قطعنامۀ هم یاران                                                            مهدی شهرتی
                                                                                                    
                                                                                                                                                                    

 فلسفۀ علمی یا ماتریالیسم                                                                  وقتی که علم موضع می گیرد !                                                                       دهریون 
             عشق صفحۀ اول بدون ترجمه اعلامیه حزب توده ایران اخبار روز : صدای مردم مانیفست کمونیسم سایت فارسی و خارجی فیسبوک

mehdi.shohrati@asrehamyaran.com

نوشته ها :
  درمورد این سایت 

هدف چیست؟ 

مسئله چیست ؟ 

چه باید کرد ؟

تفکر علمی یا تفکر منطقی

 فلسفه

علم 

 دیالکتیک

 متافیزیک

استثمار

تاریخ استثمار

  پول، مالکیت و مبادله

  بدون پول!؟ چطور؟

دمکراسی

 حکومت، دولت

  همبستگی، هم یاری،
همکاری،اتحاد


حکومت مدنی یا قانونی، یا عدالت اجتماعی

  طبقه بندی علمی جامعه  

شناخت و آگاهی

جامعۀ هم یاران
      یا          
کمونیسم


  بحران و رونق
 
 فتشیسم کالا

سازمان
 
 دزد  

حقوق طبیعی

  مرغ  یا  تخم مرغ

   چه حکومتی در ایران

   نبرد کیهانی اهریمن
و
اهورامزدا


 "یار دبستانی من"

 جنگ  و  صلح

  زمین و زمان از آن شما
نیست


زمان
  
پیش بسوی برابری

 همۀ ما محکوم شدگان همین زمینیم

       آزادی       

در هر آفریده ای- آفریننده ای نهفته است

     بیداد

    رفقای حزب توده ایران   

  پرویز شهریاری

     خانواده  

   ادب و بی ادب 

     نبرد با استثمار    

نامه های ارسال شده

نامه های دریافت شده

مقاله های ترجمه شده :

یهودیان

تبلیغات ضد اکراین و تک تیراندازها

سرزمین موش ها

    توتال، برندۀ بزرگ در جنگ با لیبی.
    فرانسه چک بانکهای سویس را رد کرد.
آژانسهای تنبیه کننده.

     اژدهای جدید بازاریان در بانک    مرکزی اروپا مستقر می شوند.  
    گولدمن ساکسGoldman Sachs و یونان : بحثی خون آشام

 
  با ضرب و دستک و دنبک  بر علیه ایران در حرکتند.

     ساخت آمریکا

تولید کردن "حکومت های ناتوان"

مقاله های مهم دیگران :

  آش تازۀ غرب و آمریکا 

 بزرگداشت استالین 2014

خواب شوم آمریکا برای آیندۀ ایران

تقسیم ایران

    کودتای نظامی در آمریکا

   حرامزادگان جهانی 

 

 

             

                                                                               فتیشیسم  کالا 

          

               مارکس از فتیشیسم کالا صحبت می کند. به عبارت دیگر بت شدن کالا، مقد س و یا شیطانی شدن کالا. تاجران، در واقع استثمارگران در میدان شدید رقابت و یا بازار و تجارت و جنگ ها و بحرانها و تغییرو تحولات بازار و احساساتی که این مجموعه برآنها وارد می کند، مثل ترس، وحشت، ور شکستگی، خوشی، خوشبختی و موفقیت، اگر کالایی به استثمارگری سود بدهد و موفقیت ایجاد کند، یعنی سرمایه اش را گسترش وهرچه بیشتر گسترش دهد به مرور زمان آن کالا را مقدس می شمارد و فکر می کند که در کالا چیزی(متافیزیک) وجود دارد که او را خوشبخت کرده است و تحت تأثیر آن کالا قرار می گیرد. بخصوص که بعد از مدتی به آن کالا عادت می کند و نسبت به آن طلسم می شود. ولی برعکس اگر کالایی به او سود ندهد و یا در اثر تغییر و تحولات بازار ورشکست شود آنرا بد، شوم، خراب کن و زندگی سیاه کن می بیند و شیطانی تلقی می کند.

               فیشیسم درواقع متافیزیک شدن یک شئی و یا پدیده ایست که مستقیم و یا غیر مستقیم حقوق استثماری تأمین می کند. یعنی انسان در شئی و یا پدیده یک عامل متافیزیک می بیند که آنهم در مبادلۀ کالا پدیدار می شود.

               فتیشیسم یک مقولۀ استثماری است و در جامعۀ(روابط) استثماری بوقوع می پیوندد. در واقع استثمار مادی یعنی پول، مالکیت و مبادله و استثمار معنوی یعنی متافیزیک است. معنویت استثمار از مادیت آن جدا نیست و بدون هم نمی توانند وجود داشته باشند.

               علت فتیشیسم دو عامل است :

                     -  نبود و یا کمبود شناخت.

                    -  وابسته بودن هر چیزی به استثمار(منظور پول، مالکیت و مبادله است.) و مشکل بدست آوردن حقوق طبیعی.

