قطعنامۀ هم یاران                                                            مهدی شهرتی
                                                                                                    
                                                                                                                                                                    

 فلسفۀ علمی یا ماتریالیسم                                                                  وقتی که علم موضع می گیرد !                                                                       دهریون 
             عشق صفحۀ اول بدون ترجمه اعلامیه حزب توده ایران اخبار روز : صدای مردم مانیفست کمونیسم سایت فارسی و خارجی فیسبوک

mehdi.shohrati@asrehamyaran.com

نوشته ها :
  درمورد این سایت 

هدف چیست؟ 

مسئله چیست ؟ 

چه باید کرد ؟

تفکر علمی یا تفکر منطقی

 فلسفه

علم 

 دیالکتیک

 متافیزیک

استثمار

تاریخ استثمار

  پول، مالکیت و مبادله

  بدون پول!؟ چطور؟

دمکراسی

 حکومت، دولت

  همبستگی، هم یاری،
همکاری،اتحاد


حکومت مدنی یا قانونی، یا عدالت اجتماعی

  طبقه بندی علمی جامعه  

شناخت و آگاهی

جامعۀ هم یاران
      یا          
کمونیسم


  بحران و رونق
 
 فتشیسم کالا

سازمان
 
 دزد  

حقوق طبیعی

  مرغ  یا  تخم مرغ

   چه حکومتی در ایران

   نبرد کیهانی اهریمن
و
اهورامزدا


 "یار دبستانی من"

 جنگ  و  صلح

  زمین و زمان از آن شما
نیست


زمان
  
پیش بسوی برابری

 همۀ ما محکوم شدگان همین زمینیم

       آزادی       

در هر آفریده ای- آفریننده ای نهفته است

     بیداد

    رفقای حزب توده ایران   

  پرویز شهریاری

     خانواده  

   ادب و بی ادب 

     نبرد با استثمار    

نامه های ارسال شده

نامه های دریافت شده

مقاله های ترجمه شده :

یهودیان

تبلیغات ضد اکراین و تک تیراندازها

سرزمین موش ها

    توتال، برندۀ بزرگ در جنگ با لیبی.
    فرانسه چک بانکهای سویس را رد کرد.
آژانسهای تنبیه کننده.

     اژدهای جدید بازاریان در بانک    مرکزی اروپا مستقر می شوند.  
    گولدمن ساکسGoldman Sachs و یونان : بحثی خون آشام

 
  با ضرب و دستک و دنبک  بر علیه ایران در حرکتند.

     ساخت آمریکا

تولید کردن "حکومت های ناتوان"

مقاله های مهم دیگران :

  آش تازۀ غرب و آمریکا 

 بزرگداشت استالین 2014

خواب شوم آمریکا برای آیندۀ ایران

تقسیم ایران

    کودتای نظامی در آمریکا

   حرامزادگان جهانی 

 

 

                           آموزش

 

 

          جامعه ای که استثماری باشدآموزش آن هم استثماری است0 دو عامل در آموزش تأثیر می گذارند0 یکی علم(منطق) است و دیگری استثمار0 و چون جامعه استثماری است، تأثیر استثمار بر آموزش نه تنها بسیار زیاد است بلکه تعیین کننده است0 در واقع آموزش بین آن دو گیر کرده است0 در چنین جامعه ای که انسانها بدنیا می آیند فرهنگ(مجموعۀ روابط) استثمار را از جامعه فرا می گیرند و به آن عادت می کنند0 همانطور که قرنها به آن عادت کرده اند0 سیستم آموزشی جامعۀ استثماری نه بصورت علمی طبقه بندی شده، و نه از اصول و یا شیوۀ علمی استفاده می شده و می شود0

          اکثراً و در مواقعی اکثریت مطلق بازیها و اسباب بازی ها و هنر های بچگان و حتی بزرگسالان متافیزیکی است و بخاطر استثمار ساخته شده اند و می شوند0 در صورتیکه درصد فیزیکی بازی ها و اسباب بازی ها و هنر های بچگان و بزرگسالان بیش از حد کم است و در مواقعی وجود ندارد0 درواقع استثمار بدون متافیزیک و بلعکس نمی تواند وجود داشته باشد و درواقع بی مفهوم است0 استثمار تا آنجا که بتواند نمی گذارد که انسانها فیزیکی(واقعیت عینی خارج از ذهن) بسنجند و زندگی کنند0 درصد اسباب بازی های جنگی، وحشی، کشتار، مرگ، خون، خشونت، عجیب و غیره خیلی بیشتر از اسباب بازی های دیگر است0 و تازه ارزانتر هم فروخته می شوند0 و بازی ها و کتابهای دزدان دریایی، غیر دریایی، فاشیستها، شاه هان، امیراتورها و هزاران نوع اسباب بازی ذهنی گرا، رویایی(متافیزیکی) و غیر واقعی را بخورد انسانها می دهند و به شکل خود راه می برند0 آنها یعنی استثمارگران سخت تبلیغات مرگ، وحشت، ترس و خشونت می کنند0

          همانطور که گفته شد یکی از عنصرهای استثمار سیستم کالایی است0 سیستم کالایی چنان در انسان نفوذ کرده و می کند که پدر و مادر ها به بچۀ خود و حتی مردان به زنهای خود و بلعکس بصورت کالا و یا سرمایه می نگرند0 خارج از اینکه مثلاً تصور کنند که بچه ها یک موجود دیگری جز آنها هستند و درواقع انسان دیگری هستند0 آنها نه ملک هستند و نه کالا0

          فرهنگ(مجموعۀ روابط) استثماری دروغگویی، حقه بازی، کلک، خود محوری، خودخواهی، فردگرایی، شانس، گوشه گیری، دزدی، خشونت، پرخاشگری، چاپلوسی، خیانت، خبرچینی و متافیزیک است0 که انسان از بدو شروع زندگی تا آخرین روز زندگی می آموزد، می بیند، انجام می دهد و به دیگران ناخودآگاهانه آموزش می دهد و می خورانند0

          جامعۀ استثماری بخاطر پیچیدگی اش تا انسانها خواسته باشند تمام پیچیدگی آنرا متوجه بشوند و به آموزند بیشتر از صد سال طول می کشد0 بخصوص که باید حقه بازی، کلک، شارلاتانی، دزدی، چاپلوسی، خیانت، خودخواهی، خورد کردن شخصیت، فقر، خودمحوری، خودبینی، تبعیض نژادی، ملی گرایی، زجر، شکنجه، درد، غصه، بی ثباتی، بی تکلیفی، استرس، تراژدی، مردم فریبی، تجاوزگری، بی احترامی، بی ادبی، مخفی کاری، فردگایی، جنگ، خشم، خشونت و وحشت به آموزند0 این کثافتکاری ها در مراکز خرید و فروش مثل بازارها و بخصوص مراکز بزرگ تجارت مثل شهرها وجود فراوان دارد0 کسانی که خارج از شهرها و مراکز تجاری بدنیا می آیند و زندگی می کنند بیشترین مشکل را برای زندگی کردن در شهرها دارند0 بچه ها در شهرها هم همان اول با این مشکلات روبرو می شوند0 با تمام مشکلاتی که برای آنها بوجود می آوردخود را با آن تطبیق می دهند و مجبورند بدهند0 درواقع یاد می گیرند همان کنند0 ولی تا آخر عمر در ترس و وحشت این کثافتکاری ها زندگی می کنند0 تصورش را بکنید که یک انسان بخواهد در چنین جامعه ای پاک باشد و یا ساده باشد و درواقع بدون لغات گفته شده در بالا باشد، شدنی نیست0 تنها راه خودکشی است0 باید گفت که انسانها وقتی که به چیزی عادت می کنند و می آموزند مشکل می توان آنرا از بین برد0 بقول معروف می گویند ترک عادت موجب مرض است0 درواقع در جامعۀ استثماری فرهنگ(مجموع روابط) من و فقط من و نه تو سخت رواج دارد و به همه جا برده اند و حالا می خواهند به سیارات دیگر ببرند0 و اینکه من خوبم و بهترم  و زرنگترم و تو بدی و وحشی هستی و یا اینکه من قوی تر هستم و تو ضعیفتر و یا اینکه من می دانم و تو نمی دانی و نباید بدانی تا من بهتر باشم را تبلیغ می کنند و سخت رواج دارد و بچه های ما را هم با همین ها پرورش می دهند و آنها هم همان کاری می کنند که دیگران به آنها آموخته اند0 و اینکه تبلیغ می کنند که فقط یک نفر قادر و توانا است و همه چیز را می داند و یا بهتر است، زیباتر است، عالی تر است و بقیه گوسفندند، کثیفند و غیره 0 تمام مراکز خبری و اطلاعاتی همیشه به دنبال آن یک نفر هستند0 و یکی از چیزهایی است که می توانند بنویسند و یا بگویند و هی از مردم پول بگیرند0 در هر صورت ملت را باید چاپید و طبیعت را هم نابود کرد0  

          وقتی که سیستم بر اساس دروغگویی، مردم فریبی، حقه بازی، کلک، چاپلوسی و غارت گری که پایه های آنها پول، مالکیت و مبادله است ریخته شده، همه هم همان طور رفتار می کنند و نمی توانند نکنند0 وقتی که دولتمردان و متافیزیکان و مراکز دولتی دروغ می گویند و حقه بازی، کلک، مردم فریبی می کنند، خوب چه انتظار می توان از خلق داشت0آنها در مواقعی حتی علنی دروغ می گویند و در مواقعی هم آنچنان دروغهای بزرگ می گویند که برای کشف دروغ هیچ امکانی نباشد0 دروغهای بزرگ بخاطر آن است که سریعتر قابل قبول می شوند و کسی نمی تواند آنرا افشا کند0 جامعه ای که بر اساس استثمار باشد بدون دروغ گویی و..... نمی تواند باشد0 در مواقعی حتی به کسی که نمی خواهد دروغگو باشد تحمیل می کنند که دروغ بگوید0 خوب، در چنین جامعه ای زندگی بسیار سخت است و درومواقعی بسیار سخت می گذرد و انسان نمی داند چکار باید بکند0 انسان دروغگویی، حقه بازی، کلک زنی، چاپلوسی، خود خواهی ، خود محوری، فردگرای، غارتگری، وحشی گری و دزدی را از جامعه می آموزد0 همانطور که مطرح کردیم، وقتی که یک جامعه براساس پول، مالکیت و مبادله ریخته شده باشد انسانها برای بدست آوردنشان دست به هر کاری می زنند0 آنهایی هم که فکر می کنند صادقانه پول در می آورند و در آورده اند، غیر ممکن است که در خیلی مواقع به دروغ متوصل نشده باشند0 تاجران روزی بدون دروغ نمی توانند زندگی کنند و از محالات است آنهم تازه با قوانین استثماری0 انسانها برای پول، مالکیت و مبادله بدن خود را هم می فروشند، اعضای بدن خود را می فروشند، دروغ می گویند و هزاران کلک دیگر می زنند0 بچه ها با دروغ بدنیا نمی آیند بلکه آن را ازجامعه می آموزند و اصلاً نمی دانند دروغ چیست0 بچه ها حقه بازی و کلک و مردم فریبی را از جامعه می آموزند، آنهم در جامعۀ استثماری0 بچه ها پول، مالکیت و مبادله را از جامعۀ استثماری یاد می گیرند0 بچه ها تشنج، جبر، زور و فشار را از جامعه می آموزند0 بچه ها خشونت، خشم، کم لطفی و بی احترامی را از جامعه می آموزند و چطور آدم بکشند و نترسند0 یاد می گیرند چگونه شکنجه کنند و پرخاشگری کنند و متافیزیکی فکر و عمل کنند0 یعنی یاد می گیرند که بر اساس همین قوانین استثماری عمل کنند0 این همان روابط ناسالم جامعۀ انسانی است0

          در جامعۀ استثماری، تازه با سیستم آموزشی ناسالم هم می خواهند به بچه ها درس آموزش سالم بدهند0 سیستمی(روابطی) که بر اساس استثمار باشد، سیستم آموزشی آن هم بر اساس استثمار خواهد بود0 این جوانان چه باید بکنند0 پدر و مادرانی که باید سخت برای حقوق طبیعی خود و بچه های خود کار کنند، وقت آموزش خود و بچه های خود را ندارند و تازه پدر و مادری که بر اساس این سیستم ناسالم استثماری بزرگ شده و همان چیزها را یاد گرفته فقط می توانند همان ها را به بچه های خود یاد بدهند و یاد می دهند و خیلی عوامل دیگر0 در سیستم استثماری یک اقلیت خیلی کم امکان آموزشی دارند و یک اکثریت عظیم و عظیم ندارند0 و تازه آنهایی هم که دارند با هزاران مشکل عجیب و غریب جامعۀ استثماری دست و پنجه نرم کنند0 در جامعۀ استثماری باید با هزاران خان رستم گذشت و بخاطر همین زندگی برای همه بسیار بسیار سخت و رنج آور و همراه با تراژدی است0 در جامعۀ کنونی انسانی چه کسی زندگی بدون تراژدی ناشته و ندارد0 اگر هم باشند بسیار انگشت شمارند0 سیستم های آموزشی همۀ جوامع بشری با هزاران مشکل عجیب و غریب همراه است0 در واقع بیشتر مردم آزاری است تا آموزشی0 به عنوان مثال مشکل رفت و آمد، مشکل غذا، مشکل توالت، مشکل سالن، مشکل امکانات آموزشی، مشکل زبان، مشکل مذهب، مشکل آموزش دهنده، مشکل آموزش بیننده، مشکل ابزار کار، مشکل آزمایشگاه، مشکل موسیقی، مشکل ورزش، مشکل صندلی و هزاران هزار مشکل مستقیم و غیر مستقیم که بیشتر از دو هزار سال طول کشیده و هنوز ادامه دارد0 همۀ اینها مطمعناً با پول حل می شود و هنوز منتظرند که با پول حل شود و تازه چه کسی پول دارد، استثمارگران0 حتی پزشکی هم در لجن پول گرفتار است0 در چنین جامعه ای ورزش پولی است، هنر پولی است، تفریع پولی است، خوشی و بدبختی پولی است0 آنها بدون پول و مالکیت و مبادله بسیار سخت بدست می آیند0

