجارت علیه تجارت مقابله کرد. به دو علت ساده؛ یکی آن است که باید بهمان اندازه قدرت داشت [کاری که به اصطلاح بریکس "BRICS" (برزیل، روس، هند، چین و آفریقای جنوبی) می خواهد بکند] که بلاجبار عین آنها عمل می کند و باید بکند و دوم، به دست چه کسانی انجام شود. نمی توان با سرمایه کوچک بر علیه سرمایه بزرگ، حتی با گرفتن حکومت و محدود کردنشان مبارزه و یا مقابله کرد. تاریخ جنبش کمونیستی نشان دهنده آن است.

وجود اقتصاد سالم در وجود اقتصاد ناسالم است. وجود اقتصاد  گیاهی، حیوانی، طبیعی و غیره وابسته به وجود اقتصاد نظامی، مخدری، مالی، سکسی و غیره است. چونکه هر دو برای پول، مالکیت و مبادله و نه برای حقوق طبیعی فعالند.

دیکتاتوری در پول ، مالکیت و مبادله نهفته است و احتیاج سخت به سلسله مراتب و یا هیرارشی دارد. قدرت دیکتاتوری را هم شرایط جامعه به دیکتاتور می دهد. یک دیکتاتور زائده محیطی است که او را تغذیه رشد و نگه می دارد. همه حتی شما ضرورت دیکتاتوری را در این سیستم احساس می کنید و نا خودآگاهانه عمل می کنید. فقط می توان دیکتاتوری یک نفر و یا یک اقلیت بر دیگران بود این فردگرایی و خودخواهی دیکتاتوری در پول، مالکیت و مبادله نهفته است. در دیکتاتوری هم یک عده کوچک خدایانند و بقیه که اکثریت مطلق را تشکیل می دهند "تعظیم کنندگان" هستند. شما از یک طرف موافق پول، مالکیت و مبادله هستید و تازه معتقدید که باید با سرمایه داری مبارزه کرد و یا آن را محدود کرد و یا فقط انحصارات بزرگتر را از بین برد و نه سیستم استثماری (پول، مالکیت و مبادله) را. جایی که پول، مالکیت و مبادله باشد سرمایه داری (چه کوچک و یا بزرگ آن) هم هست. آیا می دانید چه می خواهید؟ برای دیکتاتوری و یا دیکتاتور، استثمار تصمیم می گیرد و نه برعکس. دیکتاتور و یا سیستم دیکتاتوری وابسته به پول، مالکیت و مبادله است

دورانهای برده داری، فئودالی، سرمایه داری، که مارکس مطرح می کند، هر کدام اشکال متفاوت همین پول، مالکیت و مبادله هستند. سوسیالیسم هم چارچوب مشخصی ندارد. ولی چیزی که در عمل در کشورهای سوسیالیستی به آن رسیدند آن بود که چطور می توان پول، مالکیت و مبادله را مهار کرد و عدالت اجتماعی و نابودی طبقات را به همراه آورد. در صورتیکه در عمل فهمیده شد که نمی توان (با وجود پول، مالکیت و مبادله) مهار کرد.

سوسیالیسم = مرحله گذار از سرمایه داری به کمونیسم است. متکی بر مالکیت اجتماعی شیوه های تولیدی است چیزی که نابودی طبقه و استثمار انسان بر انسان را مشخص می کند که باعث همکاری برادرانه و همیاری اعضای جامعه می شود. (فرهنگ فلسفه، چاپ پروگرس، مسکو، صفحه476 به زبان فرانسه)

این آن چیزی است که به بهترین زبان در مورد سوسیالیسم بیان شده است، ولی قانون علمی نیست. هیچ ساختار علمی برای آن وجود ندارد. قانون و مقولات هم ندارد و هرکسی از سوسیالیسم چیزی می فهمد. یک پدیده نامشخص برای اینکه مشخص شود پسوندهایی به آن می چسبانند تا شاید شکلی بخود بگیرد، مثل : "سوسیالیسم فابین، سوسیالیسم مسیحی، سوسیالیسم تخیلی، سوسیالیسم واقعی، سوسیال دمکراسی، سوسیالیسم دمکراتیک، سوسیالیسم اخلاقی" (فرهنگ فلسفه چاپ پروگرس 1985 به زبان فرانسه). سوسیالیسم آفریقایی و سوسیالیسم خلقی.