               درواقع همان عواملی که استثمار(پول، مالکیت و مبادله) را بوجود آورده اند. و در ضمن در جامعۀ استثماری هرچیزی کالا است و می تواند و بایدکالا باشد و یا بشود و می شود. استثمارگران نه تنها برای حقوق طبیعی شان بلکه بیشتر از آن و برای تسلط بر طبیعت(هستی) سخت به استثمار وابسته اند. استثمار است که تحمیل می کند. استثمار تحمیل می کند که از حقوق طبیعی شان بیشتر و هزاران بار بیشتر داشته باشند و بچاپند، بدزدند، غارت کنند، برجهان حکمروایی کنند و استثمار کنند تا استثمار رشد و تکامل یابد و اگر یکی نکند دیگری بکند و باید بکند. بایدحتماً یک عده استثمارگران و عدۀ دیگر استثمارشوندگان باشند.

               درواقع جامعه به علت داشتن این بیماری به انسانها این تحمیل را می کند. فتیشیسم در روابط انسانی که بر اساس استثمار است بوجود می آید و وجود دارد. آنها زمانی که رونق اقتصادی وجود دارد بهشت برین می گویند و کارشان را مقدس می شمارند و می گویند یک عامل متافیزیک در کالا وجود دارد که آنها را خوشبخت کرده است. و برعکس زمانی که ورشکست می شوند خود را نابود شده می بینند و فکر می کنند که در کارشان یک عامل متافیزیک وجود دارد که اورا ورشکست کرده و یا می کند که به آن شیطان، ارواح و یا غیره می دهند. و در همین روابط است که انسانها را یا بد و یا خوب به حساب می آورند. در صورتیکه خوب و بد وجود عینی ندارند و فقط معیار هایی است که انسان ها برای بعضی چیزها بکار می برند. و همین استثمارگران که خوب و بد را بکار می برند همیشه متافیزیک را به استثمار شوندگان تحمیل کرده اند و می کنند و خواهند کرد و حتی شکل آنرا هم آنها تعیین می کنند که در مواقعی با کشتارهای جمعی و نابودی خلقهایی به همراه بوده است و خواهد بود. این استثمارگران متافیزیک را با زور، فشار، شکنجه، تحمیل، حقه بازی و کلک به خلقهای دیگر تحمیل می کرده اند و هنوز می کنند.

               فتیشیسم در پول و یا سنگها و فلزهای قیمتی بیشتر تظاهر می کند.

               همانطور که مطرح کردیم پول، خدا(قادر و توانا) است0 چونکه :

                    پول راحتی و آسایش فکری و فیزیکی می آورد.

                    پول سلامتی می آورد.

                    پول از دردها می کاهد.

                    پول غم و غصه ها را ازبین می برد.

                    پول آب، غذا و هوای انسان را تأمین می کند.

                    پول آزادی می آورد.

                    پول صلح می آورد.

                    پول تمیزی و پاکیزگی می آورد.

                    پول روابط جنسی را راحتتر می کند.

               با پول می توان هر چیزی را خرید. حتی یک بچه و یا یک مادر،یک پدر، یک حیوان، یک درخت، یک مرده، چشم زندۀ یک بچه زنده و سالم،  قلب زنده و یا عشق خرید.

               درواقع باید گفت چی نمی توان خرید و یا فروخت. با پول هر چیزی را می توان خرید و فرو خت حتی اگر وجود نداشته باشد. اینجاست که می گوییم پول خدا است. تا جایی که رنگ پوست را هم عوض می کند. این خدا آنقدر قدرت عظیم دارد که فقط در به اصطلاح جنگ جهانی دوم که تقریباً چهارسال طول کشید، پنجاه میلیون را سر بنیست کرد و یا در عرض چند ثانیه شهر ناکازاکی و هیروشیما در ژاپن، با زنها و زنهای حامله، نو عروسان، بچه ها، بزرگان، پیران، دانشمندان، پزشکان، مهندسین، عالمان، ورزشکاران، روحانیون و حتی حیوانات و گیاهان را با خاک یکسان کرد و تازه اولیش نبوده و نخواهد بود. حتی جزایری را کاملاً نابود کرده اند. کشتارها در موقع به اصطلاح کشف آمریکا و نابودی بسیاری از قبایل «سرخ پوستان» نشان دهندۀ قدرت خدایی پول است. این استثمار خلقهای بانام و بی نامی را بکلی نابود کرده است و در آینده خواهد کرد. اینجاست که خدا(پول، مالکیت) برای مرگ و هستی انسانها تصمیم می گیرد و عظمت و توانایی و قدرت این خدا مشخص می شود. این خدا به خود اجازه می دهد تا چه کسی را زنده نگه دارد و چه کسی را نابود کند. یعنی برای هستی موجودات زنده چه انسانی، حیوانی و گیاهی تصمیم می گیرد. بلایی که این استثمارگران آمریکایی و غربی و ژاپنی و غیره بر خلق های دنیا آورده اند از عهدۀ هیچ خدایی بر نمی آید. با انواع انفجارات و بمب های شیمیایی، باکتریولوژی، ویروسی، لیزری و غیره و غیره، بچه ها و زنها و مردان و بزرکسالان چه مذهبی و یا غیر مذهبی و چه دانشمند و عالم را می کشتند و به لجن کشاندند و زخمی کردند و شکنجه کردند و نابود کردند و شکستند و هزاران بلای دیگر سر آنها آوردند که می آورند و می کنند و خواهند کرد. کدام خدایی چنین قدرت عظیم جهانی و عینی دارد ؟ ! خدایی که در مغز انسانها گنجاده شده است ؟ !!