          در واقع در جامعۀ بیمار استثماری همه چیز کالا است0 و همه چیز را می توان و باید در بازار عرضه کرد و مبادله کرد و مالک شد و خرید و فروخت0 البته استثمار عرصه های زیادی را گرفته و همیشه در حال گسترش است0 آنها هر روز فکر می کنند چگونه می توانند از خلق پول بکشند0 یعنی چه چیزی را می توانند به صورت کالا در آورند و خریدو فروش کنند0 اکنون کشف کرده اند که از طریق دفاع از طبیعت(که خود نابود می کنند) پول حسابی می توانند در بیاورند که در می آورند0 و مقصر نابودی طبیعت و یا جنگلها و حیوانات و آبها و خشکی ها را هم به گردن کسانی می اندازند که برای یک لغمه نان جان می کنند و حتی لباس درستی هم ندارند0

          البته جا دارد مطرح شود که حتی کمونیستها و همۀ هواداران جنبش کمونیستی و غیره در لجن پول و مالکیت و مباد له گرفتار شده اند0 درواقع استثمار آنها را هم بلعیده است 0 کمونیستهایی که مجانی برای آزادی، برابری و علم و برای انسانهای زحمتکش زحمت می کشیدند، رفتند ، ولی اکنون هیچ کمونیستی حاضر نیست مجانی برای انسانها زحمت بکشد و اجباراً حق هم با آنهاست0 وقتی که کمونیستها برای پول، مالکیت، مبادله، قدرت، صندلی و مظاهر دیگر استثمار باشند هیچ کسی به آنها اعتماد نمی کند0 چونکه خیلی از کمونیستها انسانها را کوته بین حساب کرده بودند0 وقتی که آنها دروغگو، حقه باز، مردم فریب، خود خواه، خود محور و غیره و غیره شدند دیگر چه باید گفت به این کمونیستها0 اینجا منظور آنهایی هستند که استثمار آنها را بلعیده است0 شاید بعضی ها بگویند که خوب، آنها هم آدمند، باید زندگی کنند و زن و بچه دارند0 مگر شما نمی کنید0 مگر دیگران نمی کنند و غیره0 البته اینها جملات کمونیستها نیست0 این جملات را استثمارگران قرنهاست که بکار می برند0 و تازه وقتی که زحمتکشان بپا خیزند آنها را هم در امان نخواهند گذاشت0 این کج اندیشان تاریخ را فراموش می کنند0

          وقتی که پولدارها دزدی میکنند فقرا هم باید دزدی کنند0 وقتی که کاسبکاران و فروشندگان دزدی می کنند همه دزدی می کنند0 وقتی که سرمایه داران دزدی می کنند کارگران و زحمتکشان هم باید دزدی کنند و آن کسی که نکند همیشه سرش کلاه رفته است0 مبادله، تجارت بدون دزدی امکان پذیر نیست و بی مفهوم است0 تا زمانی که استثمار هست دزدی، دروغگویی و .... هست و خواهد بود0 وقتی که سیستم براساس زور و فشار ریخته شده همه بدنبال زور می روند0 وقتی که انسانها می بینند در زندگی از همه طرف به آنها زور می گویند و فشار می آورند همۀ انسانها به طرف زور و فشار می روند0 وقتی که حکومتها درواقع دولت، مرا کز عریض و طویل اداری، انتظامی، نظامی ، کنترل، قضایی، متافیزیکی، جاسوسی، خبری، خبرکشی، سازمانهای غیر دولتی، تروریستی و غیره و غیره به انسانها زور می گویند و فشار می آورند که درواقع برای آن بوجود آمده اند، خوب، چه انتظار از مردم می توان داشت0 وقتیکه سرمایه داران، بورژواها، پولداران، استثمارگران، سروران، اربابان و رئیسان درواقع برده داران به کارگران و زحمتکشان زور و فشار می آورند و یا می گویند، خوب آنها یعنی همۀ زحمتکشان هم به دنبال زور و فشار می روند0و درواقع همان کنند که آنها می کنند0 وقتیکه زور و قدرت در دست کسی است که پول و مالکیت بیشتری دارد، همه به هر شکلی شده بدنبال استثمار(پول، مالکیت و مبادله) می روند0

          وقتی که آنها از استثمار شوندگان، زحمتکشان و نداران، در واقع انسانها باج می گیرند، چه انتظاری می توان از مردم داشت0 همچنین آنها باج را به اسامی مالیاتها، بیمه ها، کمک ها، برای دمکراسی، صلیب سرخ، حقوق بشر و به اسامی رنگارنگ دیگری می گیرند و بعضی ها آنرا مستقیماً می گیرند0 در هر صورت باج بگیران نیروی ضربتی، خبری و خبرچینی، کنترل و غیره و غیره دارند و اگر کسی ندهد انسان را محکوم به هر چیزی می کنند0

          در جامعه ای که طبقۀ مرفه می دزدد، می چاپد و غارت می کند، اگر طبقۀ نامرفه بکند، زندانی می شود و حتی محکوم به مرگ می شود0 وقتیکه سیستم براساس باج گیری باشد و پول هم مشکل بدست آید، بچه ها گروه های باج بگیر بوجود می آورند و حتی سازمانهای مافیایی را هم بوجود می آورند0

          وقتی که مراکز دولتی، اداری، انتظامی...... مردم آزاری میکنند0 چه انتظاری می توان از توده ها داشت0 دولت با نیروهای سرکوب خود جلوی مردم آزاری توده ها را می گیرد0 ولی چه کسی جلوی دولت، مراکز اداری و ... را که مردم آزاری میکنند را می تواند بگیرد0 و با چه نیرویی، با پول که انسانها را از هم جدا کرده است و یا اینکه ندارند0 و یا چه انتظار از بچه ها می توان داشت که مردم آزاری نکنند0 زندانها را از جوانان پر می کنند و کرده اند0 در صورتیکه آنها چیزهایی را یاد گرفته اند و می کنند که جامعه به آنها داده است0 و همین جامعه هم آنها را به حبس، زندان و یا مرگ محکوم می کنند0 و تازه سیستم آموزشی آن هم از همین جامعۀ بیمار نشأت می گیرد0 طبیعتاً بچۀ زیر بیست سال هم باید زندانی بکشد0 البته همۀ انسانهای روی زمین درزندانهایی بنام کشور حبس هستند که فقط با گذرنامه و انواع ورقها و کارتهای دیگر(زنجیر بردگی) می توانند در آن و خارج از آن رفت و آمد کنند و آنهم با مشکلات زیاد و تازه هم باید باج بدهند و هم پول0 گذرنامه و یا شناسنامه و یا هر چیز قابل شناخت برای استثمارگران که خود استثمارگران می دهند بخاطر آن است که کشورها مالکیت استثمارگران است و خارج شدن از آن و یا زندگی کردن در آن هم ورقه، کارت و غیره می خواهد0 هر مدرک شناسایی که حقوق طبیعی شخص را تأمین نکند و یا براساس آن نباشد چیزی جز زنجیر بردگی به استثمارگران یک کشور(ملک) مشخص نیست0 مدارک شناسایی کنونی هیچگونه را بطه ای با حقوق طبیعی انسانی ندارند0

          وقتی که سیستم بر اساس فردگرایی، خود محوری، خودخواهی، خودبینی، خود بزرگ بینی و یا خسیسی ریخته شده که استثمار آنها را بوجود آورده است چه انتظار می توان از دیگران داشت0 تفاوت طبقاتی در اثر استثمار فقط در جامعۀ انسانی نمانده بلکه به بعضی از حیوانات و درختان و گیاهان هم سرایت کرده است0 جدایی انسانها در اثر استثمار که حتی در خیلی مواقع همدیگر را نمی شناسند باعث گسترش عوامل گفته شده در بالا است0 انسانها نتنها همدیگر را نمی شناسند بلکه همدیگر را به اشکال عجیب نگاه می کنند0 این ناشناسایی انسان از انسان به حدی است که انسان در میان انبوهی از آنها گم می شود و یا ناپدید می شود و یا خود را تنها و دورافتاده و بیگانه و زشت می پندارد و احساس می کند که در هیچ جای دنیا نیست و حتی حق زندگی هم ندارد0 حتی یک بچۀ انسان درمیان انسانها گم می شود0 تا جایی که بدنش را زنده زنده تکه پاره می کنند و به همدیگر می فروشند0 و یا انسانهای بزرگ را می دزدند و بلا های دیگر سرش می آورند0

          در جامعۀ استثماری هر بچه ای که بدنیا می آید و در واقع هر انسانی همان کاری می کند که آن جامعه انجام می دهد0 جامعۀ کثیف انسان کثیف بار می آورد0 دولتمردان کثیف انسان کثیف هم دارد0 انسانها همان کاری را می کنند که جامعه به آنها تحمیل می کند و به عبارتی سیستم(روابط) به آنها تحمیل می کند0 سیستمی که براساس نابرابری و درواقع ناسالم باشد خوب، همه را نا سالم بار می آورد0 بخاطر همین در چنین جامعه ای هیچکس از هیچکسی راضی نیست0 همه سر هم غر می زنند، همه خود را بهتر از دیگر می دانند، همه نسبت به همه بی اعتمادند، همه می خواهند سر به تن دیگران نباشد و غیره0 بخاطر اینکه همه از آن چیزی پیروی می کنند که جامعه به آنها تحمیل می کند0 هیچکس هم قادر نیست غیر آن کند بخاطر اینکه سیستم استثماری قدرت بسیار عظیم دارد0 در تمام ضمینه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، هنری و علمی امکانات دارد0 مبارزۀ یک فرد با چنین ویروسی چیزی جز خیالات خام نیست جز اطاعت0

          جامعۀ سالم انسان سالم بوجود می آورد0 جامعۀ نا سالم انسان نا سالم را هم به همراه دارد0

          در جامعۀ استثماری است که هنر تجاری اهمیت حیاتی برای استثمار دارد0

          در جامعۀ استثماری است که پزشکی تجاری و داروی تجاری اهمیت حیاتی دارد0 بیخود نیست که پزشکان در مراکز پول و پول بیشتر مثل شهرهای بزرگ تجمع می کنند0 فقرا پول ندارند تا بتوانند به آنها بدهند 0

          در جامعۀ استثماری است که ورزش تجاری اهمیت حیاتی دارد0 تمام امکانات ورزشی و ورزشکاران در شهرهای بسیار بزرگ تجمع دارند0

          در جامعۀ استثماری است که آموزش و آموزش دهنده و ابزار تحقیقاتی، علمی، تجاری هستند و فقط برای پول و در راه پول فدا می شوند0

          در جامعۀ استثماری است که تولید مصرفی بر اساس تجاری است0 تولید می کنند که پول و مالکیت داشته باشند0 و تولید می کنند که حی مصرف کنند تا طبیعت با سرعت بیشتری نابود شود0از تولید اگر نیروی کار آن را برداریم بقیه اش از آن طبیعت است0 و چون تولید می شود برای اینکه حی مصرف شود یعنی اینکه نابودی طبیعت و بی ارزش بودن نیروی کار برای حقوق طبیعی0

          درواقع تمام عرصه های زندگی انسان را پول، مالکیت و مبادله گرفته است0 این بیماری جامعه آنقدر در روابط انسانی نفوذ کرده که حتی در طبیعت و حتی در شکل فیزیکی انسان هم تأثیر گذاشته و می گذارد0 استثمارگران حتی از نادانی انسان هم بیشتر پول در می آورند، نتنها از یک انسان بی سواد بلکه از یک پزشک که مثلاً در مسائل الکترونیک و یا ماشین و غیره اطلاع ندارد هم استفاده می کنند، و یا از معلم که در امور پزشکی و یا غیره اطلاع ندارد و یا یک مهندس ناآگاه در امور دیگر هم استفاده می کنند و هم سوء استفاده می کنند0 و یا از مردم با سواد و یا بی سواد که مثلاً در امور پزشکی، آموزشی، تجاری، تکنیکی، فنی و غیره و غیره اطلاعی  ندارند هی پول می گیرند و هی پول در می آورند و غیره0 و آن کسی که مطمعناً از همه چیز نا آگاه است و بخصوص بی سواد است وضع اسفناکی دارد، چونکه از همه طرف او را می چاپند و هی می چاپند0 دولتمردان از او می چاپند، مراکز دولتی و غیر دولتی و اداری از او می چاپند0 پزشکان، وکلا، قضات، متافیزیکان، معلمان، هنرمندان و غیره از او می چاپند0 و تازه به او هم اجازه نمی دهند صدایش درآید، اگر نه با هزاران مراکز اداری، قضایی، جاسوسی، خبری، خبرچینی، انتظامی، نظامی، کنترل، متافیزیک، دیوارهای مرعی و نامرعی، سیم های خاردار مرعی و نامرعی و انواع و اقسام سلاحهای شیمیایی، باکتریولوژی، ویروسی، نترونی، اتمی، هیدروژنی، انفجاری، مخدری، الکلی، مسلسل، بمب و غیره به جانش می افتند0 درواقع می گویند خفه شوید و راست بروید و راست بیایید و مبادا چپ و راست خود را نگاه کنید، اگر نه بلا سرتان می آید0 و یا به عبارت دیگر اعتراض نکنید، اعتصاب نکنید، تظاهرات نکنید، هر کار کثیفی که استثمارگران می کنند نکنید، آنها اگر دزدی می کنند و شما را می چاپند و غارت می کنند و به شما دروغ می گویند و حقه می زنند و شما را «خر» حساب می کنند شما ها نباید بکنید و حق ندارید بکنید0

          باید در نظر داشت که بچه ها انسانهای مستقلی هستند و متفاوتند0 آنها نه سرمایه اند، نه برده، نه کالا، نه ابزارکار، نه مالکیت و نه دستمال کاغذی اند0 باید حقوق طبیعی آنها بدون استثناء و بدون شرط و شروط تعمین شود0 در هر صورت بچه ها همان چیزی را یاد می گیرند که جامعه به آنها می دهد0

