قطعنامۀ هم یاران                                                            مهدی شهرتی
                                                                                                    
                                                                                                                                                                    

 فلسفۀ علمی یا ماتریالیسم                                                                  وقتی که علم موضع می گیرد !                                                                       دهریون 
             عشق صفحۀ اول بدون ترجمه اعلامیه حزب توده ایران اخبار روز : صدای مردم مانیفست کمونیسم سایت فارسی و خارجی فیسبوک

mehdi.shohrati@asrehamyaran.com

نوشته ها :
  درمورد این سایت 

هدف چیست؟ 

مسئله چیست ؟ 

چه باید کرد ؟

تفکر علمی یا تفکر منطقی

 فلسفه

علم 

 دیالکتیک

 متافیزیک

استثمار

تاریخ استثمار

  پول، مالکیت و مبادله

  بدون پول!؟ چطور؟

دمکراسی

 حکومت، دولت

  همبستگی، هم یاری،
همکاری،اتحاد


حکومت مدنی یا قانونی، یا عدالت اجتماعی

  طبقه بندی علمی جامعه  

شناخت و آگاهی

جامعۀ هم یاران
      یا          
کمونیسم


  بحران و رونق
 
 فتشیسم کالا

سازمان
 
 دزد  

حقوق طبیعی

  مرغ  یا  تخم مرغ

   چه حکومتی در ایران

   نبرد کیهانی اهریمن
و
اهورامزدا


 "یار دبستانی من"

 جنگ  و  صلح

  زمین و زمان از آن شما
نیست


زمان
  
پیش بسوی برابری

 همۀ ما محکوم شدگان همین زمینیم

       آزادی       

در هر آفریده ای- آفریننده ای نهفته است

     بیداد

    رفقای حزب توده ایران   

  پرویز شهریاری

     خانواده  

   ادب و بی ادب 

     نبرد با استثمار    

نامه های ارسال شده

نامه های دریافت شده

مقاله های ترجمه شده :

یهودیان

تبلیغات ضد اکراین و تک تیراندازها

سرزمین موش ها

    توتال، برندۀ بزرگ در جنگ با لیبی.
    فرانسه چک بانکهای سویس را رد کرد.
آژانسهای تنبیه کننده.

     اژدهای جدید بازاریان در بانک    مرکزی اروپا مستقر می شوند.  
    گولدمن ساکسGoldman Sachs و یونان : بحثی خون آشام

 
  با ضرب و دستک و دنبک  بر علیه ایران در حرکتند.

     ساخت آمریکا

تولید کردن "حکومت های ناتوان"

مقاله های مهم دیگران :

  آش تازۀ غرب و آمریکا 

 بزرگداشت استالین 2014

خواب شوم آمریکا برای آیندۀ ایران

تقسیم ایران

    کودتای نظامی در آمریکا

   حرامزادگان جهانی 

 

 

 

                                         چه حکومتی در ایران؟ 

 

 

       حکومت ایران هم مثل همۀ  حکومتهای دنیا چه بخواهد و یا نخواهد از یک سری قوانین و مقولاتی که خودکار عمل می کنند و یا بلاجبار به نتیجه میرسند پیروی می کند.

        حکومت ایران مثل تمام حکومتهای جهان تشکیل شده از:  دولت که از سه عضو و یا قوۀ تشکیل شده است:

        1 -- آنهایی که قانون را وضع می کنند و یا تحمیل می کنند (قوۀ مقننه). با وجود اینکه  اشخاص آنها تقریبا نا مشخص هستند. شکل آنها هرچه می خواهد باشد بلاخره نمی توانند و نخواهند توانست قانونی خارج از قوانینی که در گذشته ها بکار برده می شده بیرون بدهند. آنها خودکارانه می دانند که سیستم بر اساس پول، مالکیت و مبا له می چرخد که طبقات دارا تا ندار را تولید می کند. قوانین خارج شده نه بر اساس شیوۀ علمی است و نه دخالت مستقیم دانشمندان و عالمانی است که بر تجربۀ تاریخ و منطق عمل می کنند. اینها (قوۀ مقننه) از نظر تعداد بسیار اندک هستند که در مواقعی حتی به اندازۀ تعداد انگشتان دست هم نیستند و در اکثر مواقع سازمان مستقلی ندارند.