               هر معنویتی، در واقع هر پدیدۀ معنوی در خود عامل مادی دارد که در انسان بوقوع می پیوندد و بدون یک عامل مادی وجود عینی نمی تواند داشته باشد. در واقع بی مفهوم است. حتی اگر متافیزیک می خواهد باشد. همانطور که گفتیم هر معنویتی از مادیت خود جدانیست. متافیزیک به علت همین عامل بیماری، با انسان که بوجود آورندۀ آن است سخت بیگانه است. همانطور که استثمار یعنی پول، مالکیت و مبادله با انسان بیگانه است. مادیت متافیزیک و ایده آلیسم همان استثمار(پول، مالکیت ومبادله) است. مثلاً مذاهب و سکتها و کاستها و دیگر پدیدههای متافیزیکی که عوامل معنوی هستند در خود مایت دارند که آنها را بوجود آورده اند و می آورند و آن پول ، مالکیت و مبادله درواقع استثمار است که بخصوص در پول تمرکز یافته است.

               متافیزیک و ایده آلیسم برداشت نادرست و نا کامل و نا منظم و هرج و مرج و نامرتب واقعیت عینی است. در صورتیکه واقعیت عینی خارج از ذهن با نظم است تا جایی که در هر بی نظمی آن نظمی نهفته است. انسانها از واقعیت عینی خارج از ذهن هر برداشتی می توانند داشته باشند ولی هستی خود مشخص است و قوانین ومقولات خاص خود دارد که خود کار و خارج از ارادۀ انسان عمل می کند. در واقع افکار انسانها برایش بی مفهوم است. از موقعی که روابط انسانی براساس استثمار بوجودآمد، استثماری که حقوق طبیعی اش را تأمین می کند آنرا مقدس می شمارد و چون عوامل عینی بدون شناخت علمی امکان پذیر نیست، نبود و یا کمبود چنین شناختی انسانرا وارد متافیزیک و یا ایده آلیسم می کند. بخصوص نبود شناخت از فلسفۀ ماتریالیسم و به عبارت دیگر دیالکتیک. چونکه می توان از علوم ریاضی و یا شیمی و غیره اطلاع داشت ولی از دیالکتیک و به عبارت دیگر فلسفۀ ماتریالسیم اطلاع نداشت، اینطور اشخاص هم برای جواب سوالهایشان از متافیزیک و یا ایده آلیسم استفاده می کنند.

               در گذشته (قبل از میلاد) برای مبادله از چندین کالای واسط استفاده می شد و چندین خدایی رواج داشت و آمپراتوران و یا شاهان و یا استثمارگران خود را خدایان می دانستند. درواقع استثمارگران در آن مقطع هم پول، مالکیت و مبادله را در تسلط داشتند و پول(کالای واسط) خود را مهر و موم و یا چاپ می کردند و خود حکومت می کردند و هم خود مظهر متافیزیک یعنی خدایان می دانستند و بودند. و چون پول که یک نوع روابط بین انسانها است را نمی شناختند و شاهان پول را چاپ می کردند و خدا را در خود و یا در او می دیدند، به مرور زمان در اثر کشمکشهای اجتماعی، معنویت پول را از خود پول جدا کردند و به آن شکل دادند که بصورت بتها تظاهر کردند. درواقع خدا را که در رأس استثمارگران، یعنی شاهان می دیدند جدا کردند و به آن شکل دادند، و نمایندگانی(روحانیونی) برای آن بوجود آوردند. اینطوری شاهان کمتر در معرض خطر قرار می گرفتند. چونکه پول(خدا) نمی میرد ولی شاهان می مردند. بیخود نبود که شئی(بت) را می پرستیدند، چونکه کالای واسط شئی بوده اند. و بعد خدایان از بت ها جدا شدند و به آسمانها رفتند. بت ها در اثر درگیری ها می شکستند و از بین می رفتند، اینطوری دسترسی به آن امکان پذیر نبود. به این طریق راحتتر می توان انسانها را به شکلی که استثمارگران می خواهند راه ببرند، و مستقیمأ در معرض کشمکشها و درگیری های جامعه قرار نمی گرفتند. درواقع غیر مستقیم خدایی می کردند و یا به عبارتی مشروطی خدایی می کردند. با اینکه خدا را از پول جدا کردند ولی آنطوری که بعضی ها می خواستند عملی نشد و هنوز هم پول است که خدایی می کند. متافیزیکان و ایده آلیستها نمی توانند خود را از پول، مالکیت و مبادله جدا کنند. روحانیون و معابد(مراکز روحانی) همیشه پشتیبان استثمارگران و حکومتمداران(شاهان، امپراتورها، رئیس جمهورها و روئسا) بوده اند و مجبور هم بوده اند که باشند و یا خود استثمارگران بوده اند. و آنجایی هم که از فقرا، گرسنگان، زحمتکشان و یا استثمارشوندگان دفاع می کردند و می کنند، بخاطر آن بوده که استثمارشوندگان در مقابل آنها تعظیم کنند و می کنند و برده های خالص و اطاعت کن این خدایان باشند. درواقع طلسم شدگان این خدایان هستند که برای هستی و نیستی انسانها و درواقع زحمتکشان و یا استثمارشوندگان تصمیم می گرفتند و می گیرند و خواهند گرفت. تا اینکه یک عده از استثمارگران توانستند حکومتهای عظیمی یعنی شاه شاهان و یا امپراتورهای بزرگی بوجود آورند. در چنین مقطعی احتیاج ضرور به یک کالای واسط و یا یک واحد پولی پیدا شد. و درواقع پول(خدا) یکی شد و تک خدایی را بوجود آورد. پس یک کالای(پول) مشخص برای مبادله بوجود آمد، و بخصوص کشف طلا و خاصیت آن و کمیابی آن و همچنین بعضی از سنکها این امکان را بهتر عرضه کردند. بت پرستی در هیچ مذهبی ازبین نرفت و نمی تواند از بین برود. خیلی ها می خواهند و می خواستند خدا و مذهب را از مادیت خود یعنی پول، مالکیت و مبادله جدا کنند که موفق نشده اند، نمی شوند و نخواهند شد. چونکه مذاهب خارج از استثمار بی مفهوم است. وجود امپراتورهای بزرگ و بوجود آوردن تک پولی برای همۀ مناطق امپراتور وجود تک خدایی را الظامی کرد. مراکز روحانی  و یا عبادتگاهها مراکز تقریباً بزرگ پول، طلا و جواهرات و غیره هستند، به همان صورت هم کاخهای استثمارگران. و همچنین نشانه های مذهبی را با طلا و نقره و الماس و غیره می سازند.