یکی از جنبه های مهم سوسیالیسم مطرحه از طرف جنبش کمونیستی که بسیار کم رنگ شده است که می تواند تأثیر شدیدی در اقتصاد بگذارد همین "همکاری برادرانه و همیاری اعضای جامعه" است.

برتراند روسلBertrand Russell در سال 1918 "جوهر سوسیالیسم" را چنین بیان کرد : "بطور مشخص ادعای مالکیت مشترک از زمین و سرمایه است. مالکیت مشترک می تواند به مفهوم مالکیت بوسیله یک دولت دمکراتیک باشد. اما مالکیت بوسیله هر حکومتی که دمکراتیک نباشد را مخلوط نمی کند." ویکی پدیا به زبان فرانسه "سوسیالیسم".

"سوسیالیسم مرحله گذار از سرمایه داری به کمونیسم است" (ماتریالیسم تاریخی امیر نیک آئین). نه سوسیالیسم و نه کمونیسم نابودی پول، مالکیت و مبادله را هدف خود ندارند ولی حرف در محدود کردن آن و تعیین مقدار بطور ذهنی می شود. مثل محدود کردن انحصارات بزرگ مالی، نظامی، تجاری، صنعتی، قاچاق، مخدری و غیره که بلاجبار چیزی باید جای آنها را بگیرد و تازه پولها و ملکها را چه باید کرد. بعضی ها هم اقتصاد برنامه ریزی شده مطرح می کنند تا شاید به نتیجه برسند ولی با شناخت از سیستم استثماری به این نتیجه خواهند رسید که امکان پذیر نیست چونکه تاریخ همیشه نشان داده است.     

سرمایه داری = "شکل اقتصادی و اجتماعی قبل از سوسیالیسم و کمونیسم است. سرمایه داری روی مالکیت خصوصی شیوه های تولیدی و استثمارکردن کارگران پایه ریزی شده است. منبع درآمدشان به مالکیت درآوردن ارزش اضافه است". (فرهنگ فلسفه چاپ پروگرس 1985 به زبان فرانسه، صفحه 66) – "سرمایه پولی است که ارزش آن با تصاحب اضافه ارزش تولید شده توسط کارگران افزایش می یابد" (اقتصاد سیاسی، شیوه تولید سرمایه داری، جوانشیر ص 48)

وجود سیستم سرمایه داری (بهره کشی انسان از انسان با استفاده از سود و نیروی کار) در وجود سیستم استثماری (روابط پول، مالکیت و مبادله) است. وجود دیکتاتوری هم در وجود شرایطی است که آنرا بوجود می آورد. شخص و یا گروهی خاص اگر می توانند دیکتاتوری را سرکار بیاورند بخاطر آن است که محیط آن آماده است و وجود دارد، چونکه سیستم استثماری است. وجود سیستم استثماری (پول، مالکیت و مبادله) وجود بیکاری، فقر و بدبختی و دیکتاتوری است که با نابودی سرمایه داری از بین نمی رود در صورتیکه با نابودی سیستم استثماری نابودی سرمایه داری را هم ارمغان می آورد.  

سرمایه داری در این "قطعنامه هم یاران" یعنی داشتن پول و یا مالکیتی است که بیشتر از حقوق طبیعی انسانی است که می توان آنرا در کوتاه مدت و یا درازمدت مبادله کرد.