        عزیز جعفری در مصاحبه اش گفته بود." «آقا فرمودند سپاه صرفاً نظامی نیست. بلكه یك سازمان امنیتی، فرهنگی، عقیدتی، سیاسی و نظامی است. یعنی همه جنبه‌های كاركردی از سازمان‌ سپاه مورد انتظار است تا بتواند آن نقش خود را كه حفاظت از انقلاب و دستاوردهای آن است در همه عرصه‌های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، ‌امنیتی و اطلاعاتی ایفا كند.» یعنی مشخص می کند که چه کسانی قدرت قانون گذاری را در دستهای خود دارند و در جای دیگری می گوید. "البته همه تلاش امام این بود كه ولایت فقیه را در رأس نظام قرار دهد، اما خیلی واضح و روشن است كه مخالفت اصلی فتنه..." این جمله همان شکل سلطنتی (دیکتاتوری) است و بجای گفتن لغت سلطنتی از لغت ولایت فقیه استفاده شده است. البته در خیلی از کشورها که تعداد آنها زیاد است شکل سلطنتی موجود است با وجود اینکه انتخابات هم می گذارند. همیشه نمایندگان انحصارات بزگ مالی، صنعتی، نظامی، مخدر و سکس چه در کوتاه مدت و یا دراز مدت انتخاب می شوند.

        جامعه ای که برا ساس پول، مالکیت و مبادله باشد، تولید فساد، رشوه خواری، بیکاری، فقر، استثمار، ناامنیتی، نا برابری، بی عدالتی و غیره می کند که حتی انسانها را هم از هم جدا می کند. از طریق دولت با اشکال مختلف قوانین می توان اینها را کم و یا زیاد کرد ولی نمی توان از بین برد، چونکه وابسته به سیستم هستند. در اتحاد جماهیر شوروی و دیگر کشورهای سوسیالیستی محدود و در مواقعی بسیار محدود شدند ولی از بین نرفتند و به مرور زمان رشد کردند.

        2  -- کسانی که این قوانین را به اجرا در می آورند (قوۀ مجریه) که تشکیل می شوند از نیروهای نظامی (سپاه، ارتش= هوایی، زمینی و دریای)، انتظامی (پلیس، ژاندارمری، پاسبان، لباس شخصی ها)، نگهبان، زندان، مراکز عریض و طویل اداری (بروکراسی)، کنترل، خبری، خبرچینان، جاسوسان، آدم کشان، شکنجه گران، شهرداری ها، استانداری ها و سازمانها و ادارات عریض و طویل وابسته به آنها و سازمانهای مالیاتی، بیمه و همچنین بیمارستانها و مراکز آموزشی و اطلاعات. هر کدام از آنها یک نماینده در مجلس دارند که بر اساس همۀ این سازمانها وزیر و یا معاون و نماینده وجود دارد. این قوه بزرگترین سازمان پیچ در پیچ دولت است و از نظر تعداد، عظیم ترین عضو را در خود دارد. شکل سازمانی آن هم هیرارشی (سلسله مراتبی) است.

        3 -- و بلاخره کسانی که این قوانین را قضاوت می کنند و می خواهند که این قوانین هرچه بیشتر با منطقشان و قوانینشان جور درآید (قوۀ قضاییه). که تشکیل شده از وکلا، قضات، دادگاه ها و مراکز عریض و طویل قضایی و وزارت دادگستری. شکل سازمانی این بخش هم سلسله مراتبی است. این بخش هم مجری قوانین حکومتی است.