               کلیساها و مساجد بزرگ و دیگر عبادتگاهها قصرهای با شکوهی هستند که فقرا و استثمارشوندگان در برابر آنها به زانو می نشینند، دعا می خوانند، عبادت و تعظیم می کنند که چیز زیادی از بت بودن خود از دست نداده اند.

               فتیشیسم در پول(که خود کالا است)  بیشتر تظاهر می کند بخصوص در طلا. تصورش را بکنید که یک کیلو طلا در زندگی شخصی چه مادی و معنوی چه تأثیر عظیمی می گذارد. یک انسان را به آسمانها(فیزیکی و معنوی) می برد.

               معنویت استثمار یعنی متافیزیک و ایده آلیسم اگر خواسته باشند بر علیه مادیت خود یعنی پول، مالکیت و مبادله، و بهتر گفته باشیم استثمارگران اقدام کنند که نمی توانند بکنند، به اشکالی آنها را برمی اندازند و یا سربنیست می کنند. برای شناخت بیشتر به مقولات مادیت و معنویت در بقش متقابلین رجوع شود. درضمن جای تذکراست که فتیشیسم(متافیزیک و ایده آلیسم) با شناخت رابطۀ عکس دارد. هرچه شناخت انسان از واقعیت عینی خارج از ذهن بیشتر باشد به نسبت، شناخت در متافیزیک و یا ایده آلیسم تأثیر می گذارد و از متافیزیک و یا ایده آلها دور می شود. و هرچه این شناخت انسان کمتر باشد بیشتر در متافیزیک و ایده آلها غوطه ور می شود. همانطور که استثمارگران برعلیه شناخت و شناخت بیشتر انسان مبارزه می کنند، بهمان اندازه (و در مواقعی بیشتر) روحانیون و مراکز روحانی، درواقع متافیزیکان بر علیه شناخت و هرچه بیشتر شناخت انسان مبارزه می کنند. استثمارگران و متافیزیکان در تاریخ بشریت تا کنون که ادامه دارد انسانهای با وفایی که شناخت داشته اند و یا به شناخت می رسیده اند را کشته اند، شکنجه کرده اند، زندانی کرده اند، شکسته اند، فشار آورده اند، تحمیل و زور گفته اند، تحمت و افتراء و دروغ گفته اند. این روحانیون غیر از شناخت متافیزیکی خود چیز دیگری را قبول ندارند و قبول نمی کنند، به همان اندازه استثمارگران هر شناختی که منافع استثماری را تأمین نکند را سر بنیست می کنند. آنها هیچی را جز استثمار قبول نمی کنند. ترس و وحشت آنها از جنبش کمونیستی، حزب توده، مارکس ها، انگلس ها، لنین ها، طبری ها و غیره دیرینه سال است و نمونۀ مشخص قرن های 19، 20، و 21 هستند.

               قرنهای زیادی است که مذهب و درواقع متافیزیک از بوجود آورندۀ خود جدا شده و با انسان بیگانه است. مادیت مذهب در پول، مالکیت و مبادله نهفته است، که تنها و تنها پدیده ای است که قادر است همۀ حقوق طبیعی انسانی را تأمین کند. در واقع تنها خدایی است که قادر و مطلق است و انسانها را خوشبخت می کند و به آرزوهایشان می رساند که حتی طبیعت را برایش به نابودی می کشاند. پول برای همۀ انسانهای روی زمین مقدس و حیاتی است. ولی یک عده استثمارگر نتنها حقوق طبیعیشان را تأمین می کنند ولی هزاران بار بیشتر از آن دارند و حکومت می کنند و بر دیگران سوارند، چپاول و غارت می کنند و طبیعت را غارت می کنند تا گنده تر شوند.