جالب است که مطرح شود که در تاریخ کنونی، کشورهایی وجود پیدا کرده اند که دولت ندارند ولی سیستم به کار خود ادامه می دهد و یا حتی کشورهایی هم وجود دارند که "مترسک" هستند که به این عنوان که دولتی وجود دارد. کشورهایی هم وجود دارند که بصورت کشوردار عمل می کنند و دولت واقعی در جای دیگری است. کشورهایی هم وجود دارند که حتی بانک ها یکی از اعضای خود را رئیس جمهور کشوری می کنند با وجود اینکه این کشورها خود را مستقل و جمهوری خواه می دانند و تازه در این کشورها انتخابات آزاد و رئیس جمهور با رأی اکثریت انتخاب می شوند، مثل ایتالیا، یونان. برای هر چیزی انحصارات غول پیکر مالی، نظامی، صنعتی، مافیایی، مخدری و غیره تصمیم می گیرند. توجه کنید که رئیس بانک مرکزی اروپا، یکی از اعضای بانک آمریکایی گولدمن ساکس است. باید از خود پرسید که چه کشورهایی مستقل هستند و تا چه حد و تا کجا مستقل اند. فکر کنم تعداشان از انگشتان دست بالا نمی رود.

ما برابری اجتماعی را در چارچوب حقوق طبیعی می بینیم. ما کاری به مسائل ملی و یا مذهبی نداریم. مسئله ما حل منطقی و یا علمی جامعه است. مسئله ما حقوق طبیعی انسانها و طبیعت است. ما برای انسان و انسانیت (حقوق فردی، امنیت فردی، سلامتی فردی و آزادی فردی) و طبیعت آزاد و کمک به آن مبارزه می کنیم.

از طرف کمیته مرکزی حزب توده ایران از لغت "دمکراسی واقعی" استفاده شده است. دمکراسی چیست که واقعی آن چه می تواند باشد. باید از خود پرسید چه فرقی با دمکراسی خلقی و یا توده ای مطرح شده از طرف دیگران در گذشته می بینند؟ دمکراسی را حکومت مردم بر مردم هم مطرح می کنند که هیچگاه مشخص نیست و نبوده که این مردم اولی چه فرقی با دومی دارد. چونکه دزدان، دروغگویان، غارتگران، چاپلوسان و استثمارگران هم خود را جزو مردم و یا بالاتر از آن می دانند. دمکراسی هیچگاه حل علمی و یا منطقی جامعه نیست و نبوده است.

استثمار گران چهار نعل می تازند و هیچکس را در مقابل خود نمی بینند. هیولایی عظیم بوجود آورده اند که به تصور نمی گنجد.

چگونه می توان با انحصارات بزرگ مالی، صنعتی، نظامی و قاچاق مبارزه کرد؟ با انتخابات؟ با خزنده؟ جنبش کمونیستی عقبگرد شدیدی زده است و گیج است و نمی داند چه باید بکند که با چه معیاری می توان به سوسیالیسمی دست یافت که جنبش کمونیستی مطرح می کرد و می کند. با اژدها چگونه می توان مبارزه کرد که دفاع سخت از دیکتاتورها می کنند و یا خود بر سر کار می آورند؟ ما و شما و بچه هایمان در امان نخواهند بود جایی که حتی اتحاد، همبستگی، هم یاری و همکاری وجود ندارد و تازه در چه چارچوبی؟

ارتشهای کشورهای بزرگ انحصاری خصوصی شده اند. انحصارات بزرگ دارو خصوصی شده اند. سازمانهای مزدوری و آدم کشی خصوصی شده اند. سازمان امنیتی داخلی آمریکا هم خصوصی شده است (یعنی بترسان تا امنیت بفروشی). کشورها دیگر استقلال خود را ازدست داده اند. دولتها دیگر کاری برای استقلال کشور خود نمی توانند بکنند. حتی غرب با ورود به بازار آزاد آمریکا استقلال خود را از دست داده است که در عمل به راحتی قابل مشاهده است. ارتش فرانسه یک انحصار  نظامی خصوصی است که برای جنگ دست به هرکاری می زند و خواهد زد. درواقع بر روی کره زمین هیولایی بوجود آمده است که نه "در دارد و نه پیکر" بلکه قدرت خدایی دارد که هیچکسی را یارایی نیست و خود را بالاتر از طبیعت می داند.