               باید گفت که :

          انسانها اگر دزد می شوند از جامعه می آموزند0

           انسانها اگر خیانت می کنند آنرا از جامعه می آموزند0

          انسانها اگر خودخواهند و خود محورند آنرا از جامعه یاد می گیرند0

          انسانها اگر فردگرا و گوشه گیرند آنرا از جامعه یاد می گیرند0

          انسانها اگر بد می شوند آنرا از جامعه یاد می گیرند0

          انسانها حقه بازی و کلک را از جامعه یاد می گیرند0

          انسانها روی دیگران سوار شدن را از دیگران می آموزند0

          انسانها بی شخصیتی و خورد کردن شخصیت را از جامعه می آموزند0

          انسانها چاپلوسی را از جامعه می آموزند0

          انسانها شناخت را از جامعه می آموزند0

          انسانها اعتماد و بی اعتمادی را از جامعه می آموزند0

          انسانها خوب را از جامعه می آموزند0

          انسانها همکاری، همدردی، همبستگی و هم یاری را از جامعه می آموزند0

          انسانها فداکاری را از جامعه می آموزند0

          انسانها دوستی را از جامعه می آموزند0

          انسانها فشار، زور و قدرت را از جامعه یاد می گیرند0

          انسانها دشمنی را از جامعه یاد می گیرند0

          انسانها حسادت را از جامعه یاد می گیرند0

          انسانها خسیسی را از جامعه یاد می گیرند0

          انسانها بی ادبی و ادب را از جامعه یاد می گیرند0

          جامعه ای که فاسد باشد همه را و همه چیز را فاسد می کند و طبیعت بیشترین صدمه را می خورد و تا نابودی نسل بشر ادامه پیدا می کند 0 باید در نظر داشت که نباید مقصر را فقط پدر و مادر دانست0 مقصر اصلی و تعیین کننده جامعه است0 چونکه آنها هم همان می کنند و کرده اند که جامعه بخورد آنها داده است وتحمیل کرده است و می کند 0

انسانها هر کدام خود را بهتر، بزرگتر، قوی تر، زرنگتر، باهوش تر، فهمیده تر، داناتر، قادرتر و تواناتر از دیگری و یا دیگران می دانند0 که آنرا هم از جامعه یاد می گیرند و باآنها بزرگ می شوند و همان می کنند0

          نه به آنها یاد می دهند و نه یاد می گیرند که انسانها مثل هم هستند با وجود اینکه متفاوتند، و اینکه انسانها متغیرند و تغییر می کنند و همه چیز را همه نمی دانند و اینکه انسانها به هم به همکاری، هم یاری، همبستگی و همدری هم و به برابری هم احتیاج دارند و آنرا رشد دهند و اینکه انسان را دوست بدارند0 نه، با جامعۀ استثماری جور در نمی آید0

          باید در نظر داشت که حکومتمداران، متافیزیکان و استثمارگران به علت وضعیت کاری نمی توانند به رشد علمی خود کمک کنند0 برای همین شناخت بسیار کم دارند0 بیخود نیست که در مجلس ها و یا پارلمان ها به همدیگر می پرند و تازه برای تمام مراکز علمی هم تصمیم می گیرند0 مثل همان پاپ هایی که در مقابل گالیله ها(که اسامی خیلی ها را همه نمی دانند) کرده اند که هنوز می کنند0 البته در آن شکی نیست که کارگران و زحمتکشان که باید برای یک لغمه نان شب و روز کار کنند بهیچ عنوان نه فرصت آموزش دارند و نه امکان آموزش0 و تازه آموزش و پرورش در خدمت استثمار است0 و اینکه شناخت ایستا نیست، بلکه شناخت در هر لحظه و ثانیه و هر سنی لازم است0 حکومتمداران، متافیزیکان و استثمارگران بهیچ عنوان از شیوۀ علمی استفاده نمی کنند و حتی نمی د انند چیست0

          در جامعۀ استثماری بچه ها را بی نظم و متافیزیکی و رویایی بار می آورند0 چونکه نظم در جامعۀ استثماری امکان پذیر نیست0 نظم تا آنجایی برای جامعۀ استثماری اهمیت دارد که منافعش را تأمین کند0 نظم در اینجا منطق است، علم و درواقع قوانین و مقولات و اسلوبهای علمی است، همبستگی، برابری، هم یاری و همکاری است0  

          در جامعۀ استثماری بچه از همان اول بدنیا آمدن با آنها چنان برخورد می کنند مثل اینکه برای دیگران زندگی می کنند و یا اینکه برای آنها زندگی می کنند0 آنها را مورد قضاوت قرار می دهند درست مثل یک کالا0 خارج از اینکه تصور کنند که یک موجود زنده به هر شکل و بو و علاقه ای برای زندگی بدنیا می آیند و باید زندگی کند0 طبیعت قضاوت حالی اش نمی شود0 امتحان (منظور آزمایش نیست) یک نوع عامل قضاوت است0

          ترس و وحشت استثمارگران و حکومتمداران و متافیزیکان از اینکه سرمایه شان را بدرند بچه ها را زیر قضاوت قرار می دهند و آنها را بزور به شیوۀ خود راه می برند0

          در جوامع کنونی بچه ها را مجبور میکنند تا یاد بگیرند و انجام بدهند و تازه آموزش هم یک روند تاریخی منطقی دارد و هیچ وقت نمی توان به یک دفعه یاد گرفت و آنهم  نمی توان بدون یک روند آموزشی ساده، راحت، قابل هضم، مشخص، روان، طبقه بندی شده، تقسیم شده و درواقع علمی آموزش دید0 با خشم، خشونت، ترس، استرس، وحشت، جنگ، دعوا، متافیزیک و بخصوص استثمار، آموزش به مشکلات عظیمی بر خورد می کند و درواقع آموزش مسخره است0

          در هیچ یک از جوامع حیوانی یعنی آن گروه از حیواناتی که بصورت جمع زندگی می کنند، هیچ یک از عضوهای آن همنوع خود را و عضو دیگری را نه به مرگ محکوم می کند و نه شکنجه می دهد و نه زندانی می کند و نه دورش سیم خاردار و یا دیوار مرعی و نامرعی می کشد0 فقط و فقط در جوامع انسانی است که به هم نوع خود، درواقع انسان به انسان رحم نمی کند0 و تازه در بین هم نوع خود گم و ناپدید می شود0 و یا در بین هم نوع خود خود را تنها، دور افتاده، بدبخت، غریبه و گوشه گیر می بیند0 و یا همنوع خود را حیوانی می داند که اورا می خواهد بدرد و یا اینکه همنوع خود را خرد و لگد مال و زلیل می کند و یا بخاطر یک نوشته، یک بیان، یک نگاه و یا یک ایده می کشد و شکنجه و غیره می کند0 و تنها در جامعۀ انسانی است که انسان همنوع خود را نمی شناسد، بخاطر اینکه جامعه بیمار است0

          در چنین جامعه ای انسان، انسان را نمی شناسد0 انسان جامعۀ خود را نمی شناسد و جامعۀ خود را بیگانه می بیند0 بخاطر اینکه جامعه ای که می بایستی خود را در آن ببیند وجود عینی ندارد0 برای همین همه خود را از خود دور می بینند و خود را تنها و دور افتاده می بینند، با وجود اینکه در میان انبوهی زندگی می کنند0 علت آن همین استثمار است0

          پس همانطور که می دانیم پول همۀ حقوق طبیعی انسان را تأمین می کند و به انسان آسایش، راحتی، خوشبختی، آزادی، سلامتی، خوشحالی، خنده و غیره می دهد0 در هر صورت قادر و مطلق است0 درواقع پول خدا است و با آن می توان هر کاری کرد، چه کثیف ترین کار ها که می کنند و بهترین کارها(اگر سود استثماری دهد) می کنند0 این خدایان(پول، مالکیت) که قرنها قبل از میلاد بوجود آمده اند تا کنون خدایی می کنند0 این خدایان هر چیزی را به هر چیزی تبدیل می کنند0 انسانها درواقع برده های این خدایانند که اگر تعظیم نکنند آنها را حتی به مرگ هم محکوم می کنند0 پول قادر و مطلق است که اگر در دست یک دیوانه(که تعدادشان زیاد است) هم باشد قادر است یک کشور را با برده هایش(انسانهایی که در آن زندگی میکنند) را بخرد0 در جایی که بعض از حیوانات میلیونر پیدا می شود، یک دیوانه جای خود دارد0 می تواند پزشک، جراح، استاد دانشگاه، روانشناس، وزیر و یا دانشمند بخرد و یا زیر تسلط داشته باشد که دارند0 وقتی که این خدایان پنجاه میلیون انسان را در جنگ جهانی دوم به مرگ محکوم کردند قدرت خدایی آنها مشخص می شود 0 وقتی که این خدایان بمب اتمی بر سر هیروشیما، ناکازاکی و بی کینی(یک جزیره بوده) و غیره ریختند و در عرض چند ثانیه همه را با خاک یکسان کردند قدرت خدایی آنها مشخص می شود0 وقتی که خلقهای با نام و بی نامی که ناپدید شدند قدرت خدایی این قادرو مطلق معلوم می شود0 هیچ احدی روی کرۀ زمین حتی طبیعت نمی تواند از پول(خدا) بگذرد و یا کنار بکشد، حتی کمونیستهای ضد استثمار، حتی اگر انسانها از آن نفرت داشته باشند0 این خدا را اگر دوست نداشته باشی بلاسرت می آید0 همانطور که شما ها وقتی که پول ندارید، امکانات هم ندارید و خود را ضعیف، بدبخت، ناتوان و دور انداخته شده احساس می کنید و ترس و وحشت و خجالت در شما نفوذ می کند و جرأت نمی کنید با دیگران صحبت و رابطه برقرار کنید و گوشه گیر می شوید و حتی دست به خودکشی می زنید0 و یا به گدایی می افتید و هزاران مسائل دیگر بوجود می آید0

          در جامعۀ استثماری کار ستمگرانه و سنگین است0 پول و مالکیت انسانها را از هم جدا می کند0 و درمواقعی حتی اعضای یک خانواده را هم از هم جدا می کند0 همۀ روابط بین انسانها و خانواده ها بر اساس پول، مالکیت و مبادله پایه ریزی و یا می چرخد0 و چون پول به سادگی بدست نمی آید جنگ و نزاع بین خانواده و خانواده ها با دیگران و مردم بین خود و همه با هم در میگیرد0 نا برابری سخت در همه جا نفوذ می کند0 یک دیوانۀ پولدار و یا بی سواد و نا آگاه می تواند حتی به پزشک و یا دکتر  و یا برای هنرمند، معلم، کارگر، کشاورز و مهندسین تصمیم بگیرد و همانطور که می گیرد0 به عنوان مثال حکومتمداران و استثمارگران که فقط آموزش سیاسی(شیوه ها و عملکردها برای رسیدن به هدف) دیده اند و هیچگونه آموزش علمی ندارند برای دانشگاهها، مراکز علمی، علوم، آموزش دهندگان، فیلسوفان، مهندسین و غیره تصمیم می گیرند0 درواقع علم و عالمان زیر دست پولداران هستند و آنها هم احتیاج به پول دارند و بردۀ و تعظیم کنندگان پولداران هستند0 استثمارگران برای هر موجود زنده ای(حتی حیوانان، گیاهان و درختان) هم تصمیم می گیرند0 و تازه این استثمارگران انواع مالیاتها، بیمه ها(باج ها) به اسامی مختلف به خلق می چسبانند و به هر شکلی که شده از خلق و در واقع از انسانها پول می چاپند و هی پول می چاپند0 استثماردر حین رشد و تکامل خود انگلهایی در خود دارد که کثیفترین کارهای قرن و یا ضد بشری را می کنند و کرده اند0

          این امپراتورهای استثماری که خود را خدای انسانها، حیوانات و جنگلها می دانند0 می خواهند خود را هرچه بیشتر متمرکزتر کنند و بزرگتر شوند و کوچکترها را بخورند و یا بلعکس و امپراتور های عظیم عظیم عصر انسانیت را بوجود آورند که آورده اند0 هرچه بیشتر رشد و تکامل می یابد و تضادها و درگیری ها گسترش پیدا می کنند و فسادها بیشتر می شوند و انفجارهای اجتماعی و بحرانها گسترش پیدا خواهند کرد تا اینکه منفجرشوند(که امکان آن هم اکنون بیش از حد زیاد است) و از سلاحهای وحشت آور نابودی هر موجود زنده استفاده خواهند کرد که چیزی جز نابودی نسل بشر نیست و نخواهد بود0 این سلاح ها را عکی نمی سازند و نساخته اند0 و تازه قوانین اجتماعی خود کار عمل می کند0 و تازه قبلاً استفاده کرده اند و نه یک بار و با آزمایشهای زیاد0 هیچ دلیلی برای استفاده نکردن وجود ندارد0 یعنی احتمال نابودی نسل بشر و یا هر موجود زنده روی زمین تقریباً نود درصد است0 در جوامع گذشته انسانها وقتی که از دست استثمار فرار می کردند جایی برای پناه داشتند و پیدا می کردند0 در اثر رشد و تکامل استثمار و جامعه و گرفتن تمام پناهگاه ها دیگر جایی برای فرا ر نیست0 اکنون همۀ انسانهای روی زمین محکوم استثمارند و نمی توانند از آن بگذرند و یا فرار کنند0 در گذشته حتی بی طرفان جایی برای خود پیدا می کردند، ولی اکنون دیگر جایی برای پناه نیست0 درواقع یا مرگ یا مبارزه برعلیه استثمار، راه دیگری نیست0