               پول همیشه مقدس بوده. بیخود نیست که معابد و بخصوص کاخها همیشه پر از طلا و سنگها و فلزات قیمتی بوده و آنرا بصورت شکل تعیین می کردند و در مقابلش تعظیم و دعا می کرده اند و هنوز می کنند، و انسانها را طلسم می کرده اند. بخصوص که جذابیت رنگ و شئی براق مثل طلا و غیره همیشه انسان را تحت تأثیر داشته است. در گذشته خدایان و درواقع متافیزیک را بصورت مجسمۀ سنگی و در مواقعی طلایی و غیره در آورده بودند و بخورد مردم دادند و می پرستیدند. تا اینکه متافیزیک از مادیت خود جدا شد و با آن در ظاهر بیگانه شد ولی حظور داشت و آن هم در پول. علت آن شناخت انسان از عوامل مادی است. زمانی که انسانها متوجه شدند که شاهان و بعد ها بت ها و پول نمی توانند خدایان باشند، بلکه یک مشت فلزات و یا سنگها هستند، که اکنون هم به اشکالی از اشیاء برای نشاندادن اعتقاداتشان استفاده می کنند، خدایان را به آسمانها بردند، و به ظاهر با پول و مالکیت رابطه ندارند ولی بدون آن نمی توانند وجود عینی داشته باشند. به عبارت دیگری معابد و همچنین کاخها بدون فقرا و یا فقر و بدبختی وجود نمی توانند داشته باشند.

               آنها(متافیزیکان و ایده آلیستها) کارشان توجیه استثمارگران و استثمارشوندگان است و استثمارشوندگان یعنی برده گان را در ترس و وحشت خدا و بهشت و جهنم نگه می دارند تا بر علیه استثمارگران بپا نخیزند. همۀ مشکلات برده گان درواقع استثمارشوندگان از طریق پول(که خود خدای واقعی است) قابل حل است و به راحتی می توان آنرا حل کرد. ولی به علت اینکه پول به راحتی بدست نمی آید و در مواقعی با کار سخت و سنگین هم به زور بدست می آید، و اینکه استثمارگران حکومت دارند که به هیچ احدی اجازۀ تکان خوردن نمی دهند، تنها به فکر عبادت کردن می افتند(بعضی مواقع در برابر استثمارگران) تا شاید خدا به آنها عوضی دهد و یا به عبارت دیگری، شاید این استثمارگران و حکومتمدارانشان(که هیچ وقت نکرده اند و نمی توانند بکنند) به این بردگان و تعظیم کنندگانشان لطف ومرحمتی کنند. ولی روحانیون استثمارگر و یا روحانیون استثمارگران برای راحت کردن و آرام کردن و خالی کردن آتش بحرانهای این تعظیم کنندگان بوجود آمده اند و کار دیگری نمی توانند بکنند و نه بلدند بکنند. روحانیون که اینقدر علاقه به تعظیم کنندگان دارند(برای هستی خود) نه حاضرند و نه می توانند به زحمتکشان نشان بدهند، چگونه می توانند حقوق طبیعیشان را بدست آورند و چگونه می توانند برعلیه این استثمارگران، این خون آشامان و نمایندگان حکومتیشان و حتی خود آنها مبارزه کنند. آنها به هیچ عنوان به گرسنگان یاد نمی دهند(بلد هم نیستند یاد بدهند) که چگونه می توان این شکم لعنتی خود و بچۀ های خود را سیر نگه داشت و یا اینکه چگونه می توان با فقر، بردگی، گرسنگی، بی عاشقی، فشار، زورف دزدی، حقه بازی استثمارگران و حکومتمداران مبارزه کرد. که حتی پول و آدم کش های زحمتکشان را هم از استثمارشوندگان تأمین می کنند. این استثمارگران و حکومتمداران آمریکایی، غربی، آسیایی و غیره خلقهارا با بمب ها و اسلحه های ارسالی می کشند و آنها را غارت، چپاول و بدبخت می کنند ولی فقط این مراکز روحانی و روحانیون به آنها آرامش به اصطلاح اعصاب می دهند. چیزی که خواستۀ استثمارگران و حکومتمداران است. کاری که روحانیون و مراکز روحانی می کنند علاقۀ شدید استثمارگران و حکومتمداران را بر می انگیزند. در واقع کاری که استثمارگران و حکومتمدارانشان برای حفظ و تسلط خود نمی توانند بکنند، این مراکز و روحانیون به راحتی می کنند و کرده اند و خواهند کرد. اگر در تاریخ روحانیونی نا آگاه بر علیه فقر و گرسنگی بپا خواسته و یا آنها را بر علیه خونخواران علم می کردند، بلا فاصله آنها را تبعید، اعدام، سر بنیست، خائن به وطن و یا حد اقل لباس روحانی اش را از او می گرفتند و هنوز می کنند.

                نابودی فقر و گرسنگی نابودی عبادتگاهها، عبادت و روحانیون است. نابودی استثمارشوندگان و استثمارگران نا بودی آنها را هم به ارمغان می آورد. در واقع نابودی هر گونه مشکلات انسان نابودی آنها را هم به همراه دارد. نمی توان کاخها و معابد و بتهای زیبا ساخت و داشت بدون اینکه اکثریت عظیمی در گرسنگی و فقر باشند. باید یک عده در فقر و گرسنگی دست و پا بزنند تا معابدها و کاخهای این خدایان ساخته شود و بر پا باشند و آنها هم تازه همین بردگان و تعظیم کنندگان و طلسم شدگان روی زمین می سازند.