با چه نیرویی می توان با انحصارات بزرگ نظامی، مزدوری، قاچاق و سرمایه داری مبارزه کرد؟ با دمکراسی و یا برابری اجتماعی که مطرح می کنید؟ که باید کرد. چه قدرتی را درمقابل آنها می بینید؟ جنگ خصو صی شده است. با چه نیرویی جلوی شرکتهای جنگی، مزدوری و پیمانکاری می توان ایستاد؟ حتماً پیمانکاران و مزدوران نظامی و غیر نظامی آمریکایی، غربی و اسرائیلی در ایران وجود دارند و گروه های مزدوری و پیمانکار ایرانی هم هستند.

یک بخش علمی باز کنید. اجازه بحث آزاد علمی دهید. مسائل مطروحه علمی را طبقه بندی کنید. ما هم به بحث خواهیم آمد. بزرگوارانه عمل کنید. صبور باشید. از بحث علمی نترسید. بلند شوید. انقلاب علمی کنید. طبقه بندی کنید. اضافه ها را حذف کنید، مرتب و خلاصه کنید.

رفقای عزیز:

"ماتریالیسم دیالکتیک" و "ماتریالیسم تاریخی" رفیق امیر نیک آئین باید دوباره باز نگری شوند. "قطعنامه هم یاران" و این سایت از این دو کتاب بهره بسیار برده است. باز نگری آن فقط در چارچوب جمع بندی و مرتب و منظم کردن ها و مفاهیم است. با مسائل علمی باید برخورد علمی کرد. باید از اسلوب و اصول علمی استفاده کرد. کتاب "اقتصاد سیاسی، شیوه تولید سرمایه داری" از رفیق جوانشیر و همچنین کتاب "اصول علم اقتصاد (متن کامل)" از عبدلحسین نوشین باید شدیدا باز نگری شوند. جمع بست و مرتب و منظم کردن دوباره آنها داده شود. کاری که درست در آنها انجام نگرفته است و خامی زیادی دارد.

سه راه مبارزه وجود دارد : یا باید بر علیه پول، مالکیت و مبادله مبارزه کرد. یا باید برای قدرت خرید تمام انسانها مبارزه کرد. یا همینی که می بینید. یک اقلیتی بسیار کوچک دارا و بقیه ندار و یا تقریبا داشته باشند، چیزی که وجود دارد. که در هر صورت برای طبقه بندی علمی جامعه و برای راهبردی آن باید بپا خواست.  

لیبرالیسم = نابود و یا محدود کردن هرچه بیشتر دست دولت ها در سیستم اقتصادی است.

نابودی پول، مالکیت و مبادله، نابودی سرمایه داری و سیستم سرمایه داری است که خودبخود از بین می رود. اینجاست که عصر نوین، عصر همیاران بلاجبار از درون آن ظهور می کند که در درون جامعه، همکاری و همیاری وجود دارد.

در دورانهای امپراتوری و سلطنتی فقط مالکیت خصوصی وجود داشت. از زمانی که جنبش کمونیستی باعث سرنگونی سلطنت ها و امپراتورها شدند نا خودآگاه دو نوع مالکیت بوجود آمد. مالکیت دولتی، مالکیتی شد که مالکش در حرف از آن "مردم" بود و در عمل ضد همان مردم شد. درصورتیکه مالکیت خصوصی به شکل گذشته باقی ماند. آنهایی که قادر بودند دولت را بدست بگیرند، هم از بخش خصوصی خود و هم از بخش پول و مالکیت دولتی استفاده می کردند و می کنند. در مالکیت دولتی خلق نه تنها کاره ای نیست و نه مالکیت آنرا دارد بلکه حتی حق حرف زدن آن را هم ندارد چه برسد خود را سهیم بداند. فقط بوی کباب می خورد.

یادم می آید در دهه نود میلادی بخش دولتی اقتصاد جهانی 56درصد بود و بخش خصوصی 44درصد آنرا در اختیار داشت. ولی اکنون این نسبت به چه حد است را نمی دانم. ولی با وجود داشتن بیش از نیمی از شرکتها و کمپانی ها، کارخانه ها، زمین ها و غیره در دست دولتها آنرا به عنوان سوسیالیستی (مردمی) یاد نمی کردند و نمی کنند. دولتی شدن بخش اقتصادی به مفهوم آن نیست که در اختیار مردم است و یا اینکه مردم بهره می برند و تازه دولتها چهار نعل آنها را هم خصوصی می کنند و بخش های نو ظهور اقتصاد خصوصی بوجود می آورند. دولتهای آمریکایی و غربی را بخش خصوصی می چرخاند و بخش دولتی آن غارت و چپاول است.