        این دو عضو(اجراییه و قضاییه) می توانند بدون رئیس دولت و یا وزرا تا مدتی بکار خود ادامه دهند. مثل اژدهایی می ماند که بدون سر هم می تواند حرکت کند تا موقعی که سری به آن وصل کنند. این پایداری و نگهداری این دو عضو را باید مدیون سیستم سلسله مراتب دید.

       همین سه قوه در خود پول، مالکیت و مبادله نهفته است. با آنکه در "یک ریال" دیده نمی شوند ولی دقیقا وجود دارند. (رجوع شود به قطعنامۀ هم یاران)

        پول و یا مالکیت از آن یک نفر باید باشد اگر نه در کوتاه مدت و یا دراز مدت می شود و خواهدشد و یک نفر برایش تصمیم می گیرد. درواقع هر رئیسی، رئیسی دارد که بلاجبار نمی تواند خارج از دیکتاتوری عمل کند، مثل مثلا ولایت فقیه و یا شاه و یا امپراتورها. بشرط آنکه این رئیس، رئیس آمریکایی، انگلیسی، اسرائیلی نداشته باشد. اینها برای آدم های بی سواد، لات، دونکیشود و یا کم عقل نیرو می گذارند تا بتوانند امثال چنین آدمهایی را در کشور های دیگر مستقر کنند و به راحتی آنها را به شیوۀ خود راه ببرند و یا جابجا کنند، مثل رضا شاه، خمینی، خامنه ای، حتی اگر آدمهای ساده و بدون غرضی باشند. هرچه در رأس  بالای یک حکومتی خنگها (ببخشید) باشند، کشور را به راحتی در دستهای آنها قرار می دهند. اینها قرنهاست که همه چیز را به باد داده اند.

        شکل و حرکت این سه قوه است که حکومتها از هم متمایز می شوند، اگر نه بدون آنها حکومت نه تنها امکان پذیر نیست بلکه غیر ممکن است. تصمیم گیرندگان و یا قانون گذاران می توانند بخشهای مختلف دیگری به این سه قوه تحمیل کنند تا هر چه بیشتر نا مشخص تر باشند ولی هرکاری که خواسته باشند بکنند نمی تواند خارج از این سه قوه باشد. حکومت زمانی که بیشتر دیکتاتورتر شود بیشتر ثابت می ماند ولی زمانی که تضاد در تصمیم گیری ها وجود داشته باشد بی ثباتتر می شود. درواقع بهترین حکومت برای پول، مالکیت و مبادله دیکتاتوری است و  چه در کوتاه مدت و یا دراز مدت به دیکتاتوری کشیده می شود. برای همین هم هست که در تاریخ همیشه به همین صورت بوده است.

        همانطور که می دانیم  سیستم (روابط) سازمانی حکومت سلسله مراتبی است و کسانی می توانند این سیستم را در دستهای خود گیرند که چنین سیستمی را خارج از حکومت داشته باشند، اگر نه کسانی که در رأس این سیستم هستند آنرا به راحتی به دست می گیرند. همانطور که در عمل (تاریخ) دیده شده رئسای بالای ارتش که جلو تر این سسیتم را در خود دارند حکومت را بدست می گیرند. درمواقعی بعضی از گروه های مافیایی به علت داشتن امکانات(حکومت در حکومت) حکومت را به دست می گیرند. در بین مذاهبی که قادرند به راحتی حکومت را در دستهای خود بگیرند، مذاهبی هستند که در خود جلوتر سیستم سلسله مراتب را دارند؛ مثل کاتولیکها در مذهب مسیحیت و شیعه در مذهب اسلام. کاتولیکها در تاریخ بارها توانستند به راحتی بر حکومت مسلط شوند و همچنین شیعه در ایران، ولی در مذاهب دیگر تاریخ سراغ ندارد، اما بشکل غیر مستقیم وجود دارد. درواقع شیعه در ایران انقلاب نکرد (انقلاب را مردم کردند) ولی به کمک استثمارگران خارجی و داخلی (مثل حجتیه) حکومت را بخوردش دادند و امکانات خوردن آنرا هم داشت. اگر کسانی که می خواهند حکومت را به دست بگیرند چنین سیستمی را ایجاد نکنند هرگز نخواهند توانست مگر اینکه یواش یواش به رأس های آن نفوذ کنند تا با یک پیچ آنرا بپیچانند. جالب است دانسته شود که مجموعۀ سیستم هیرارشیک خود بخود می تواند خود را بدون دولت ایستاده نگه دارد. مثلا در بلژیک و یا سومالی دولت وجود ندارد ولی سیستم به کار خود ادامه می دهد. یعنی اگر در ایران آقای مهندس موسوی و احمدی نژاد و یا هر رئیس جمهور دیگری هم نباشد سیستم به کار خود ادامه خواهد داد. در تاریخ هیچگاه کشوری بدون رئیسی وجود نداشته است ولی اکنون چنین امکانی به برکت آمریکائیان، غربیان و اسرائیلیان امکان پذیر می شود.