          امپریالیستها و یا بهتر گفته باشیم انحصارات بزرگ مالی نظامی بین المللی که استثمارگران بزرگ هستند، این امپراتورها بزرگترین و قویترین و کثیفترین امپراتورهای تاریخ بشری هستند که هر روز خود را بزرگتر و متمرکزتر می کنند تا بتوانندانسانها را هرچه بیشتر و بهتر برده و تعظیم کننده نگه دارند و بچاپند و غارت کنند که می کنند0 آنها آنقدر بزرگ خواهند شد که خود را از درون منفجر خواهند کرد و این انفجارها دلیل بر درست شدن و یا بهتر شدن و یا به عبارت بهتری دلیل بر از بین رفتن استثمار نخواهد بود، بلکه دوباره و به آرامی پا می گیرد و سیر بعدی را طی خواهد کرد0

          حکومتهای استثماری صدها بار از درون از هم پاشیده اند و باز سیر بعدی خود را ولی با شکل دیگری و در جای دیگری ادامه دادند0 همۀ حکومتها، چه امپراتوری، سلطنتی و یا پادشاهی، جمهوری و یا هر شکلی از حکومتها به هر اسمی که می خواهد باشد چیزی جز استثمار نبوده و نیست0 چونکه ساختار حکومت استثماری است و نمی تواند خارج از پول، مالکیت و مبادله عمل کند0 جامعۀ استثماری با حکومتهایی که دمکراتیک، خلقی گفته می شد در تضاد است و شدنی نیست و این حکومتها باید از بین بروند و می روند و رفته اند0 بهترین حکومتها برای استثمار حکومتهای امپراتوری سلطنتی هستند که در تاریخ دوام بیشتری آورده اند0 یعنی با اینکه ازبین می رفتند ولی باز سلطنتی(اکنون جمهوری سلطنتی شده اند) می شدند0 بخاطر اینکه در جامعۀ استثماری فقط یک نفر باید بهتر و بزرگتر و پولدارتر باشد اگرنه بین آنها درگیری و رقابت ایجاد می شود و حکومت کردن را مشکل می کند0 اکنون خیلی از رئیس جمهورها به این نتیجه رسیده اند و شکل سلطنتی بخود گرفته ند0 حتی حکومتهای کشورهای، به اصطلاح دمکراتیک و یا بگفته ای کمونیستی و یا خلقی از شیوۀ سلطنتی برای حکومت استفاده می کردند و رئیس جمهور تقریباً تا آخر عمر رئیس جمهور باقی می ماند و می ماند و بعد شخص دیگری را برای سلطنت انتخاب می کردند و یا یکی دو تا نماینده انتخاب می کردند که ملت به آنها رأی بدهند0 و باز سلطنت را خود مشخص می کنند و می کردند و خواهند کرد0 باید در نظر داشت که استثمار در روابط انسانها موجود است و نه در شکل حکومت که خود عامل آن است0 حتی اگر کمونیستهای ضد استثمار دردولت و یا حکومت باشند باز به استثمار بر می گردد مگر خود استثمار از بین برود0

          در اثر همین عامل رشد و تمرکز بیش از حد استثمار، انفجارهای اجتماعی رخ میدهند0 انفجارهای اجتماعی جنگ بین حقوق طبیعی انسانی بطور مشخص و استثمار و همچنین بین استثمارگران به علت وجود رقابت0 که درواقع این جنبشها و انقلابات و انفجارها چیزی جز درد جامعه نیست0 قوانین اجتماعی خودکار عمل می کنند و خارج از ارادۀ نسانها و حکومتمدارانشان و متافیزیکان0 مثلاً به عنوان مثال جنگ یکی از قوانین پایه ای و حیاتی استثمار است و هیچ حکومتی و یا انسانی قادر نیست از آن بگذرد0 حتی اگر حکومتها و یا انسانها بر علیه جنگ فعالیت کنند، همانطور که استثمارگران و حکومتمداران و متافیزیکان خود را مدافع صلح می دانند0 استثمار سه عامل اصلی و حیاتی و تعیین کننده دارد که بقیۀ عوامل دیگر را بوجود می آورد که بدون آنها نمی توانند وجود داشته باشند0 آن سه عامل پول، مالکیت و مبادله هستند که عواملی مثل بازار، تجارت، بانکها، شهرها، متافیزیک، حکومتها، جنگها، صلح ها، بیکاری، کار سخت و سنگین، بیگاری(کار بی معنی که بیشتر خراب کننده است تا سازنده)، بحران، تورم، فقر، دارا، نبود تقسیم بندی درست کار و تولید، بی خانمانی، دربدری، خبری، خبرچینی، زندان، شکنجه، زجر، کشتار، بروکراسی، دزدی، ازدواج، بد بختی، سرور، رئیس، امپراتور، شاه، ارباب، خلیفه، زحمتکش، کارگر، هرج و مرج، مزدور، تروریست، الکلی، مخدر، تبعیض نژاد، ملی گرایی، حقارت، حسودی، بی اعتمادی، فرد گرایی، گوشه گیری، شانس، ترس، خودخواهی، خودمحوری، وحشت، عشق، تراژدی، کمیک، پنهان کاری، خودکشی، کلک زنی، حقه بازی، مردم فریبی، قاچاق، تجاوزگر، غصه، خودبینی، فشار، زور، تحمیل، بی احترامی، بی ادبی، خورد کردن شخصیت، گوشه گیر، بلاتکلیفی، ایده آلیسم و غیره و غیره، و خیلی از تضاد های اجتماعی که تضادهای جدید تری را بوجود می آورند0 همۀ این عوامل بسیار قبل از میلاد هم وجود داشته اند و تغییر چندانی نکرده اند0 استثمارگران از همان مقاطع اولیه استثمار تقریباً بیشتر از سی هزار سال قبل از میلاد زمین را بزور مالک می شدند و بین خود تقسیم می کردند و هم اکنون هم می کنند و برای خود مرز می کشیدند و می کنند و برای اینها خلقها کشته های بسیار داده است و هر روز می دهند و هم اکنون هم می دهند0 بعد ها دریا ها و قطب ها و آسمانها و حالا سیارات را بین خود تقسیم کرده و میکنند و مرز می کشند0 ولی انسانها برای هر چیزی باید پول بپردازند0 از موقعی که زن حامله می شود و حتی قبل از حاملگی باید پول بپردازد و برای بدنیا آمدن و زندگی کردن و مرگ باید پول بپردازد و حتی مدتها بعد از مردن او هم پول درمی آورند و کسی هم که پول ندارد وضعش مشخص است0

          جامعۀ استثماری طوری است که همه می خواهند همد یگر را بچاپند و می چاپند0 همه از همه می دزدند0 جامعۀ استثماری بدون دزدی بی مفهوم است0 در جامعۀ استثماری انسانها بخاطر اشتباه حتی کشته هم می شوند و یا خانه خراب می شوند و یا به زندان می افتند و یا در فقر دست و پا می زنند و یا انگل می شوند0

          در جامعۀ استثماری نه تنها حیوانات را به جان هم می اندازند بلکه انسانها را هم به جان همدیگر می اندازند و تماشا می کنند و لذت می برند و هی پول در می آورند0

          جامعۀ استثماری یک جامعۀ مصرفی هم هست بخاطر اینکه چنان تولید می کنند  که هی مصرف کنید0 این خود یک شکل دزدی است و مردم را هم راضی می کند0 آنها درواقع استثمارگران یک کالا را چنان تولید می کنندکه مدت زمان کمی بماند و یا استفادۀ سریع شود تا مجبور شوید یکی دیگر بخرید0 و یا اینکه هرچه بیشتر بخرید به مقداری ارزانتر می فروشند که هی مصرف کنید0 و یا مقدار زیادی بخرید و در خانه ها انبار کنید و غیره و غیره0 درواقع آنها یعنی استثمارگران هر لحظه و هر ثانیه به این فکر می کنند که چطور می توان پول و پول بیشتری در آورد و هرچه کمتر داد و هرچه بیشتر گرفت0 و هر شیوه و هر عملی و به هر شکل و به هر عنوانی انجام می شود و باید بشود تا بتوان بیشتر و هر چه بیشتر بدست آورد و هر چه کمتر و کمتر از دست داد0 جامعۀ استثماری با تمام نظمی که فکر می کنیم دارد بی نظمی شدید و سختی وجود دارد0

          استثمار یک نوع بیماری اجتماعی است که جلوی رشد و تکامل انسان را گرفته و در واقع سد کرده و می کند0 در چنین جامعه ای، همه بیک شرایط حق رشد و تکامل ندارند0 در صورتیکه رشد و تکامل حقوق طبیعی انسانی و یا هر موجود زنده است0 و اندازۀ آنرا سیستم بیولوژیکی بدن تعیین می کند0 ولی در جامعۀ استثماری، استثمار تعیین می کند0

          در جامعۀ استثماری نا برابری کار و تقسیم بندی کار در مقابل حقوق طبیعی وجود دارد0

در جامعۀ استثماری نا برابری آموزشی، ورزشی، موسیقی و دیگر هنرها وجود دارد0

          در جامعۀ استثماری خلقی با تمام نوزادان، بچه ها، بزرگان، زنهای حامله، پیران، روحانیون، پزشکان، مهندسین، دانشمندان، ورزشکارارن، هنرمندان، حیوانات، درختان، گیاهان، زیبایی ها و عشق ها را در عرض چند ثانیه به نیستی می فرستند و جلوی رشد و تکامل انسان، حیوان و گیاه را می گیرند0

          در جامعۀ استثماری در اثر جنگها همۀ آثار باستانی و طبیعی و اجتماعی را از بین می برند و جلوی رشد و تکامل و درواقع جلوی شناخت انسان را می گیرند0 و با رشد بیش از حد استثمار نسل هر گونه موجود زنده را بر روی کرۀ زمین پاک خواهند کرد و به رشد و تکامل انسان پایان خواهند داد0 همانطور که گفتیم، قوانین اجتماعی خودکار عمل می کنند0 استثمار در جامعه وجود دارد و قوانین و مقولات خاص خود دارد0 همچنین حقوق طبیعی در هستی انسان و طبیعت وجود دارد که قوانین و مقولات خاص خود را دارد0

          انسانها در جامعۀ استثماری چیزی جز یک شماره نیستند0 شماره ای که با کارت شناسایی خود حمل می کنند0 شماره و کارتها، ورقها و یا کاغذهایی که نشانۀ بردگی یعنی وابستگی به استثمارگران یک ملک مشخص(کشور) است و هیچگونه رابطه ای با حقوق طبیعی انسانی ندارند0 

          بعضی از این سرمایه داران، استثمارگران و یا درواقع بورژواها، طبقۀ مرفه، اربابان و یا تاجران با پنبه سر آدم را می برند و بعضی با مواد شیمیایی، بعضی با چاقو، با تفنگ، با توپ و انفجارات هسته ای و غیره سر آدم را می برند0 چه آن بورژواهای به اصطلاح کمونیست و یا چه بورژواهای مالی نظامی و یا دمکرات و بعد هم می گویند ما نکردیم0 یک بورژوا به اصطلاح معمولی، لیبرال، کمونیست و صادق هم باشد نمی تواند بتنهایی زندگی کند0 آنها زمانی وجود دارند که کثیفترین استثمار گران هم وجود داشته باشد که دارند0  یعنی مستلزم وجود به اصطلاح استثمارگر خوب، استثمارگر بد است0 و تازه استثمارگر خوب فقط خود راضی کردن و یا خود را به گمراهی بردن است0

          حل مشکلات ترافیک ها و شهر ها با بودن استثمار امکان پذیر نیست0 بخاطر اینکه جامعه ای که براساس استثمار باشد، مردم آنجایی تجمع می کنند که امکان پول در آوردن هست و همۀ امکانات خرید و فروش وجود دارد0 درواقع پول مثل عسلی است که همۀ پشه ها در آن تجمع می کنند0 بخاطر اینکه «عسل» احتیاجات طبیعی انسانی را رفع می کند0 چه بسادگی بدست آید و یا چه به سختی و در جایی که همه حمله کنند ترافیک بوجود می آید0 بخاطر اینکه پول خدا است و همۀ احتیاجات انسانی را تأمین می کند0 حتی احتیاجهای معنوی انسان را هم تأمین می کند0 این آن بیماری است که به نام استثمار مطرح می شود0

          همانطور که گفتیم استثمارگران از هر چیز به هر عنوانی و به هر شکلی پول در می آورند و برای اینکه بتوانند پول در آورند سخت شرکت فعال می کنند0 حتی در جنبشها انقلابی و یا خواستهای طبیعی انسانی، مثلاً شرکت فعال استثمارگران در آزادی زن نه بخاطر آزادی زن بود بلکه بخاطر آن بود که سنت های دوران گذشته مانع  از آن بودند که از زنها هم پول در آورند0 کارگرانی که می توانند مزد کمتری نسبت به مردان بگیرند و کار یکنواخت و در مواقعی بهتر ارائه دهند0 که هنوز در قرن بیست و یکم و حتی در مدرنترین کشورها(بقول خودشان) و یا کشورهای دمکراسی(بقول خود) مزد کمتر با شرایط بدتر نسبت به مردان می گیرند0 و در مواقعی خیلی بیش از حد کم می گیرند0 آنها بردگان آرامتری نسبت به مردان هستند و بهتر می توانند روی آنها سوار شوند0 و یا مثلاً شرکت فعال استثمارگران در از بین بردن بردگان نه بخاطر آزادی بردگان بود، مثلاً بردگان سیاه پوست آمریکا و آفریقا و غیره، بلکه بخاطر آن بود که می توانستند بهتر آنها را در کارخانه ها انبار کنند و بطور وحشتناکی استثمار کند0