               کثافتکاری های این مراکز عبادت و روحانیون بر علیه علم دیرینه سال است. آنها عالمان با نام و بی نام بسیاری را در تاریخ کشته اند، شکنجه کرده اند و هنوز هم می کشند، شکنجه می کنند، زجر می دهند و خواهند کرد. متافیزیک سخت با علم در تضاد است، مگر آ ن علم منافع آنها را تأمین کند. جایی که استثمارگران و حکومتمدارانشان نمی توانند به راحتی این عالمان را سر بنیست کنند، مذهب، در واقع روحانیون  به راحتی انجام می دهند. این روحانیون که هیچ شناخت علمی ندارند و نه وقت و نه حال مطالعۀ علمی دارند، انسانهای باوفایی را در تاریخ بشریت سربنیست کرده اند. شناخت و آگاهی آنها متافیزیکی است و در اکثر مواقع از یک تا دو کتاب تجاوز نمی کند و آنهم کتابهایی که هیچگونه ارزش علمی ندارند و از تجربه هیچ نمی دانند.

               انسان برای اینکه بتواند خوشبخت باشد و بخندد به پول که خود خداست، احتیاج دارد و نه به خدا و نه به روحانیون.

               انسان برای اینکه بتواندراحت باشد، راحت زندگی کند، زندگی خوب داشته باشد، شاد باشد، شادی کند، موفق باشد، آزاد باشد به پول احتیاج دارد و نه به خدا و نه به نمایندگان خدا.

               انسان برای اینکه بتواند بخورد، تنفس کند، بنوشد، پناهگاه داشته باشد و دفع کند به پول احتیاج دارد و نه به خدا و نه به روحانیون و مراکز روحانی.

               انسان برای اینکه بتواند بدنیا بیاید و حتی بمیرد به پول احتیاج دارد و نه به خدا و نه به روحانیون و مراکز روحانی.

               انسان برای اینکه روابط جنسی داشته باشد و یا برقرار کند به پول احتیاج دارد و نه به خدا و نه به نمایندگان خدا.

               انسان برای اینکه بتواند ورزش کند، بخوابد، لباس داشته باشد، پاک باشد و تندرست و سالم باشد به پول احتیاج داردو نه به خدا و نه به نمایندگان خدا.

                وقتی که انسانها این حقوق را ندارند، به در گاه خدا و نمایندگانشان دعا می کنند و خم می شوند تا شاید مر حمتی شود.

               و وقتی که همۀ امکانات را دارند دیگر به خدا و به بندۀ خدا و روحانیون و عبادتگاهها و بتها در واقع متافیزیک احتیاج ندارند و تازه احتیاج هم ندارند تا مرحمتی شود.

               در چه مقطع از تاریخ بشریت مراکز روحانی و روحانیون، این خواستهای زحمتکشان، زجر دیده گان، فقرا، گرسنگان، عاشقان و کارگران را تأمین کرده اند. در هیچ یک از مقاطع تاریخ چنین اتفاقی نیافتاده، برعکس آتش و نفرت این زحمتکشان بر علیه استثمارگران این خون خواران و روحانیون و نمایندگان حکومتی شان را خاموش کرده اند.

               پول که هستی انسانها را تأمین می کند، چونکه  هستی انسان چیزی حقوق طبیعی نیست به خدا احتیاج ندارد. چونکه خود خداست و قادرو مطلق است، و تازه قدرت نابودی آن بسیار عظیم است. نمونۀ انها در تاریخ بسیار زیاد است.

               این خدا(پول) برای هستی و یا نیستی انسان تصمیم می گیرد. حتی خدای انسانها را تغییر می دهد همانطور که خدای مسیحیان را به سرخ پوستان آمریکا و به آفریقاییان و چینیان تحمیل کردند و خوراندند. همانطور که خدای اسلام جای گزین خدای زرتشتیان و غیره کردند و یا مثلاً در شمال آفریقا و آسیای مرکزی خدایان را عوض کردند و خدای اسلام را جایشان گذاشتند. آنهم از طریق کشتارها، غارتها، آتش سوزی ها، با فشار،زور، تحمیل و شکنجه و زجر انجام داده اند و هنوز می دهند و بعضی خلقهارا نیست و نابود کرده اند. و هنوز می خواهند بکنند.

               استثمار گران در هرجا که نفوذ کرده اند، خدا و نمایندگان آنهارا هم با خود آوردند و بزور بخورد استثمارشوندگان و گرسنگان جهان دادند.

               جامعۀ استثماری عصری است که انسانهای بدون شناخت(علمی) و یا کم آگاه برای هستی بشریت تصمیم می گیرند و هیچ وقت به علم اجازه نداده اند که تصمیم بگیرد. بلکه اورا می خواستند سر بنیست کنند. همانطور که دانشمندان، روشنفکران، فیلسوفان و عاقلان باوفایی را سربه نیست کردند و هنوز می کنند.

               با پول حتی قاره ای را خرید و فروش می کنند. بیخود نیست که آمریکا ییا ن خود را سروران جهان می دانند. آنها و دیگر استثمارگران بسیار بزرگ تمام جزایر را خرید و فروش می کنند. زمین و زمان و آسمان را خرید و فروش می کنند و اکنون سیارات و کهکشانهارا خرید و فروش می کنند. آنها هر چیزی را در مالکیت خود دارند، حتی چیزهایی که در تصور این روحانیون نمی گنجد. حتی این روحانیون بردگان خم شدۀ این استثمارگران هستند که آنهارا هم خرید و فروش می کنند.