        در گذشته با کوچکترین تعدادی  انقلاب می کردند و با کوچکترین تظاهراتی تأثیر بر حکومت می گذاشتند و در مواقعی  تا سرنگونی آن پیش می رفتند. ولی اکنون همه چیز در این چارچوبها تغییر کرده است بطوری که حتی با تظاهرات عظیم عظیم توده ها و اعتراضاتشان کار بجایی برده نمی شود. در یونان و یمن تقریبا نود درصد مردم معترض به خیابانها آمدند ولی باعث عکس العمل آنچنانی نشد. درواقع هیچ چیزی تغییری نکرد. تونس و مصر با تظاهرات عظیم و انقلابی کاری از پیش نخواهند برد جایی که جنبش کمونیستی یک پا به عقب برداشتند. علت این است که:

        1-      هدف نامشخص است. جوامع به آن حد از رشد و تکامل رسیده اند که خواهان بیشتر روشن شدن هدف باشند. آزادی و برابری در جامعۀ طبقاتی به اندازۀ کافی روشن نیست. (رجوع شود به "هدف چیست" در همین سایت)

        2-      کمبود شناخت و درمواقعی نبود شناخت از استثمار یعنی پول، مالکیت و مبادله (به بخش آن در همین سایت رجوع شود) که تولید طبقات می کنند و فسادها، بی عدالتی هآ، نابرابری ها، نا امنیتی ها، کشتارها، وحشی گری ها و تراژدی ها را بوجود می آورند. درواقع وقتی که بیماری مشخص شد درمان آن راحتتر است.   

       دونکیشوتها مغزهای بزرگ در جامعۀ ایران را یا کشته اند و یا به زنجیر و زندان و منزوی و یا به اشکالی به خارج پرتاب  کرده اند.اینهایی که هیچ شناخت علمی ندارند و با علم(قوانین و مقولات) هیچ گونه رابطه ای ندارند برای زمین و زمان تصمیم می گیرند و خدایی می کنند. کارگرن، زحمتکشان، استثمارشوندگان و دانشجویان باید بدانند که یکی از راه های نجاتشان همین عالمانی هستند که هم زمان از آنها دفاع می کنند و آنها را باید سخت دوره کرد تا دست هر دنکیشوتی به آنها نرسد. فقر هر جامعه ای در فقر عالمانش است.

        حکومت مدنی و یا قانونی خود را نمی تواند از دیوان سالاری (بروکراسی) رها کند. در جامعۀ طبقاتی بلاجبار دیوان سالاری هرچه بیشتری را تحمیل می کنند تا شاید بتوانند عدالت را اجرا کنند. جامعه هرچه بیشتر قانونی و یا مدنی شود در مقابلش بیشتر دیوان ساری تر می شود تا جایی که خود را خفه می کند و بلاجبار به دیکتاتوری می رسد. داشتن قوانین زیاد و دیوان سالاری گسترده نه به نفع استثمارشوندگان می شود و  نه به نفع استثمارگران. 