          استثمارگرانی هم بودند و هستند که از طریق جنبش کمونیستی و انقلابی اواخر قرن بیستم کلی به جیب زدند0 هر چه آن پدیده بهتر و بیشتر با حقوق طبیعی انسان رابطه داشته باشد(چه مستقیم و یا نه) بهترین منشأ پول در آوردن است0 و در مواقعی از هیچ هستی می سازند و انسانها را تحت تأثیرهای فیزیکی و معنوی قرار می دهند و پولهای هنگفت به جیب می زنند0 مثل متافیزیک و یا ایده آلیسم0 در واقع نه تنها استثمارگران از هر چیز پول در می آورند بلکه از جو انقلابی و ضد انقلابی هم پولهای کلان به جیب می زنند0 این تطابق استثمار در هر وضعیتی است که او را آن چنان زنده نگه می دارد و سخت رشد و قدرت می دهد0 اینجا یک نکته قابل اهمیت است که استثمارگران قدرت تبلیغاتی عظیم و عظیمی دارند، چونکه همۀ امکانات را در اختیار دارند0 استثمارگران علاقۀ شدیدی به تمرکز دارند و هر روز خود را بیشتر متمرکزتر و جمع و جورتر می کنند0 آنها همه چیز را می خواهند متمرکز کنند0 این تمرکز اول بصورت مادی بوجود می آید و بعد حکومت ها را متمرکز می کنند0 اینها فقط برای استثمار(پول، مالکیت و مبادله) انجام می شود0 همانطور که کشورهای انحصاری و بقول خودشان صنعتی و متمدن و یا دمکراسی و یا حقوق بشر و غیره در حال انجام آن هستند، شکل آنرا هم همیشه استثمار تعیین می کند0

          استثمارگران کارهایی کرده اند و می کنند که هنوز از چشم انسانها دور است0 آنها کثیفترین عملها را انجام می دهند و سعی می کنند تا آنجا که می توانند و یا می تواند مخفی باشد0 آنها قادرند از مواد شیمیایی، باکتریولوژی، مواد زره ای (یا اتمی) چه بطور مخفی و یا علنی برای نابودی خلقها استفاده می کنند و کرده اند و خواهند کرد0 آنها قادرند ماده های شیمیایی بیمار کننده امثال ایدز درست کنندو به خلقها بخورانند و برای اثبات یک چنین چیزی انسانها قادر به افشای آن نیستند 0 بخاطر اینکه به تنهایی امکانات ندارند و تازه تمام مراکز خبری، اطلاعاتی، خبر چینی و جاسوسی از آن استثمارگران است و دهان و چشمها و گوشهای آنها0 در هر صورت یا استثمار و یا هیچ چیز دیگر0 در گیری ها و تضادهای جامعۀ استثماری آنقدر حاد خواهند شد که به انفجارهای عظیم منتهی خواهند شد0 همانطور که در دوران های قبل و بعد از میلاد اتفاق افتاد0

          استثمارگران زمانی که برای استثمار کار علمی، سنتی و ملی می کنند بیشتر در خلق نفوذ می کنند و بیشتر هم راضی می شوند که استثمار شوند0 و تا آنجایی عمل می کنند که برای استثمار تعیین کننده است اگر نه می خواهند سر به تن هیچ چیزی نباشد0 فقط هم به رشد فکر می کنند و می خواهند هرچه بیش و بیشتر بزرگتر و متمرکز تر کنند0عین ویروسی، قارچی، باکتری که در بدن انسان رشد کند و هی بخورد0 در هر صورت روزی اورا می کشد و یا منفجر می کند0 ولی این انفجار خود امکان از بین بردن نسل بشری را هم در بر خواهد گرفت مگر اینکه تا دیر نشده بر علیه این ویروس وحشتناک مبارزه شود0 اگر نه انسان درجهت نابودی خود و حتی موجودات زندۀ دیگراست0 وقتی ایده هایی مثل جمعیت کرۀ زمین بیش از حد زیاد است و کرۀ زمین برا ی همه جا ندارد، آب برای همه نیست، مواد غذایی هم به اندازۀ کافی نیست، فقر، بیکاری و بی سوادی هم زیاد است و باید آنها را نابود کرد تا جمعیت کرۀ زمین زیاد نباشد و یا اینکه کشور های فقیر باید از بین بروند چونکه دیگر برای آنها غذا نیست و تازه نه متمدن(مثل خودشان) هستند و نه حقوق بشر و دمکراسی می شناسند و غلط می کنند که بچه تولید می کنند چیزی نیست جز نابودی نسل بشر نیست0

          شانس می تواند فقط در جامعۀ استثماری باشد0 همه منتظرند تا شاید شانسی در خانۀ آنها را بزند0 شاید سرمایه داری و یا استثمارگران به سرشان بزنند و مقداری پول به دیگران بدهند0 و به آنها لطف و مرحمتی کنند0 در هر صورت اگر هم بکنند از طرف دیگر می خورند و حسابی می چاپند0 پول احساسات و افکار انسانها حالی اش نمی شود 0 بیخود که به نیست خلقهایی که در لجن فقر و بدبختی دست و پا می زنند کمک می کنند و علاقه دارند کمک کنند و هر روز برایشان نیروها(نظامی، خبری، خبر چینی و ...) و غذاها(بمبها) و داروها(مواد شیمیایی، مخدری، الکلی و سمی) می فرستند0 استثمارگران حتی از سادگی و نادانی و اشتباه انسانها سواستفاد می کنند و تا آنجا که می توانند به آنها می اندازند0 به هر شکل آن که حساب کنیم زحمتکشان که اکثریت مطلق انسانها را تشکیل می دهند همیشه از دست دهندگان هستند و آنجایی هم که به اصطلاح فکر می کنند برنده هستند هم باز از دست دهندگان هستند0 برای همین در وضع وخیم و بحرانی آنها «چاقتر» می شوند و زحمتکشان«لاغرتر»0

          در جامعۀ استثماری اعتماد سخت و مشکل بدست می آید0 چونکه پول نه اعتماد می شناسد و نه خداو نه بندۀ خدا0 در واقع در این جامعه ای که همه نوع عجایب وجود دارد چگونه می توان اعتماد کرد0 هستند انسانهای زیادی که به پدرخود، به مادرخود، به بچه های خود و برادر خود اعتماد نمی کنند چه رسد به دیگران0 درواقع این سیستم استثماری همه را مجبور می کند که به دیگری اعتماد نکنند و مجبور هم هستند که کنند و به عبارت دیگر انسانها را به شکل خود راه می برند0 همه همدیگر را به چشم بد نگاه می کنند یا به چشم دزد، حقه باز، کلک زن و غیره0 در هر صورت حد قل بچشم مواظب باش نگاه می کنند0

          در جامعۀ استثماری کسانی که نمی خواهند(چه استثمارگران و یا استثمارشوندگان) سر تعظیم بر استثمار(خدایان) فرود آورند به مرگ محکوم می شوند0 هیچ احدی نمی تواند از دست خدا(استثمار) بر حذر باشد و یا فرار کند0 این خدایان در هر جا که نفوذ کنند خدایی می کنند و دیکتاتوری سخت استثمارگران را تحمیل می کنند0 دیکتاتوری که بر علیه خلق و طبیعت است0 و هر روز کشته می دهد0 چه از طریق جنگها، بمب های شیمیایی، مواد سمی، باکتریولوژی، لیزری، ویروسی، مخدری، الکلی و چه از طریق زندان و یا از طریق خود کشی و یا زیر فشار کار سخت و نا امن و یا از طریق تضادهای دیگر استثمار، هیچکس قادر نیست قوانین اجتماعی را تغییر دهد0 دولتمردان نمی توانند و نمی خواهند استثمار را بر اندازند چونکه خود زاده و یا ساخته شدۀ استثمار اند0 آنها باید بدانند که قوانین استثمار خودکار عمل می کنند0 نه امپراتورهای جامعۀ سرمایه داری و نه دولتهای کشور های سوسیالیستسی و یا به گفته ای کمونیستی قادر نیستند این قوانین اجتماعی را منظور قوانین جامعۀ استثماری است را از بین ببرند و یا نادیده بگیرند و یا گوشها و دهان و چشمها را در مقابلش ببندند0 فقط انسانها می توانند در آن تأثیر بگذارند و آنهم باید گفت چگونه تأثیری؟

          جامعۀ استثماری با حوادث ناگهانی سخت رابطه دارد0 در طبیعت حوادث ناگهانی اتفاق می افتد ولی خیلی کمتر از حوادثی است که برای یک شخص در جامعۀ استثماری رخ می دهد0 حوادث طبیعی را تقریباً با اشکالی می توان جلو گیری کرد ولی در جامعۀ استثماری بر سر هرکسی فرود آید، حتی بر سر خود استثمارگران، ناگهانی و عجیب بوجود می آید0 و تازه جلوی آنها نمی توانند سد بگذارند بلکه مجبور می شوند معیار احتمالات را کمتر کنند0 درواقع احتمالات نقش بیشتری در چنین جامعه ای بازی می کند0 بخاطر همین کمیک و تراژیک بوجود می آید0

          در جامعۀ استثماری حق ندارید اشتباه کنید و باید همه چیز را بطور کامل و عالی انجام بدهید و اگر اشتباه کردید باید پولش و سزایش را بپردازید و اگر نپردازید، حتی به مرگ هم هم محکوم می شوید0 چه بسا بسیاری از انسانها به علت اشتباه کردنشان به مرگ محکوم شده اند و یا کرده اند0 در تاریخ استثمار از این نمونه ها زیاد است0 درد در جای دیگر بیشتر است، که انسان را به علت اشتباه دیگری و یا چرت و پرت دیگری و یا دیگران به مرگ محکوم می کنند و یا اینکه سالها به زندان می اندازند و یا اینکه یک انسان ساده را اشتباهی به مرگ و یا سالها زندان محکوم می کنند0

          استثمارگران آنچنان شخصیت انسان را تنزل داده اند که حتی از آن هم به عنوان یک عامل برای پول در آوردن حساب می کنند0 البته آنها(استثمارگران) آنچنان کثافتکاری هایی کرده اند و می کنند که حتی اگر بوی فساد هم در آید قادر به تشخیص همۀ آنها نخواهیم بود0 البته باید گفت که قرنهاست که بویش در آمده و خیلی ها به آن عادت هم کرده اند0

          در جامعۀ استثماری نتنها قاچاق حیوانات وجود دارد، حتی قاچاق انسان، مخصوصاً از چند ماه قبل از تولد تا سی سالگی، و اعضای بدن زنده و هزاران نوع قاچاق دیگر وجود دارد0 در واقع هیچ موجود زنده ای روی زمین از دست استثمار راحت نیست و همچنین نمی تواند فرار کند0

          در جامعۀ استثماری تقسیم کار منطقی وجود ندارد و نمی تواند وجود داشته باشد0 همه چیز بر اساس پول، مالکیت و مبادله تقسیم بندی می شود، آنهم بطور خود کار0 در واقع تقسیم بندی و طبقه بندی کار و تولید بر اساس استثمار انجام می شود0 علم و یا شناخت علمی هیچگونه عملکرد و یا تأثیری در سازماندهی جامعۀ استثماری ندارد و نمی گذارند داشته باشد0 جامعۀ استثماری رابطه ای با جامعۀ انسانی، علمی ندارد0 استثمار نمی تواند انسانی باشد0

          در جامعۀ استثماری اگر خواسته باشید آدم خوبی و یا آرامی باشید زندگیتان نمی چرخد0 کسی که خواسته باشد پاک باشد تنها راهش در جامعۀ استثماری مرگ است0 انسانهای بسیاری خودکشی کرده اند، وقتی که می فهمند توی این جامعه نمی توان پاک بود و این انسانها هم نمی خواهند غیر آن باشند دست به خود کشی می زنند0 این هم یک نوع از شیوۀ کشتن انسانها بدست این ویروس است0 در جامعه ای که انسانها با دزدی، کلک، دروغ، حقه بازی، فشار، زور، چاپلوسی و قالتاقی پولدار می شوند و روی دیگران سوار و یا مسلط می شوند و هی خود را به همان صورت بزرگ و بزرگتر می کنند، جایی برای انسانهای پاک و باوفا نمی ماند0 آن پولدارهایی که می گویند ما قانونی پولدار و یا مالک شدیم دروغ و کلک هم نزده ایم، دروغ می گویند0 و تازه بر اساس همین جامعۀ استثماری پولدار شده اند و می شوند و با همان قوانینی که آنها قرنهای زیادی بزور به خورد مردم داده اند و مردم هم به آن عادت کرده اند0 در چنین جامعه ای شخص حق دارد میلیونها بار بیشتر از حقوق طبیعی اش داشته باشد، خوب دیگر چیزی برای دیگران نمی ماند0 وقتی که بی عدالتی، نابرابری، بی اعتمادی، نبود همدردی، همکاری و هم یاری سخت در این جامعه وجود دارد جایی برای انسانهای پاک و باوفا نمی ماند0 درواقع استثمار بدون بی عدالتی، هرج و مرج، نابرابری، جنگ، ترس، وحشت، خشونت، فردگرایی، خودمحوری، خودخواهی، خسیسی، چاپلوسی، پارتی، مردم فریبی، دزدی، گروه های آدم کش، خودفروشی، و هزاران تضاد دیگر نمی تواند باشد0 توی این جامعۀ استثماری، باید حقه و کلک زد و دروغ سوار کرد و مردم فریبی کرد تا زندگی کنید0 در واقع به سادگی نمی توان بدون دروغ زندگی کرد0 در این جامعه باید به شکل استثمار عمل کرد0 همانطور که استثمارگرو یا سرمایه دار پاک پیدا نمی شود0 البته مدت ها است که با لبخند، خنده، احترام و ادب استثمار می کنند0

          در هر صورت با این شیوه ها بهتر می توان سوار ملت شد و آنهم بدون اعتراض0 هر سرمایه داری و یا استثمارگری مجبور است با همین قوانین استثماری استثمار کند0 حتی یک سرمایه دار بسیار، بسیار کوچک، حتی اگر کمونیستهای سرمایه دار شده هم فکر کنند که می توانند سرمایه دار پاک باشند  باید به ریششان خندید0 آنها از سادگی و اعتماد سو استفاده کرده اند و می کنند0 در هر صورت استثمار از شیوه هایی هم استفاده می کند که توده ها بپذیرند0 آنها حتی برای حقوق بشر و نه حقوق طبیعی، دمکراسی، طبیعت، عشق و زیبایی و غیره هم خود راظاهر می کنند0 جا دارد مطرح شود که استثمارگران بزرگتر مثل ایالات متحده فرهنگ(مجموع عملکردهای مشترک یک منطقه)، زبان، هنر و متافیزیک استثماری خود را هم به دیگر جوامع تحمیل می کنند0 مثل همۀ امپراتورهای قبل و بعد از میلاد0 در جامعۀ استثماری فساد در همه جا پیدا می شود0 چونکه جامعۀ استثماری بدون فساد غیر ممکن است0 فساد چه در مراکز اداری، دولتی و غیر دولتی، آموزشی، بیمارستانها، کلیساها، مساجد، مراکز روحانی و درواقع در هر سازمانی و یا ارگانیسمی وجود دارد و باید گفت فساد در احزاب کمونیستی نمی تواند نفوذ نکند0