               تصورش را بکنید، که تمام قارۀ آفریقا و یا آمریکا ی جنوبی و غیره و غیره، با تمام زمینها و سوراخهای آن و با تمام حیوانات و زنها، بچه ها، بزرگسالان و مردان از آن این استثمارگران هستند که اگر کسی دست از پا خطا کند، سازمان ملل را به جانش می اندازند، حقوق بشر را بجانش می اندازند، دمکراسی و عملیات انسان دوستانه به همراه هزاران سرباز  و انواع و اقسام سلاح ها و سیم خاردارو دیوار و با انواع و اقسام سازمانهای جاسوسی، خبر چینی، مزدوری، صلیب سرخ و غیره و غیره را بجانش می اندازند و تازه همۀ انسانهای روی زمین را تحت نظر دارند و ضبط کامپیوتری کرده اند. آیا می توان قدرت این خدایان را نادیده گرفت؟!! مطمعناً نه. کدام خدایی چنین قدرت عظیم جهانی دارد غیر از پول. و همین خداست که نسل بشری را به نابودی خواهد کشاند.

               پول قادر است مرده ها را زنده و زنده ها را مرده کند. درواقع برده ها چیزی جز مرده های روی زمین نیستند و استثمارگران خدایان روی زمین.

               همین استثمارگران و حکومتمداران و متافیزیکان هستند که زندگی هر انسانی برروی زمین را سیاه می کنند و کرده اند و خواهند کرد. این خون آشامان، دزدان و آدم کشان و دروغگویان حتی با عملیات انساندوستانه، انسانهارا غارت و دربدر می کنند و برای آنها غذاهای(انواع و اقسام سلاحهای شیمیایی، باکتریولوژی، ویروسی، مخدری و الکل) ارسالی می فرستند و پولش و نیرویش را از خلق تأمین می کنند تا علاقۀ ظریفشان را به گرسنگان جهان نشان بدهند. لطف و مرحمت این خدایان شامل حال هر انسانی بر روی زمین شده و می شود.

               این مراکز متافیزیک بدانند که وابستگی شکم انسان به مواد غذایی یک وابستگی طبیعی است، مثل وابستگی ماهی به آب و اگر انسانها برای شکم خود دزدی هم کنند حقشان است، چونکه شکم هیچ قانونی جز قوانین خود را نمی پذیرد.

               حقوق طبیعی انسان نه قوانین استثمارگران و نه قوانین حکومتمداران و نه قوانین متافیزیکان و ایده آلیستها را قبول دارد، چونکه همانطور که گفتیم خود قوانین و مقولات خاص خود را دارد و خودکار عمل می کند. حقوق طبیعی هستی انسانی است و برای آن هرچیز دیگری غیر مفهوم است. حقوق طبیعی تنها چیزی است که استثمارنمی شناسد. یعنی اینکه وابسته کردن شکم انسان به پول برایش بی مفهوم است. ولی انسانها این وابستگی شکم به پول را بزور از طریق دولت، مراکز عبادت و روحانیون، نیروهای نظامی، انتظامی، مراکز عریض و طویل اداری، جاسوسی، خبر چینی، مزدوری، مأمور، زندان، سیم خاردار و غیره و غیره، قرنها است که تحمیل می کنند، چه قبل از میلاد و بعد از آن و هیچگاه موفق نشده اند و نخواهند شد.

               خدای این مراکز فقط بدرد کلاه گذاشتن، گول زدن، برده کردن و طلسم کردن انسانها می خورد0 شکم انسان خدای دیگری جز خود نمی داند. سلولهای بدن انسان خدا نمی شناسد و نمی فهمد.

               مراکز عبادت و روحانیون و درواقع متافیزیکان نه برای انسان آب می شوند ونه اکسیژن و نه غذا و دردی از شکم گرسنه به غذا و عاشق به زندگی دوانمی کنند جز صبر و تحمل و گذراندن وقت و بدون نتیجه. شکم انسان هم نه صبر می شناسد و نه تحمل. متافیزیکان نه تنها دردی از شکم گرسنۀ انسان دوا نمی کنند، بلکه نمایندگان و مدافعان گرسنگان و عاشقان مثل کمونیستها را سربنیست می کنند و کرده اند. ترس و وحشت آنها مثل استثمارگران از مدافعان زحمتکشان و زجردیدگان دیرینه سال است.

               قبول متافیزیک از طرف انسانها فقط منافع استثمار را تأمین می کند. اگر نه برای انسانها هیچگونه منفعتی ندارد.

               روحانیون و مراکز مذهبی و یا متافیزیکان برای آن بوجود نیامده اندکه اگر شخصی از گرسنگی می میرد به او کمک کنند(گرسنگی در اینجا فقط شکم نیست و وقتی که از گرسنگی بیان می کنیم منظورمان مجموعۀ حقوق طبیعی انسانی است). درکجای تاریخ بشریت این روحانیون و مراکز مذهبی بر علیه استثمارگران که خون انسانها را می مکند اقدام کرده اند و می کنند. آنها بدون این استثمارگران مطمعناً نمی توانند وجود داشته باشند. با اینکه اکثریتی از آنها خود از گرسنگانند.