        طبقه بندی علمی جامعه برای برون رفت از تمام بحرانها و فسادها تعیین کننده است. ما در این سایت هم هدف را مشخص کردیم و هم پدیده هایی که جلوی هدف را می گیرند مشخص کرده ایم و هم راه رسیدن به آن.

        خون خوارترین و وحشی ترین و کثیف ترین بخش اقتصاد (اقتصاد در اینجا یعنی تحرک و جنبش پول، مالکیت و مبدله است) که بیش از حد تولید پول، مالکیت و مبادله می کنند، از انحصارات بزرگ مالی، نظامی، صنعتی، مواد مخدر و سکس تشکیل می شوند.

        باید در نظر داشت که جنگها و استفاده از انواع سلاح ها فقط انسان را از بین نمی برد، بلکه طبیعت را دگرگون و حتی نابود می کند. آنهایی که فکر می کنند که در جنگی موفق بوده اند اشتباه می کنند چونکه ضررش را هم پیروزها خواهند خورد. در جامعۀ استثماری هیچ احدی برنده نیست.

        روحانیت در ایران هیچ وقت انقلابی نبوده و نیست و نخواهد بود با وجود اینکه کسانی بوده اند که انقلابی عمل می کرده اند و یا می کنند. روحانیت معترض همیشه وجود داشته است.

        ابر قدرتها، انحصارات غول پیکرمالی، صنعتی، نظامی، مخدر، سکس و قمار چنان اژدهای عظیمی بر روی کرۀ زمین بوجود آورده اند که هیچ پدیده ای را در مقابل خود نمی بیند و به هیچ احدی اجازۀ تکان نمی دهند و هر چیزی را به فساد، هرج و مرج و نابودی کشانده اند و هنوز ادامه می دهند. همۀ کشورها محکوم شدگان این امپراتورهای غول آسا هستند. حل مسائل انسانیت، طبیعت و عشق با وجود آنها امکان پذیر نیست، جز رویایی در خواب.

        اکنون کشور هایی که جنبشهای انقلابی در آن بوجود می آید دیگر مثل گذشته پشتوانه ای ندارند تا بتوانند از خود دفاع کنند و تازه اکثریت امکانات را از آنها گرفته اند و رشد تکنیک و شرایط جدید باعث شده است که امکانات خود را کمتر از گذشته ببینند. درواقع  می خواهند به خلقها بگویند یا دیکتاتوری یا هرج و مرج. آمریکاییان، غربیان و اسرائیلیان برای زحمتکشان، کارگران، ستمدیدگان و استثمارشوندگان عراقی، افغانی و غیره به خاک آنها وارد نشده اند و نمی شوند، بلکه برعکس برای استثمار بیشتر و بهترو گسترش آن است.

         کارگران، زحمتکشان، با بودن انحصارات بزرگ مالی، نظامی، صنعتی، مخدری، سکس و قمار، آمریکاییان، غربیان و اسرائیلیان دیگر صلحی، آزادیی، برابریی برایتان وجود ندارد. یا باید دیکتاتوری مذهبی، نظامی، سلطنتی و رئیس جمهوری داشته باشید و یا هرج و مرج بیشتر. یا کشوری مثل سومالی را بخوردتان می دهند یا شکل عراقی، افغانی و یا پاکستانی آن و یا اشکال دیگری که در دست دارند و یا مخلوطی از آنها که به هر شکلی که می خواهد باشد همیشه استثمارشونده، زحمتکش، فقیر و بدبخت خواهید بود.