رفقا :

انقلابی عمل کنید و نترسید. جنگنده باشید. مواظب باشید شما ها مثل ما از این تراژدی عظیم انسانی و طبیعی رها نخواهید یافت. همه ما محکوم شدگان روی همین زمینیم. باید به فکر  فرزندان و طبیعت و نه قدرت، پول و خودخواهی باشیم. منتظر کدام خدا نشسته اید ؟

شما بلاخره به همان نتایجی خواهید رسید که در سایت خودمان مطرح کرده ایم.

در این عصری که تکنیک بسیار گسترش پیدا کرده است ضرورت حیاتی به جامعه سالم و در صلح و صفا است. اگر نه همین تکنیک اورا بیشتر به نابودی می کشاند.

اگر زحمتکشان متحد شوند و متحدانه برای حقوق طبیعی خود بپا خیزند چه می شود. فکرش را بکنید. هم دیگر را بشناسیم (در چارچوب حقوق طبیعی) و به هم کمک کنیم و خود را در این چارچوب سازمان دهیم.

جامعه باید طبقه بندی علمی شود. تا بتوان طبیعت را هم از دست استثمار و نابودی نجات داد. نابودی همه چیز مقصرش استثمار (پول، مالکیت و مبادله) است. صلحی نمی تواند وجود داشته باشد جایی که حقوق طبیعی هر انسانی و طبیعت اجرا نمی شود. مسئله ما حل علمی جامعه است و نابودی سیستم استثماری است. هدف ما نه شخص و نه گروه است پس با آن نمی توان مبارزه مسلحانه کرد. با تظاهرات و مقابله شدن با نیروهای نظامی و انتظامی هم مسئله حل نمی شود. جنبش های کنونی نشان داده اند که این تظاهرات و مقابله کردنها بیشتر دشمن را راضی نگه می دارد. برای حل علمی (منطقی، علمی) جامعه هم باید جنبش های همکاری، هم یاری، اتحاد و همبستگی در چارچوب حقوق طبیعی بوجود آید که معتقدیم نطفه آن در جامعه وجود دارد. سیستم را باید با سیستم دیگری که وجود دارد از بین برد.

در نظر داشته باشیم، در عصری که انحصارات بزرگ مالی، نظامی، بیمه و غیره به همراه کشورهایشان بصورت متحد عمل می کنند. برعکس جنبش کمونیستی هیچگونه اتحادی ندارد. چرا نمی توان تمام سازمانهای جنبش کمونیستی را بر اساس معیارهای مشترک مثل صلح و نه جنگ، دخالت خارجی ممنوع، خق کار، حق غذا و آب، حق سرپناه، حق انسانیت و غیره متحد کرد و عملکرد مشترک داشت. این اتحادها فردا برای ایران در دخالت خارجی ها و غیره اهمیت خواهد داشت.   

ما خود را دنباله جنبش کمونیستی و کمونیست می دانیم.

پیش بسوی همبستگی و هم یاری و هم کاری

ای انسانهای باوفا اتحاد.

با درود فراوان به حزب توده ایران                           30-03-1392

                                                      20-06-2013

 

 

 

 زنده باد آزادی    زنده باد برابری    زنده باد همبستگی و هم یاری

  برای باز کردن قطعنامۀ هم یاران بصورت پ. د. ف. اینجا کلیک کنید.

PDF,1

این کتاب به زبان فراسه با این نام  (Le défi est lancé!Manifeste du Communisme) و به وسیلۀ (Edition Baudelaire) و نوشتۀ (Mehdi Shohrati) چاپ و منتشر شده است. این کتاب را می توان مجانی از آدرس زیر بصورت پ. د. ف. بدست آورد. 

   PDF,2