               مذهب و درواقع متافیزیک برای آن بوجود آمده که انسانها را برده نگه دارند، تا همه چیز را نشکنند تا استثمارگران را راضی و خوشحال و کم درد سر نگه دارند. البته روحانیون زیادی هستند که مایلند فقط به یک نفر کمک کنند، اگر نه همۀ گرسنگان بهتر است نباشند.

               انسان خدا را بوجود آورد و خدا از او بیگانه شد.

               انسان پول را بوجود آورد و پول از او بیگانه شد.

               استثمار خدا را برای انسانها آفرید و اکنون از او بیگانه است(به انسانها کلک زدند). در واقع متافیزیک با انسان بیگانه است. استثمار بدون مذهب و یا متافیزیک بی مفهوم است و سخت با فیزیک، ماتریالیسم، دیالکتیک و درواقع علم(قوانین و مقولات) در تضاد است و هیچ وقت کنار نمی آید.

               همانطور که گفتیم ایده آلیسم، متافیزیک با استثمار رابطه دارد. شکل مادی استثمار پول، مالکیت و مبادله است و شکل معنوی استثمار همان متافیزیک و یا ایده آلیسم است. همانطور که پول، مالکیت و مبادله از انسان بیگانه و خارجی است و روی انسان تسلط دارد و حکمروایی می کند و قادرو مطلق است و انسان را طلسم  و بردۀ خود کرده است، همانطور هم ایده آلیسم و درواقع متافیزیک از انسان بیگانه و خارجی است و روی انسان تسلط دارد و حکمروایی می کند و انسانها را طلسم و بردۀ خود می کند و کرده است.

               با از بین رفتن استثمار، ایده آلیسم و یا متافیزیک هم ازبین می روند. درواقع تا زمانی که استثمار هست متافیزیک خواهد بود. استثمار از واقعیت ترس و وحشت دارد. او وحشت دارد که گرسنگان بپا خیزند، زجر دیدگان بپا خیزند، بی عاشقان بپا خیزند، زحمتکشان و کارگران بپا خیزند. اگر نه این همه نیروهای عجیب بوجود نمی آمد.

               در جامعۀ استثماری است که بهشت و جهنم عینیت دارد و پیدا می کند. در درجۀ اول ریشۀ مادی دارد که اورا پدید می آورد. ریشۀ مادی آن در بازار داغ، شلوغ، تجارت، جنگ، رقابت، بحران و تورم نهفته است. ورشکستگی، ضرر، نبود فروش و نبود خرید به هر علتی برای استثمارگران چیزی جز جهنم نیست که استثمارگران را سخت به وحشت می کشاند. و برعکس آن، فروش، سود، رونق اقتصادی و بخصوص سود زیاد بهشت برین برای استثمارگران است. قرنهای مدیدی است که بهشت و جهنم از ریشۀ مادی خود جدا شده و با انسان بیگانه شده است. اگر نه در طبیعت نه بهشتی وجود دارد و نه جهنمی، و درواقع آنها بی مفهوم هستند.

               ایده آلیسم و در واقع متافیزیک برای واقعیت عینی خارج از ذهن بی مفهوم است. چونکه هیچ یک از حقوق طبیعی انسان را تأمین نمی کند و با آن هیچگونه رابطه ای ندارد. درواقع متافیزیک برای انسان نان(نمی شود)، هوا، آب، روابط جنسی، رشد، تکامل، محیط مناسب زندگی، لباس و سلامتی نمی شود. متافیزیک و یا ایده آلیسم نمی تواند نان را تأمین کند، هوا را تأمین کند، آب را تأمین کند، عشق را تأمین کند، لباس را تأمین کند، آزادی را تأمین کند، زیبایی را تأمین کند و غیره و غیره و در واقع هیچ ارزشی برای هستی انسان ندارد.

               متافیزیک همیشه بر علیه عشق حمله کرده است. بخاطر اینکه یک واقعیت عینی است، حقوق طبیعی انسانی است. در صورتیکه استثمار می خواهد آنرا وابسته به پول کند، اگر نه عشق بی عشق.

               استثمار شکل مادی آن یعنی پول، مالکیت و مبادله در اثر نبود و کمبود حقوق طبیعی و نبود و کم بود شناخت بوجود آمد.

               استثمار شکل معنوی آن یعنی متافیزیک و یا ایده آلیسم مثل مذاهب و کاستها و دیگر فرقه های متافیزیک هم در اثر همان عوامل یعنی در اثر نبود و یا کمبود حقوق طبیعی و نبود و یا کمبود شناخت بوجود آمدند.

 

 

 

 

 

 زنده باد آزادی    زنده باد برابری    زنده باد همبستگی و هم یاری

  برای باز کردن قطعنامۀ هم یاران بصورت پ. د. ف. اینجا کلیک کنید.

PDF,1

این کتاب به زبان فراسه با این نام  (Le défi est lancé!Manifeste du Communisme) و به وسیلۀ (Edition Baudelaire) و نوشتۀ (Mehdi Shohrati) چاپ و منتشر شده است. این کتاب را می توان مجانی از آدرس زیر بصورت پ. د. ف. بدست آورد. 

   PDF,2