        همۀ احزاب سیاسی مشابعشان در حکومت ها بوده اند و تجربه از آنها بیادگار مانده است. مدنی تری و قانونی ترین کشورها در تاریخ وجود داشته اند و از بین رفته اند، چونکه با وجود سیستم پولی، ملکی، مبادله ای حکومتهایی بهتر از گذشته در تاریخ نخواهید داشت. حکومت به هرصورتی که می خواهد باشد و یا که می گویند نمی توانند خارج از طبقات باشد. یعنی شماها و بچه های شما ها همیشه و تا ابد در فقیر و بدبختی و زجر دیده خواهند بود. این جامعه بیشتر از سی هزار سال همین بوده و اگر عوض نشود همینطور خواهد بود. تجربۀ کشورها درسهای خوبی اند که باید گرفت و دیگر ول نکرد.

        حکومت به هر شکل و قیافه ای که می خواهد باشد چند اصل را باید برای همیشه درنظر داشت:

        -          بوجود آوردن و گسترش هرچه بیشتر همبستگی، هم یاری، هم کاری و اتحاد در چارچوب حقوق طبیعی.

      -        گسترش هرچه بیشتر محیط خانواده [باوجود خانوادۀ کوچک (مرد، زن، بچه)]، خانوادۀ بزرگتر و هرچه بزرگتر، در چارچوب حقوق طبیعی.  

        ای کارگران، زحمتکشان، زجردیدگان روی زمین، استثمار شوندگان این اصل اولیه را نباید از جلوی راه خود بردارید که هیچ چیزی بدون همبستگی، هم یاری و هم کاری و اتحاد در چارچوب حقوق طبیعیتان غیر ممکن است. این تنها راه و پایدارترین راه برای آزادی و برابری شماست. انسانهایی که پا بپای شما در راه حقوق طبیعتان می آیند ول نکنید. درواقع انسانها را دریابید چونکه هر انسانی نیرویی است برای خودتان. نیرو برای چیزی بگذارید که این را برایتان راحتتر و گسترده تر کند. ما امیواریم که روزنامه ها و سایت هایی که برای آزادی و برابری همۀ انسانها دست به قلم هستند در این راه به شما هم یاری کنند.

        برای شناخت بهتر به قطعنامۀ هم یاران رجوع شود. در گیری در درون حکومت نه برای شما حقوق طبیعی می شود و نه آنها را حل می کند. پول، مالکیت و مبادله شما ها را هر روز و هر ثانیه از هم جدا می کند تا جایی که هیچ کس، هیچکس را نمی شناسد و فقط خود را می بیند و دیگری را دزدی می بیند که می خواهد اورا بدرد. در چنین جامعه ای زندگی شما ها بهتر از حالا و بهتر از کشورهای آمریکایی و غربی و یا کشورها ی دیگر آفریقایی و یا فیلیپینی نخواهد بود مگر اینکه آنرا از زیرو بن تغییر داد. انقلاب همیشه می شود ولی به نتیجه نمی رسد. می توان بصورت اجتماعی، گروهی باهم زندگی کرد و همۀ امکانات را ایجاد کرد بدون اینکه پول، مالکیت و مبادله در آن دخالت کند و یا نشانی از آن باشد که دیگر طبقات وجود عینی نمی توانند داشته باشند و بلاجبار همه با هم برابر و آزادند و دیگر نه سروری و نه تعظیم کننده ای می تواند ظهورکند.

        تنها حکومت شما همبستگی، هم کاری، هم یاری و اتحاد شما در چارچوب حقوق طبیعیتان است.

    

 

 

 

 زنده باد آزادی    زنده باد برابری    زنده باد همبستگی و هم یاری

  برای باز کردن قطعنامۀ هم یاران بصورت پ. د. ف. اینجا کلیک کنید.

PDF,1

این کتاب به زبان فراسه با این نام  (Le défi est lancé!Manifeste du Communisme) و به وسیلۀ (Edition Baudelaire) و نوشتۀ (Mehdi Shohrati) چاپ و منتشر شده است. این کتاب را می توان مجانی از آدرس زیر بصورت پ. د. ف. بدست آورد. 

   PDF,2