          همیشه باید به خاطر داشت که برای پولدار شدن یک عده و یا یک عدۀ جدید، دیگران باید بی پول، بی ملک و یا ندار باشند و یا درواقع چیزی نداشته باشند0 اگر نه جامعۀ استثماری نمی تواند روی دوپای خود به ایستد و برای اینکه بتواند بهتر روی دوپای خود بایستد حکومتها را بوجود می آورند تا بتوانند سیستم را نگه دارند0

          انسانها خصلتاً جمع گرا هستند0 ولی پول و مالکیت این خصلت را می خواهد بشکند و حتی نابود کند0 که چنین چیزی امکان پذیر نیست0 پس جنگ بین آن دو در می گیرد0 جنگی که در وجود هر انسانی بر روی زمین وجود دارد0 جنگ بین فرد گرایی، خود محوری و جمگرایی و هم یاری که عاملهای تراژیک و کمیک را بوجود می آورند، و به عبارت دیگر جنگ بین حقوق طبیعی از یک طرف و استثمار در طرف دیگر0 هیچکس را نمی توان از استثمار دور کرد0 این ویروس حتی بچۀ تازه بدنیا آمده را هم می گیرد0 و بچه ها هم مجبورند بر اساس همین معیار ها رفتار کنند و می کنند و بزرگ می شوند، مثل دیگران0 و باید اضافه کرد که چنین سیستمی به راحتی ملی گرایی و تبعیض نژادی و مذهب و غیره را می پروراند0 آنها چیزی جز خود خواهی، خود محوری، تنگ نظری و خود بینی نیستند0 آنها وجود دارند چونکه استثمار وجود دارد0 نابودی استثمار نابودی آنها را هم به همراه دارد0 دولت و درواقع حکومت نمی تواند آنها را ازبین ببرد0 و هیچ حدی قادرنیست آنها را ازبین ببرد، بلکه برای ازبین بردن آنها باید استثمار را از بین برد0

          مخفی کاری خصلت حیاتی استثمار است، بخاطر ترس از دیگری و در چنین جامعه ای نمی توان مخفی کاری نکرد، دیگری و یا دیگران نباید بدانند، اگر نه از دست دهندگانید0 مخفی کاری نتنها در عرصه های اقتصادی اجتماعی و حتی بین فرد فرد انسانها وجود دارد0 این چنین است که می گوییم استثمار انسان را خرد کرده است0 استثمار شخصیت انسان را نابود و لجن مال کرده است0 بطوری که در شکل فیزیکی او تأثیر گذاشته است0 جامعه ای که بر اساس بی احترامی، بی ادبی، بی لطفی، دزدی، مردم فریبی، چاپلوسی و غیره باشد از استثمار جدا نیست0 بخاطر اینکه استثمار آنها را بوجود می آورد0 مخفی کاری در رقابت و بازار وجود دارد0 درواقع تجارت و بازار بدون مخفی کاری امکان پذیر نیست0 آنهم به علت رقابت که عوامل معنوی خود را هم به وجود می آورد0

          در این جامعۀ استثماری انسانها یا در اثر مواد مخدر و یا جنگ می میرند و یا از بیماری های نو ظهور ازبین می روند و خواهند رفت0 در این جامعۀ بیمار، انسان یا در اثر فقر، گرسنگی، بیکاری، بدبختی، کار سخت و سنگین می میرد و یا از طریق گلوله های آتشین، بمب های اتمی، نترونی، لیزری، مین های شخصی، کثیفی آب نوشادنی، مواد سمی، هوای آلوده و مسموم، مواد گیاهی سمی و مواد غذایی سمی می میرد0 و بعضی ها در اثر غصه، زجر و شکنجۀ این ویروس می میرد0 انسانها یا در اثر ملی گرایی، تبعیض نژادی و  یا درگیری مذهبی که مظاهر استثمار هستند از بین می روند0 در هر صورت در این جامعه، نابودی، به هر شکل آن در برابر ما ایستاده است0 انسان را در این جامعۀ بیمار استثماری بخاطر استقلالش و برای استقلال دیگران می کشند0 و به خاطر مقاومتش و استقامتش و آزادیش می کشند و بخاطر اشتباهش و اشتباه دیگران می کشند و برای رشد و تکاملش هم نابود می کنند0 این است آن هیولایی وحشتناک0 جالب است مطرح شود  که انسان را حتی بخاطر پاکیش، باوفایش، دوستیش، سادگیش، مظلومیش هم می کشند0

          در جامعۀ استثماری است که خلقی را محکوم به مرگ می کنند و کرده اند و نابود هم کرده اند و خواهند کرد0 بخاطر پول، مالکیت و مبادله، درواقع استثمار بمب های شیمیایی، باکتریولوژی، اتمی، لیزری، مخدری، مین های شخصی و گلوله های آتشین بر سر خلق می ریزند و برای همین هم بوجود آمده اند و می آیند0 سلاح برای کشتن است0 در مواقعی حتی ویروس مصنوعی و یا غیر مصنوعی را هم در کشور خود و هم در جاهای دیگر و بخصوص کشورهای در حال رشد، در میان خلق پخش و آزمایش می کنئد0در تاریخ همۀ این اتفاقات بدور از توده ها افتاده ست و خواهند  کرد0 فرهنگ(مجموع روابط) استثمار از اصل روابط ناسالم بین انسانها نشأت می گیرد0 همانطور که گفتیم استثمار نسل بشر را به نابودی خواهد کشاند0 چونکه آنها(استثمارگران) هوا را کثیف و خراب کرده اند، آب نوشیدنی را مسموم و کمیاب کرده اند، آب دریاها را فاسد کرده اند، درصد بیش از حدی از ماهیان را به نابودی کشانده اند، جنگلها و حیوانات را از بین برده و کم یاب هم کرده اند و ادامه می دهند و تازه سلاح های کوچک قبل از میلاد را باخود ندارند، آنها سلاح هایی دارند که قادراند هر موجود زنده را بر روی زمین پاک کنند0 در نظر داشته باشیم که جنگ خصلت استثمار(پول، مالکیت و مبادله) است0 و حتماً رخ خواهند داد و همانطور که هر روز به اشکال ساده تر رخ می دهند و در گذشته هزاران بار رخ داده است0

          وقتی که سیستم(روابط) بر اساس استثمار باشد، مطبوعات و مراکز مطبوعاتی، خبری، مثل روزنامه ها و مجلات، رادیو، تلویزیون، سیستم(روابط) دویی(یعنی بر اساس دو عامل صفر و یک یا روشن و خاموش(متقابلین) کار می کنند مثل کامپیوتر و یا انفورماتیک و یا الکترونیک) هم بر اساس استثمار است0 برای این بوجود نمی آیند و نیامده اند که چیزی به توده ها بدهند بلکه برای پول، مالکیت و مبادله بوجودآمده اند0 جنگلها را نابود می کنند برای اینکه تجارت کنند و پول در آورند و تازه از قدرت دولتمردان خارج است، چون آنها عامل و برای استثمارند0 صنعت مدرن برای استثمار است و نه برای انسانها0 در واقع هر چیزی حتی کتابهای درسی و علمی برای پول و تجارت است0 هر چیزی به هر شکل و به هر عنوانی برای استثمار ساخته می شوند و شده اند و باید بشوند و نه چیز دیگر0 در جایی که بازار آزاد وجود داشته باشد و به عبارت دیگر بازار باشد مطمئناً بازار سیاه وجود دارد0 دولت خود درمواقعی بازار سیاه بوجود می آورد و یا شرکت می کند و یا برای منافع خود بر علیه آن به اصطلاح اقدام می کند0 بازار سیاه بدون استثمار امکان پذیر نیست0 استثمار بدون مواد مخدر، الکل، کثافتکاری، وحشی بازی، نابودی، بدبختی، زجر، شکنجه ،زوزه و غیره امکان پذیر نیست0 تجارت خود دیوانه و وحشی است0 برای همین مردم را دیوانه حساب می کند0 تاجران به راحتی میگویند که مردم «خرند»0 آنقدر این ویروس اجتماعی رشد کرده است که بطور وحشت ناکی بویش درآمده است0

          حکومتمداران برای آرام کردن ناهنجاری جامعه فقط از چسب زخم برای مثلاً بیماری آبله مرغان استفاده می کنند0 البته آنها کار دیگری نمی توانند بکنند، چونکه برای آن بوجود نیامده اند که بیماری را از بین ببرند جایی که خود وابسته به آنند0 در واقع برای هر زخم جامعه که در مواقعی زخم روی زخم است فقط باند پیچی می کنند و هی باند پیچی می کنند که در مواقعی حتی همین باند پیچی امکان داردجامعه را هم سریعتر در درۀ وحشت، درواقع مرگ فرو برد0 خارج از اینکه تصور شود0 که زخمهای روی بدن جامعه علتش ویروسی است که در جامعه وجود دارد و این ویروس استثمار است0 خالهای سرخ بدن جامعه علتش همین ویروس است و با چسب زخم هم خوب نمی شوند0

          استثمار گران آنقدر قدرت پیدا کرده اند که برای هر انسانی که روی زمین زندگی می کند و یا به دنیا می آید سند[چه روی ورق و یا چه سیستم دویی(سیستمی که بر اساس صفرو یک، روشن و یا خاموش کار می کند مثل کامپیوتر و غیره)متقابلین] (زنجیر بردگی) درست کرده اند و هر چیز را در مورد یک شخص می دانند0 سازمانهای جاسوسی، خبری، اطلاعاتی، خبر چینی عظیم و عظیم دارند که امکان مبارزه و درواقع ازبین بردن آنها کار ساده ای نیست0 آنها به این خاطر هستند که مبادا شماها سرمایۀ آنها را بدرید و یا از بین ببرید0 استثمارگران می خواهند که شماها وحشی باشید، بی سواد باشید و اسلحه به دست بگیرید و اسلحه اش را هم ارزان می فروشند تا بتوانید راحت بخرید تا استثمارگران بتوانند نیروهای نظامی، انتظامی و کنترل داشته باشند تا بتوانند به راحتی توجیه کنند تا بتوانند بگویند که ما برای دفاع و حل درگیری ها، دمکراسی، حقوق بشر، سازمان ملل و ملی گرایی هستیم0 در مواقعی اسلحه را هم مجانی می دهند و تازه خود هم درست می کنند0

          مرزها(دیوار و یا سیم خاردار مرعی و یا نامرعی ملک یک اقلیت استثمارگر در یک منطقه از کرۀ زمین) را با دیوارهای عظیم می بندند و سیمهای خاردار می کشند و به انسانها درواقع برده های استثمارگران شناسنامه و پاسپورت و یا هر چیز دیگر شناسایی می دهند0 البته قبلاً وابستگی بردگی به صورت زنجیر، گردنبد، یا گوشواره و حلقه بوده است0 ولی اکنون شکل آن تغییر کرده است و محتوای آن هیچ تغییری نکرده است0 زنجیر وابستگی به یک ملک چه آهنی می خواهد باشد و چه بصورت، مهر، شناسنامه، پاسپورت و یا هر مدرک شناسایی دیگر فرقی نمی کند، همان مفهوم را دارند0

          همۀ تحقیقات علمی کنونی زیر چارچوب استثمار یعنی پول، مالکیت و مبادله قرار دارد و از هر گونه کشفی که انسان خواسته باشد استفاده کند و حتی آنرا رشد دهد باید پولش را بپردازد0 کشف سیارات و پیدا کردن و تصاحب کردن کرات دیگر و انسانهای دیگر در چارچوب استثمار خواهد بود0 استثمارگران، درواقع می خواهند استثمار را به کرات دیگر هم انتقال دهند0 درست است که انسان کشف می کند و تکامل میابد و رشد می کند، ولی همیشه یک اقلیت بسیار کم آنرا مالک می شوند و برای اینکه دیگری نقاپد غایم می کنند0 برای استفاده کردن از علم و هنر باید پول بدهید و در مواقعی به حد وحشتناکی گران است0 در واقع استثمار هر چیزی را پول، مالکیت و مبادله می بیند و بر اساس آن عمل و حرکت می کند0

          استثمارگران و یا درواقع استثمار جنگلها را نابود می کنند تا از درختان بتوانند ورق درست کنند که مورد استفادۀ هزاران نوع مجله، روزنامه، آفیش، اعلامیه، کتاب و غیره قرار گیرد0مجلات، روزنامه ها و کتابهایی که اکثریت آنها را تبلیغات تشکیل می دهند0 حتی آفیشهای بزرگ تبلیغاتی، برای گول زدن مردم، برای پول، مالکیت و مبادله(تجارت، بازار، خریدو فروش و...) استفاده می شوند0 آنها حتی از نابودی جنگل برای دفاع از طبیعت هم استفاده می کنند0 و آفیشها و علامیه ها و روزنامه ها و مجلات دفاع از طبیعت و غیره را بخورد انسانها می دهند و داده اند تا بگویند حکومت ما و وطن ما از طبیعت د فاع سخت می کند0 آنها هزاران نوع ور ق تبلیغاتی برای انواع و اقسام نمایندگان اداری دولتی و غیر دولتی، وزرا و رئیس جمهور و غیره و انواع و اقسام استفاده از ورق را می کنند 0 عین دوستی که از پشت خنجر بزند0 جنگل را نابود می کنند که دوستی شان را نشان بدهند0 آنها جنگل را نابود می کنند تا بتوانند برای آزادی و عشق و برابری تبلیغ بکنند و خود را نمایندگان آزادی و برابری و طبیعت و انسان بدانند0 استثمار گران حیوانات را نابود می کنند تا بتوانند از آنها برای پول، مالکیت و مبادله استفاده کنند0 و از حیوانات برای به اصطلاح زیباتر کردن زنها هم استفاده می کنند0 خارج از اینکه آنها تصور کنند که زنها بدون این مواد عجیب و غریب زیبا هستند و دیگر احتیاج نیست حیوانات را ازبین ببرند0 البته آنها هم برای خود فروشی باید خود را تزئیین و زیبا کنند0

          حیوانات را هرمنی و هزاران مواد شیمیایی دیگر می زنند تا گوشتشان پفتر و سنگینتر شود تا بتوانندپول بیشتری در بیاورند0 حیوانات را با انواع و اقسام محیط و هواهای مصنوعی می پرورانند و شکنجه می دهند و به زنجیر می بندند و مواد غذایی را طلف می کنند تا شاید بتوانند پول بیشتری در بیاورند و همزمان هم برای گرسنگان تبلیغات می کنند0 آنها انسانها را گرسنه نگه می دارند تا بتوانند برای آنها ابراز احساسات کنند0 چونکه اگر گرسنه نباشند نمی توانند احساسات خود را بروز دهند0 حتی گوشتها و میوه ها را در مغازه های بزرگ و کوچک و رستورانهای خود می پوسانند و یا ازبین می برند ولی حاضر نیستند به گرسنگان بدهند0 آنها آبها ی خوردنی را با انواع مواد شیمیایی کثیف می کنند و یا کثیف نگه می دارند تا بتوانند آبهای «تمیز» را بفروشند و از آن پول در بیاورند و تجارت کنند و هی پول بگیرند0 آنقدر در بیاورند تا خود را از پر خوری منفجر کنند0 استثمار این بیماری اجتماعی همه چیز را نابود می کند و در حال نابود کردن است0 انسان را نابود می کند، جنگلها را نابود می کند ، حیوانات را نابود می کند، هوا را خراب و کثیف و نابود می کند، زمین را کثیف و خراب و نابود می کند، آب نوشیدنی را کثیف و سمی و نابود  می کند، در یا ها را نابود می کند، مواد غذایی را نابود می کند، نان را نابود می کند، شیر را نابود می کند و غیره و اگر نان و شیر خوب خواسته باشید باید پول بیشتری بدهید0 در هر صورت این بوده تراژدی انسان و هنوز هست0 باید هرچه سریعتر این بیماری اجتماعی از بین برود، اگر نه با گسترش بیشتر همه چیز را نابود خواهد کرد0 استثمارگران بایک دست خنجر به طبیعت می زنند و با دست د یگر برای طبیعت تبلیغات می کنند و از هر دو حالت پول در می آورند و خود را گنده و بعضی ها را راضی می کنند0 ورق طبلیغاتشان را هم از درختان جنگل درست می کنند0

           استثمارگران با یک دست خنجر به گرسنگان می زنند تا با دست دیگر برایشان دلسوزی کنند و از دو حالت هم هی پول در می آورند0 استثمارگران با یک دست خنجر به حیوانات می زنند تا با دست دیگر برای حیوانات تبلیغات کنند و کاغذ تبلیغاتش را هم از نابودی جنگل تأمین می کنند0 حکومتمداران، متافیزیکان و استثمارگران قادر نیستند پول، مالکیت و مبادله را ازبین ببرند0 بخاطر اینکه بدون آنها خود از بین می روند0 پول و مالکیت و مبادله هستی استثمارگران و همچنین استثمارشوندگان هستند0 استثمارگران و استثمار شوندگان برای پول در آوردن هزار و یک عمل انجام می دهند و دولتهای استثماری و استثمارگران هزاران حقه می زنند تا از مردم بچاپند و انسانها را غارت می کنند0 بعد از انسانها می خواهند که از سرزمینشان، سرزمین متعلق به مالکیت شان به عنوان وطن دفاع کنند0 استثمارگران خیلی چیزها را طلف می کنند ولی حاضر نیستند به گرسنگان بدهند0 تازه گرسنگان باید گرسنه باشند تا استثمارگران برایشان دلسوزی کنند و تبلیغ همدردی کنند تا استثمارگران وجود داشته باشند0 استثمارگران زمین و زمان را بصورت زندانهایی در آورده اند که بدون اجازه نامه جابجایی امکان پذیر نیست0 برای هر کدام از مراکز اداری و دولتی انسان ها چیزی جز یک و یا چند شماره و یک برده نیستند0 برده های استثمار و استثمارگران و تازه هزاران ورق را هم برای آزادی ازبین می برند و تبلیغ آزادی می کنند0

          مواد غذایی را از قصد از بین می برند  تا ارزش آن پایین نیاید0 ولی حاضر نیستند به گرسنگان بدهند0 میلیونها تن مواد غذایی چه گیاهی و چه حیوانی را طلف می کنند و به اشکالی چه در مغازه ها و چه در مراکز تولید و یا خانه ها از بین می برند تا بتوانند جیب خود و یا بانکهای خود را پر نگه دارند، ولی حاضر نیستند به گرسنگان و یا نداران بدهند0 جالبتر اینکه استثمارگران علاقۀ شدیدی به عملیات انسان دوستانه و یا بشر دوستانه و حقوق بشر دارند0 درواقع با یک دست به انسان خنجر می زنند و با دست دیگر دوستیشان را با بهترین احساسات تجاری، انفجاری نشان می دهند0 بی ادبی و وقاحت استثمارگران چنان است که هزاران پول برای لذت خود و زیبایی خود و اطراف خود خرج می کنند و تازه سازمانهایی برای گرسنگان هم درست می کنند و برای گرسنگان دلسوزی می کنند و اینطوری می خواهند در حق گرسنگان لطف کنند0 استثمارگران برای فروش کالاهای شان آنرا و یا اطراف آن را با هزاران پول تزئین می کنند، همانطور که زنها (کالا) خود را زیبا می کنند ولی حاضر نیستند به گرسنگان بدهند غیر از اینگه نیروهای نظامی را با انواع سلاح ها برایشان ارسال می کنند0 جدایی انسانها در اثر استثمار باعث نمی شود که بتوان جامعه را بطور علمی سازمان داد، طبقه بندی کرد و نظم داد بطوری که هر موجود زنده ی به حقوق طبیعی خود برسد و هم به طبیعت کمک شود0

          استثمارگران نه تنها حیوانات را به جان هم می اندازن و لذت می برند و پول در می آورند و تجارت می کنند، بلکه انسانها را هم به جان هم می اندازند(به هر شکل و به هر نوع آن) تا بتوانند پول در آورند، مالک شوند و تجارت کنند0 این بیماری اجتماعی انسانها را چنان کرده است که انسانها احترام بیشتری برای مردگان می گذارند تا زنده ها0 حاضرند زنده ها بمیرند و مردگان زنده شوند !!؟ برای مردگان هزاران پول خرج می کنند د ر صورتیکه حاضر نیستند به گرسنگان زنده کمک کنند و تازه تابوت و یا پارچۀ دفن آن را هم از نابودی جنگل و زمین (سنگهای قیمتی) استفاده می کنند0 برای مردگان انواع و اقسام سازمانهای دولتی و غیر دولتی برای تجارت، پول و مالکیت بوجود می آورند و وجود دارد ولی حاضر نیستند برای گرسنگان زنده قدمی بردارند، غیر از دلسوزی و عملیات انسان دوستانه که چیزی جز اسلحه، مواد شیمیایی، با کتریولوژی، لیزری و غیره نیست و تازه این دوستان را در ملک (کشور) خود نمی پذیرند و بر علیه خارجی ها سخت فعالیت می کنند0

          باید در نظر داشت که درصد ارسال اسلحه، مواد شیمیایی و ... صد ها برابر بیشتر از مواد مورد احتیاج و حیاتی آنها است0

          انسانها بخاطر پول مجبورند در بدترین شرایط و بدترین وضع کار کنند و زحمت بکشند و استثمارگران که برای پول، مالکیت و مبادله وجود دارند و زندگی می کنند، حاضر نیستند راحتی توده ها و حتی طبیعت که خود نیز به آن وابسته اند را تأمین کنند و نمی خواهند و نمی توانند تأمین کنند0 بخاطر اینکه استثمار به آنها تحمیل می کند0 از بی کاری انسان پول در می آورند0 از گرسنگی انسان پول در می آورند0 از بی خانمانی انسان پول در می آورند0 از عشق و عشق بازی انسان پول در می آورند0 از بدبختی و زجر و غصۀ انسان پول در می آورند0 از گریه انسان پول در می آورند0 از فلجی انسان پول در می آورند0 از بیماری انسان پول در می آورند0 از شکم انسان پول در می آورند0 از خودکشی کردن و یا در حال خودکشی پول در می آورند0 از خجالتی، سادکی، با وفایی و اعتماد انسان پول در می آورند و سو استفاده می کنند0 از دوستی و رفاقت انسان پول در می آورند و سو استفاده می کنند و غیره و غیره0

          استثمارگران طبیعت را نابود می کنند و از نابودی آن پول در می آورند0 بعبارت دیگر از پشت خنجر می زنند و از طرف دیگر برای نابودیش گریه می کنند0 از نابود کردن جنگل پول در می آورند0 از نابود کردن حیوانات پول در می آورند0 از نایاب شدن حیوانات که در مواقعی از قصد می کنند پول در می آورند0 آنها، استثمارگران، انسان را نابود می کنند و می خواهند حیوانات را نجات دهند0 انسان ها را نابود می کنند و در لجن فقر و بدبختی و گرسنگی نگه می دارند و روی سرشان بمب و حقوق بشر و دمکراسی می ریزند و می خواهند گیاهان، درختان، حیوانات و درواقع جنگل را نجات دهند0 جنگل را نابود می کنند و کتاب های تجاری یعنی کتابهایی که فقط برای پول در آوردن نوشته می شوند درست می کنند0 در هر صورت نویسندگان هم باید زندگی کنند، شکی نیست، و یا اسکناس درست می کنند و یا ورقهای اداری، اعلامیه، آفیش، تبلیغات، پرچم و هزاران چیز برای جشنها و برنامه های لذت بخش شان درست می کنند و تبلیغ می کنند0 این ورقهای تزئینی که فقط برای لذت چند ساعته در جشن درست شده از نابودی جنگل بدست آمده است0 و یا اینکه با نابودی جنگل انواع و اقسام جعبه های بسته بندی کالاهایشان و غیره می سازند، آنهم برای فروش بهتر و سود بیشتر، در واقع استثمار، و هی پول می خواهند و هی پول می گیرند و هی پول می گیرند و هی پول می چاپند و هی غارت می کنند و هی می خورند و هی........

         جنگل را نابود می کنند و هزاران ورق کاغذ اداری، مجله، روزنامه و غیره درست می کنند که نود درصد آن مردم ازاری است(تجاری است) و هیچ ارزش حیاتی ندارد جز نابودی جنگل0 جنگل را نابود می کنند و از بین می برند تا بتوانند میزها، صندلی ها، کمدها، دکوراسیون های... زیبای اداریشان را بخورد گرسنگان بدهند0 اداراتی که فقط برای پول درست شده اند، برای تجارت درست شده اند0 و تازه زمانی که زیاد تولید می کنند آنها را ازبین می برند و یا در انبارها یشان می پوسانند0

          استثمارگران نه تنها حیوانات را نابود می کنند، حتی به آنها هرمن و یا دیگر مواد شیمیایی می زنند تا بزرگتر شوند و بیشتر در آورند، با اینکه گوشت خوب را ازبین می برند0 باید مطرح کرد که استثمارگران(استثمار) سخت وحشت دارند که انسانها مستقل باشند، چونکه با استقلال انسان استثمار از بین می رود0

          بیشتر از هشتاد درصد تولید کاغذ فقط در راه استثمار فدا می شوند0 به اندازۀ کافی علت برای نابودی جنگلها وجود دارد0 حکومت ها برای آن وجود ندارند و یا بوجود نیامده اند تا جنگلها را نجات دهند0 در صورتیکه هر چه بیشتر خود را با سلاح های عظیم و مخربتر گنده تر می کنند0 و انسانها را به کشتن می دهند0 آنهم به اسم دمکراسی و یا دفاع و یا حقوق بشر و یا عملیات انسان (بشر) دوستانه و یا سازمان ملل و غیره و غیره0 نابودی جنگل هم نابودی حیوانات و نابودی نسل بشر است0      

          حیوانات باید نابود شوند اگر نه زندانهای حیوانات بوجود نمی آید تا بتوانند موجود زنده را هر چه گرانتر بفروشند و یا برای دیدنشان پولهای هنگفتی بگیرند و یا در خانه ها زندانی کنند0

          حیوانات باید نابود شوند تا استثمارگران «زیبا» پوست خود را زیبا تر کنند، خانۀ خود را زیباتر کنند و لباسهای زیباتر بپوشند و به خورد گرسنگان بدهند0

          حیوانات باید نابود شوندتا بتوانند گردنها، دستها و بدن ها را پر کنند0 و تازه هرچه آن حیوان کمیابتر باشد ارزش بیشتری دارد و یا پیدا می کند0 پس پیش بسوی نابودی حیوانات و نگه داشتن آخرین موجود !! البته متأسفانه در این جهت در حرکت هستیم0

          حیوانات باید نابود شوند تا بتوانند صندلی ها و ماشینها و مبلمان ها و هواپیماهایشان را درست کنند0

          حیوانات باید نابود شوند تا بتوانند حیوانات اهلی مثل گاو، گوسفند، خوک، سگ، گربه، مرغ و خروس را گسترش دهند0

          حیوانات باید نابود شوند تا شهرها و راهها و ساختمانها(چه تجاری و غیر تجاری) را درمحیط این حیوانات بسازند و محیط مناسب آنها را تنگتر کنند0

          جنگل و حیوانات باید نابود شوند موقعی که اکسیژن هوا را ازبین می برندن و آب ها را به لجن می کشند، با انواع مواد سمی و شیمیایی و غیره0

          جنگلها و حیوانات باید نابود شوند تا بتوانند مراکز بزرگ و عظیم توریستی و زمین گلف بسازند0

          جنگلها و حیوانات باید نابود شوند وقتی که رشد جمعیت زیاد و زیاد تر می شود و آنها کمتر و هرچه کمتر می شوند0

          جنگلها و حیوانات باید نابود شوند تا جشنها و فیلمها و برنامه ها و تبلیغات و جلسات و لذتهای خود را بسازند0

          جنگلها را نابود می کنند تا بتواننداعانۀ ملی ها(بازی های شرطی)، سیگارهایشان و الکلهایشان را بسازند و از طریق آن ها انسان را هم ازبین ببرند0 یعنی با یک تیر چند نشان می زنند0 آنهم برای استثمار0

          طبیعت را نابود می کنند تا بتوانندمواد مخدر تولید کنند، مواد سمی دیگر تولید کنند و غیره و انسان را نابود کنند و تازه نابودی طبیعت نابودی انسان را به همراه دارد0

               جنگلها باید نابود شوند اگر نه  :

          اسکناسها، چک ها، سندها، مدارک ها و دیگر مدارک پولی و دستگاه های عظیم، عظیم فتوکپی و چاپ درست نمی شوند0

          کتابهای تجاری درست نمی شوند0

          مجلات و روزنا مه های تجاری چاپ نمی شوند0

          کاغذ کادوها، کاغذ دیواری ها، کاغذ و مدارک اداری درست نمی شوند0

          مدارک بردگی به استثمارگران یک ملک، مثل شناسنامه، پاسپورت و بقیۀ مدارک بردگی به استثمارگران درست نمی شوند0

          اعلامیه ها و اطلاعات و ورقهای احزاب درست نمی شوند0

          زمینها و آبها برای تولید مواد مخدر مثل سیگار، الکل، بنزین گیاهی و غیره تولید نمی شوند0 زمینها برای تولید تجاری بوجود نمی آیند0

          کارت پستالها، کارتنهای کالاها، بسته بندی کالاهای استثمارگران، پاکتها، نامه ها، کاغذ های رنگی جشنها، کاغذ های ادارات و کاغذ دیواریها بوجود نمی آیند و تولید نمی شوند0

          درختهای فروشی و کرایه ای بوجود نمی آید0

          انواع بلیط ها بوجود نمی آید0 بایگانی مراکز اداری، بازی ها، قمارخانه ها، راه ها، ساختمانها، سندها، مدارک ها بوجود نمی آید0 و تازه آشغالها و مواد سمی شان را هم در جنگلها می ریزند0

          گلها و بوته های فروشی بوجود نمی آید0

          ................................

           .............

          استثمار می خواهد که شماها انسانها وابسته به او باشید و برایش تعظیم کنید و دستوراتش را اجرا کنید و از اینکه خودتان باشید می ترسد و حاضر نیست کنار بیاید0 استثمارگران حیوانات و طبیعت را دوست و انسان را دشمن خود می دانند0 آنها بچه های خود را دوست دارند و بچه های کشورهای دیگر را لت و پار و غارت و تجاوز می کنند0 خارج از اینکه تصور کنند که برای نجات طبیعت یعنی جنگلها و حیوانات و درواقع کرۀ زمین و حتی بچه ها باید اول انسان را نجات داد0 چونکه نابودی انسان نابودی حیوانات و جنگلها و حتی کرۀ زمین را به همراه دارد0 استثمارگران نتنها هوای کرۀ زمین را کثیف می کنند، بلکه با امواج رادیویی، و امواج ماوراء بنفش و قرمز، امواج نوری و تیکه سفینه ها پر می کنند و هوا را بیشتر کثیفتر می کنند0 دریا ها را با نفتها و مواد شیمیایی دیگر که از مناطق دیگر دزدیده اند و غارت کرده اند و یا اینکه بطور خزنده برده اند، کثیف و آلوده می کنند0

          در جامعۀ استثماری است که تکنولوژی و آخرین نوع تکنولوژی در اختیار استثمار یعنی پول، مالکیت و مبادله قرار می گیرد0 یک چنین تکنیکی در اختیار انسانها قرار نمی گیرد مگر آورندۀ پول و مالکیت باشند0 در جامعۀ استثماری است که انسان ها را وحشی و حیوانات را آدم بشو و بهتر از آدمها می دانند0

          استثمارگران از آفتاب هم پول در می آورند و تجارت می کنند0 از سرما و گرما هم پول در می آورند0 از جشنها هم پول درمی آورند و برای همین برای جشنها چه کوچک و یا بزرگ تبلیغات می کنند0 استثمارگران حتی از زیبایی طبیعت هم پول در می آورند0 از بهار، تابستان، پاییز و زمستان پول در می آورند0 در جامعۀ استثماری است که انسانها، انسانها را از همه طرف تحت نظر دارند و مواظب همدیگر هستند و هیچ کس به کسی اعتماد نمی کند و به همدیگر چپ، چپ نگاه می کنند0 البته از این نظر استثمارگران افراطی تر عمل می کنند0 آنها مواظب شما هستند تا مباد ا خطایی بکنید0 برای همین شما را سند بندی و بایگانی می کنند و مدارک کاغذی و کامپیوتری درست می کنند0 آنها هر موجودی را تحت نظر دارند تا مبادا صدایشان در آید0

          حتی حیوانات را هم مهر و موم و نشان می زنند تا ملک خود بنامند0

          در چنین جامعه ای استثمارگران و مراکز دولتی و غیر دولتی به انسانها چپ، چپ نگاه می کنند0 و تازه کسی هم که چپ، چپ نگاه نکند سرش کلاه می رود0 این جامعۀ استثماری است که همه را مجبور به چنین عملهایی می کند0 استثمارگران شما را تحت نظر دارند تا مبادا بخاطر شکم دزدی کنید0 تا مبادا برای آزادی، برابری، همبستگی، همدردی و هم یاری بپاخیزید0 آنها چپ، چپ نگاه می کنند تا مبادا سر موعد انواع مالیاتها و بیمه ها را نپردازید0 آنها همۀ امکانات مثل مراکز عریض و طویل اداری، انتظامی، نظامی، کنترل، نگهبانی، خبری، خبرچینی، دوربین های فیلمبرداری، آدمکش، شکنجه گر و مزدور دارند و اینطوری مواظب شماها هستند0 البته خود این دولتمردان دزدان ماهری هستند0 چونکه وقتی که دزدی می کنند برای شکمشان دزدی نمی کنند0 چونکه به اندازۀ کافی دارند و تازه دزدی هم می کنند مشکل زیادی برایشان پیش نمی آید0 مثلاً وقتی که رئیس جمهور و نخست وزیر دروغ می گویند و دزدی می کنند سریع آنرا ماسمالی و غایم می کنند0 تا آبروی مملکتشان نرود0 آنها و بقیۀ دولتمردان که دزد نمی شوند و از همه پاکترند و طبیعت و بچه ها را دوست دارند0 همانطور که به بچه ها آموزش می دهند و از افتخارات شاهان، امپراتورها و بقیۀ این آدمکش ها، دزدان، دروغگویان و چاپلوسان بخوردشان می دهند0 ولی شماها اگر دزدی کنید آنهم برای شکمتان و یا درواقع برای حقوق طبیعی تان، با هزاران دیوار و خار مرعی و نامرعی مواجه می شوید0 باید به خود گفت مگر انسانها چقدر مواد غذایی می توانند بخورند که به آنها نمی دهند و می گذارند که گرسنگان گرسنه باشند0 بخاطر اینکه در جامعۀ استثماری هیچکس پول ندارد تا به گرسنگان بدهد حتی استثمارگران، حتی اگر در مغازه هایشان بپوسد و فاسد و پیر شوند و یا خود از بین ببرند0

          در جامعۀ استثماری درختان تجاری وجود دارند، حیوانات تجاری وجود دارند، انسانهای تجاری وجود دارند، گلهای تجاری، چمن های تجاری وجود دارند، چشم تجاری، سکس تجاری، نان تجاری، شیر تجاری، گوشت تجاری، گیاه تجاری، میوۀ تجاری، آب تجاری، هوای تجاری، خانۀ تجاری، خواب تجاری، بیداری تجاری، سلامتی تجاری، زیبایی تجاری، خوشبختی تجاری، خندۀ تجاری، گریۀ تجاری، جنگل تجاری و غیره و غیره وجود دارند0 زند گی انسان را تولیدات تجاری که فقط برای پول، مالکیت و مبادله، درواقع استثماراست گرفته است و نه برای انسانها0 در همین جامعۀ استثماری منافع مادی جای منطق و یا علم را می گیرد0 جایی که منافع(پول، مالکیت و مبادلۀ) کسی در خطر باشد منطق را قبول نمی کند0 و یا درواقع همین جامعۀ بیمار به او و یا به آنها تحمیل می کند که منطق را قبول نکنند اگر نه سرشان کلاه می رود0 به عنوان مثال، استثمارگران، یک کشور و یا منطقه ای را بمباران می کنند و در زیر همین بمبارانها بچه ها، مادران حامله، پیرها، جوانان، عاشقان، حیوانات، گیاه هان و درختان که اکثریت بیشتر را تشکیل می دهند را نابود می کنند0 آنهم بخاطر منافع مادی و درواقع استثماری یعنی پول، مالکیت و مبادله0 نمونه های آنها شدیداً زیاد است0 هرجنگلی، هر زمینی، هر هوایی، هر طبیعتی به هر شکل آن همانطور که همین امروز می بینید و به هر اسمی که می خواهد باشد، بخاطر پول، مالکیت و مبادله و درواقع استثمار است و نه چیز دیگر0 البته استثمارگران، حکومتمداران و متافیزیکان غربی، ایالات متحدۀ آمریکا و ژاپنی و غیره خوب می دانند که چه کثافتکاریهایی دارند می کنند و کرده اند و به روی خود هم نمی آورند0 چونکه انسانهای کثیفی هستند0 در چنین جامعه ای انسان نمی تواند صادق، باوفا، هم یار، هم کار، احترام گذارنده ومنطقی باشد0 چونکه از همه طرف او را می چاپند، غارت می کنند، باج می گیرند، خیانت می کنند، دزدی می کنند، دروغ می گویند و غیره0 او برای زندگی کردن در چنین جامعه ای مجبور است عین همانها عمل و یا رفتار کند0 در هر صورت هرکسی شکل خاص خود می گیرد و خود را با همین جامعۀ بیمار تطابق می دهد و آنهایی هم که نمی توانند دست به خود کشی می زنند و یا درواقع شیوۀ زندگی را پیدامی کنند0 ولی اکثریت همیشه از دست دهندگان هستند و باید باشند0چونکه در جامعۀ استثماری همه نمی توانند استثمارگر باشند و بایستی گرسنگان باشند تا استثمارگر هم وجود داشه باشد0 استثمارگر هم کسی است که از حقوق طبیعی اش بیشتر دارد0 باید بی کاران، تعظیم کنندگان وجود داشته باشند تا استثمارگران خود را سرور بداند0

          استثمارگران خوب می دانند که اگر منطقی باشند و یا صادق باشند سر شان کلاه می رود0 آنها خوب از عملکردهایشان شناخت دارند0 همین اقلیت استثمارگران که از همین انسانها هستند سیستم دزدی شرعی و راه سوار شدن بر دیگری و یا دیگران و یا باج و کلاه گذاشتن و حقه بازی و غیره را یاد گرفته اند و آنها هم هستند که در گذشته امپراتورهای بزرگ فارس، یونان، مصر، چین، روم، مغول و غیره و در مرحلۀ کنونی ایالات متحده و غربیها و ژاپنی ها و چینی ها را تشکیل می دهند0

         در جامعۀ استثماری است که زیبایی ها، بهترین ها، خوشکلترین ها، همۀ امکانات و توانایی ها در مراکز پول، مالکیت و مبادله جمع هستند0 و در آنجایی که پول نباشد مطمعناً آنها به هر شکلی و به هر عنوان آن مشکل پیدا می شوند و یا اصلاً وجود ندارند0 پول زیبایی و غیره می آورد و کسی هم که ندارد باید در لجن بیمار شود و بمیرد0 و آن کسی هم که کم دارد باید از بنجل آنها استفاده کند0 پول آزادی می آورد0 پول خوشبختی می آورد0 پول راحتی می آورد0 پول سلامتی، دوستی، عشق، صلح، جنگ و غیره می آورد0

          در تاریخ بشریت خیلی از انسانها خود را امپراتور نامیدند و هنوز می نامند0 در صورتیکه عمر طولانی نداشتند و نخواهند داشت0 ولی تنها امپراتور بزرگ و عظیم که بر انسانها حکومت می کند که هنوز هم باقی مانده، استثمار است0 این امپراتور هر چیزی و هر کسی را تحت نظر دارد و تحت تأثیر قرار می دهد0 بطوری که در میان دیگر حیوانات و حتی گیاهان سیستم طبقاتی نفوذ کرده است0 قدرت این امپراتور آنقدر عظیم است که در مواقعی به تصور هم نمی گنجد0 که هم اکنون به حد وحشتناکی گنده شده است و انسان را در پرتگاه نابودی قرار داده است0

 

 

 

 زنده باد آزادی    زنده باد برابری    زنده باد همبستگی و هم یاری

  برای باز کردن قطعنامۀ هم یاران بصورت پ. د. ف. اینجا کلیک کنید.

PDF,1

این کتاب به زبان فراسه با این نام  (Le défi est lancé!Manifeste du Communisme) و به وسیلۀ (Edition Baudelaire) و نوشتۀ (Mehdi Shohrati) چاپ و منتشر شده است. این کتاب را می توان مجانی از آدرس زیر بصورت پ. د. ف. بدست آورد. 

   PDF,2